این صفحه در تاریخ 24 شهریور 1402 به روز می شود. حتی الامکان هر دو هفته یک بار به روز می شود.

این صفحه در تاریخ 24 شهریور 1402 به روز می شود. حتی الامکان هر دو هفته یک بار به روز می شود.

تلگرام فرهنگی-فلسفی  محمدامین مروتی

تلگرام فرهنگی-فلسفی محمدامین مروتی:

https://telegram.me/manfekrmikonan

وبلاگ فرهنگی-فلسفی محمدامین مروتی:

http://amin-mo.blogfa.com/

فیس بوک محمدامین مروتی:

https://www.facebook.com/amin.morovati.9

اگر مطالب را مفید می دانید، لطفا با دوستانتان همرسانی کنید.

233. معرفی فیلم کشتی‌گیر (2008)

233. معرفی فیلم کشتی‌گیر (2008)

محمدامین مروتی

کشتی‌گیر فیلمی ورزشی به کارگردانی دارن آرونوفسکی و بازیگری میکی رورک، مریسا تومی و ایوان ریچل وود است. رورک نقش یک کشتی‌گیر محبوب را بازی می کند که پیر شده است. علاقه اش به کشتی باعث ترک خانواده و تنها دخترش شده و سنش که بالا می رود متوجه نیازش به داشتن خانواده می شود.

مردم غالباً رویه موفقیت و شهرت ورزشکاران را می بینند. اما این فیلم سویه سوگناک زندگی انسان های مشهور و موفق و موقتی بودن دوران شهرتشان را به تصویر می کشد.

این فیلم برنده جایزه شیر طلایی شصت و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز شد. ۹۸ درصد منتقدان نقدهای مثبتی به فیلم داده‌اند. این فیلم در ادامه جایزه بفتا، جایزه گلدن گلوب، جایزه ایندیپندنت اسپیریت و نامزدی اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. تومی همچنین نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.

دیدن فیلم را به طرفداران درام های مهیج و درگیرکننده توصیه می کنم.

232. معرفی فیلم فوق‌العاده شرور، به طرز وحشتناکی شیطانی و پست(۲۰۱۹)

232. معرفی فیلم فوق‌العاده شرور، به طرز وحشتناکی شیطانی و پست(۲۰۱۹)

فوق‌العاده شرور، فیلمی است به کارگردانی جو برلینگر و بازیگری به زک افران در نقش تد باندی، و لی‌لی کالینز در نقش لیز کندال است که بر اساس جنایات واقعی و اتفاق افتاده، ساخته شده است.

فیلمی جذاب و دیدنی برای علاقمندن به فیلمهای جنایی و دادگاهی است.

231. معرفی فیلم در خواب فرو رفته(1973)

231. معرفی فیلم در خواب فرو رفته(1973)

در خواب فرو رفته یا خواب آلود فیلمی است به کارگردانی وودی آلن. وودی آلن و داین کیتن نقش‌های اصلی این فیلم را ایفا می‌کنند.

صاحب یک فروشگاه موادغذایی در روستای گرینویچ به نام مایلز مانرو (آلن) با اکراه برای عمل جراحی به بیمارستان می‌رود. زمان، سال ۱۹۷۳ است. عمل ناموفق می‌ماند و پزشکان به سرعت او را منجمد می‌کنند. مایلز دویست سال بعد بیدار می‌شود و خود را در دنیایی پیشرفته و نامأنوس می‌یابد…

دیدن فیلم به علاقمندان وودی آلن و کمدی های روشنفکرانه اش توصیه می شود.

230. معرفی فیلم چراغ گاز(1944)

230. معرفی فیلم چراغ گاز(1944)

چراغ گاز فیلمی است در ژانر دلهره آور ساختهٔ جرج کیوکر با بازیگری اینگرید برگمن در نقش پائولا ،شارل بوآیه در نقش گِریگوری آنتون و شوهر پائولا و جوزف کاتن در نقش برایان کَمِرون در نقش کاراگاه پلیس.

فیلم در ۷ مورد کاندیدای دریافت اسکار بود که ۲ جایزه را نصیب خود کرد.

اسکار بهترین هنرپیشه زن برای اینگرید برگمن و اسکار بهترین کارگردان هنری برای سدریک گیبسون و همکارانش.

پایولا پس از قتل خاله اش با پیانیستی بنامِ گِرگوری ازدواج می‌کند و می‌پذیرد که با او در همان خانه‌ای که خاله آلیس به قتل رسیده زندگی کنند. کم‌کم همسرش مرتب او را متهم به انجام کاری می‌کند که او اصلاً به خاطر نمی‌آورد و با تکرار این موضوع پایولا کم‌کم به سلامت عقل خود شک می‌کند؛به ویژه آنکه همسرش هم در تلاش است تابه او بقبولاند که مشکل روحی دارد.

دیدن فیلم به علاقمندان به فیلم های جنایی و روانی توصیه می شود.

229. معرفی فیلم جین ایر(۲۰۱۱)

229. معرفی فیلم جین ایر(۲۰۱۱)

جین ایر فیلمی رمانتیک و درام به کارگردانی کری فوکوناگا است که اقتباسی از رمان "جین ایر" اثر شارلوت "برونته" است.

بازیگران: میا واشیکوفسکا، مایکل فاسبندر و جودی دنچ.

جین که دختر یتیمی است در خانه‌ی زن دایی‌اش زندگی می‌کرده و بعدها به مدرسه‌ای شبیه نوانخانه با مدیری سختگیر سپرده می‌شود. در آنجا تنها یک دوست می‌یابد که او هم پس از مدتی بر اثر بیماری، جان خود را از دست می‌دهد.

چند سال بعد، جین به عنوان معلم یک دختربچه که تحت سرپرستی آقای راچستر بوده، به یک خانه‌ی اعیانی نقل مکان می‌کند. مدتی بعد او و سرپرست دخترک به هم علاقه‌مند می‌شوند. و آقای راچستر از جین تقاضای ازدواج می‌کند و جین می‌پذیرد. اما....

پ. ن:

به نظرم اهمیت فیلم در نشان دادن دوره های مختلف تاریخی از کودکی تا بزرگسالی جین و تغییر تلقی روزگار از مفهوم عشق است. در کودکی، عشق فقط به معنای عشق الهی و در تقابل با عشق رمانتیک و انسانی آموزش داده می شد. در بزرگسالی جین با مفهومی متفاوت از عشق آشنا می شود که عشق انسانی را به بهانه عشق دینی، پس نمی زند.

دیدن فیلم به علاقمندان به فیلمهای مقتبس از کتاب های کلاسیک توصیه می شود.

228. معرفی فیلم جن‌گیر(1973)

228. معرفی فیلم جن‌گیر(1973)

جن‌گیر یک فیلمی در ژانر فراطبیعی ترسناک به کارگردانی ویلیام فریدکین و از موفق‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت است.

جن‌گیر در چهل و ششمین مراسم جایزهٔ اسکار، نامزد ۱۰ اسکار بود که نهایتاً موفق به کسب ۲ اسکار در رشته‌های «بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی» و «بهترین صدا» شد.

بازیگران:

الن برستین در نقش کریس مک‌نیل

ماکس فون سیدو در نقش لنکستر مرین

جیسون میلر در نقش دامین کاراس

لیندا بلر در نقش رگان مک‌نیل

کریس مک‌نیل، بازیگر زن تلویزیون، نگران سلامت دخترش، رِیگِن، است که دچار تشنج شدید شده و در رختخواب به خود می‌پیچد. پزشکان از درمان دخترک ناتوان‌اند، تا آنجا که به کریس پیشنهاد می‌کنند از یک جن‌گیر کمک بگیرد. کریس به یک کشیش جوان به نام پدر کاراس مراجعه می‌کند و از او درخواست می‌کند تا به ریگن کمک کند.....

دیدن فیلم به علاقمندان فیلمهای ترسناک توصیه می شود.

227. معرفی فیلم آنا کارنینا(2012)

227. معرفی فیلم آنا کارنینا(2012)

آنا کارنینا فیلمی عاشقانه به کارگردانی جو رایت است که از رمان آنا کارنینا لئو تولستوی اقتباس شده‌است.

آنا کارنینا همسر سیاستمدار ارشد الکسی کارنین است که مبتلای عشق‌ افسری به نام کنت ورونسکی می شود که نهایتاً منجر به مرگ انا می‌شود. کیرا نایتلی در نقش آنا کارنینا و جود لا و آرون تایلر-جانسون به ترتیب در نقش‌های کارنین و ورونسکی ظاهر شده‌اند.

پرنسس دوریا (دالی) همسرش پرنس استفان (استیوا) را به دلیل خیانت از خانه بیرون می‌کند. خواهر استیوا، آنا کارنینا به مسکو می‌رود تا دالی را متقاعد کند که استیوا را ببخشد.

در راه مسکو در قطار انا کارنینا، مادر ورونسکی را ملاقات می‌کند، در ایستگاه قطار آنا برای اولین بار کنت ورونسکی جوان را می‌بیند و خیلی زود به سمت همدیگر جذب می‌شوند.

کارنین (همسر آنا) به آنا پیشنهاد می‌کند که به خانه بروند ولی آنا قبول نمی‌کند و تصمیم می‌گیرد که بماند. ورونسکی به آنا می‌گوید که می‌خواهد به تاشکند برود و ترفیع مقام بگیرد ولی آنا او را متقاعد می‌کند که به شهر دیگر نرود و روز بعد آن‌ها در یک هتل همدیگر را ملاقات کرده و عشق‌بازی می‌کنند.

سپس آنا به ورونسکی می‌گوید که باردار است. انا به کارنین می‌گوید که معشوقهٔ ورونسکی است و می‌خواهد طلاق بگیرد. کارنین قبول نمی‌کند و او را در خانه محدود می‌کند. بعد از آن کارنین اعلام می‌کند که می‌خواهد آنا را طلاق بدهد و آنا درخواست بخشش می‌کند ولی کارنین وی را نمی‌بخشد.

آنا زایمان زودهنگام می‌کند که باعث مریضی او می‌گردد. در زمان مریضی او تصمیم می‌گیرد که دوباره با کارنین زندگی کند ولی بعد از تصمیمش منصرف شده و با ورونسکی به ایتالیا می‌روند.

سوظن‌های آنا نسبت به ورونسکی شروع می‌شوند از آن جایی که ورونسکی به آنا می‌گوید که به دیدن مادرش می‌رود ولی آنا یک قطار می‌گیرد که ببیند او واقعاً به دیدار مادرش رفته یا خیر. وقتی که به ایستگاه مسکو می‌رسد به خود می‌گوید «آه خدا…» و سپس به زیر قطاری که در حال حرکت است می‌پرد و می‌میرد.

زبان درمانی

زبان درمانی

محمدامین مروتی

مشکل به بن بست رسیدن گفتگوهای مان، با توجه و تمرکز بر زبان، قابل حل است. درد بشر از زبان است و درمان بشر هم از زبان است. مولانا می گوید:

ای زبان! هم درد بی درمان تویی

ای زبان! هم گنج بی پایان تویی

درمان انسان از زبان شروع می شود. اگر کلمات مان را سنجیده تر، بدون عجله، ادبی تر، زیباتر، با ملاحظه تر، بهداشتی تر، دوستانه تر، رساتر و گویاتر انتخاب کنیم، رسیدن به تفاهم متقابل دور از دسترس نیست.

طبق قواعد روانشناختی، آرامش و متانت و زیبایی بیان، به ذهن و روح و رفتار ما سرایت می کند. به این سنجیدگی و مراقبت می شود نام "زبان درمانی" داد.

زبان درمانی، سر راست ترین شکل خودسازی است. اصلاح از طریق زبان، به جهت قابلیتِ تمرین و تکرار و ممارست بر روی آن، کاملاً در دسترس است. زبان که اصلاح شد، ذهن نیز اصلاح می شود. گفتار نیک به پندار نیک و پندار نیک به کردار نیک تبدیل می شود.

دیگران نیز از طریق زبان خوش، قابل اصلاحند. قدیمی ها بی جهت نگفته اند که با زبان خوش، مار را هم می توان رام کرد، چنان که در نوشتار هم می توان "مار" را وارونه کرد تا "رام" شود.

10 شهریور 1402

علل جنگ های ایران و توران در شاهنامه

علل جنگ های ایران و توران در شاهنامه

محمدامین مروتی

در شاهنامه، همه انسان های روی زمین نژادی مشترک دارند. ایرانیان و تورانیان و رومیان هر سه اعقاب سه فرزند فریدون یعنی ایرج و تور و سلم اند.

جنگ های این کشورها عمدتا بر سر دادخواهی و کین خواهی ایرانیان از یک سوی و فزونخواهی تورانیان از سوی دیگر است. رومیان نیز تا زمان ساسانیان و دوره تاریخی، نقش چندانی در شاهنامه ندارند.

اولین خونی که به ناحق ریخته می شود، خون ایرج است که توسط برادرانش سلم و تور پایمال می شود. انتقام این خون، توسط منوچهر فرزند ایرج با کشتن سلم و تور گرفته می شود و این خونریزی ها بنای دشمنی بین ایران و توران را می نهد.

پس از منوچهر، فرزندش نوذر حکومت می کند که پادشاهی نالایق و ستمگر است. بيدادگري نوذر زمينه را براي طمع دشمن خارجي كه درآن زمان تورانيان بوده‌اند، فراهم مي‌كند. "افراسياب" فرزند "پشنگ" و از اعقابِ "تور"، فرصت را مناسب مي‌بيند و عليرغم نصايح و مخالفت‌هاي برادرش" اغريرث"-كه انسان فرهيخته و عاقلي بود- به ايران حمله مي‌كند و نوذر را مي‌كشد. اغريرث كه مخالف كشتن نوذر و تداوم چرخه باطل خون وخونريزي است، نیز توسط افراسياب كشته مي‌شود. افراسیاب در نامه ای به پدرش می نویسد حالا وقت پذیرش صلح با کیقباد و برگشتن به مرزهای زمان فریدون است که پشنگ نمی پذیرد.

قصه آرش کمانگیر که در شاهنامه نیامده ولی در اوستا آمده است، در زمان غلبه تورانیان رخ می دهد.

پس از این ماجرا، بخش پهلوانی شاهنامه با پادشاهی کیانیان و با پادشاهی کیقباد و سپس کیکاووس و پس از او کیخسرو شروع می شود.

در زمان کیکاووس، خون ناحق دیگری از ایرانیان ریخته می شود. سیاوش پسر کیکاووس که از مادر تورانی است و پرورده رستم است، در نبرد با تورانیان فتوحاتی می کند و نهایتاً پیشنهاد افراسیاب برای صلح را می پذیرد. کاووس صلح را رد می کند و سیاوش در یک دوراهی دشوار، به افراسیاب پناهنده می شود و دختر او "فرنگیس" را به زنی می گیرد. در آنجا به تحریک "گرسیوز"، برادر افراسیاب، کشته می شود و جنگهای ایران و توران وارد مداری دیگر می شود.

نهایتاً این کیخسرو، فرزند سیاوش است که کین پدر را با کشتن افراسیاب می گیرد.

کیخسرو که مردی مقدس و دینی است، مرد پادشاهی و این دنیا نیست و به ندای سروش غیبی به غیبت می رود و پس از او قدرت به پیروان دین زرتشتی یعنی لهراسب و گشتاسب می رسد که با رستم و خاندان او در می افتد. اسفندیار فرزند گشتاسب است و به عنوان تبلیغ دین بهی یعنی زرتشتی، به جنگ او می رود و نهایتاً کشته می شود. پس از آن رستم هم به دست برادر کشته می شود و سپس بهمن فرزند اسفندیار جانشین گشتاسب می شود و به سیستان یورش می برد و خاندان رستم را نابود می کند.

یکی از فضایل فردوسی این است که فضای تقابل ایران و توران را سیاه وسفید نمی کند. در میان تورانیان هم انسان های عاقل و دلسوز کم نیستند. پیران ویسه وزیر افراسیاب به قول امروزی ها یک "کنشگر مرزی" است که تمایل به آشتی دارد. او در جنگ با گودرز پهلوان ایرانی جانش را از دست می دهد. اغریرث برادر افراسیاب بر سر اصرارش به آشتی به دستور پدر کشته می شود. حتی افراسیاب نیز گاهی تمایل به صلح دارد ولی مشاوران بدخواهی مانند گرسیوز او را به کشتن سیاوش تحریک می کنند. افراسیاب و پیران ویسه، دخترانشان را به سیاوش می دهند و کیخسرو نوه افراسیاب است. در مجموع، گرسیوز و پشنگ بددل ترین شخصیت های تورانی اند.

در میان ایرانیان نیز بدخواهانی وجود دارند. کاووس در عین استبداد و خودرایی، دمدمی مزاج است. گشتاسب به کلی شخصیتی منفی است. جمشید نیز به سبب منی کردن، فره ایزدی اش را از دست می دهد و زمینه را برای غلبه ضحاک فراهم می کند. طوس نیز پهلوانی سبکسر است. مظلوم ترین و پاک ترین ایرانیان، اول سیاوش و بعد ایرج هستند.

پس از حکومت همای(دختر بهمن) و داراب و دارا، اسکندر به ایران یورش می آورد که آغاز بخش تاریخی شاهنامه است و پس از او جانشینانش قدرت می رانند تا نوبت به "اردشیر بابکان" سرسلسله ی ساسانیان می رسد.

15 شهریور 1402

مدرنیته ها

مدرنیته ها

محمدامین مروتی

مدرنیته امری بشری است نه صرفا غربی. بدون غرب نیز، ما دیر یا زود به عالم مدرن گام می نهادیم. منتهی طبیعی است که مدرنیته ها متکثر باشند و هر ملت یا کشوری، مدرنیته ای با ویژگی های خود را داشته باشد. کما اینکه کشورهای اروپایی نیز مدرنیته های متمایز خود را نسبت به یکدیگر دارند. تفاوت فلسفه قاره و جزیره یکی از جلوه های این تمایز است.

در مورد کشورهایی نظیر ایران، طبیعی است که چالش مواجهه ناگهانی غیردرونزا با امر مدرن، موجب سرگشتگی ها، پریشانی ها، افراط و تفریط ها، مهر و کین ها و حسادت و حسرت هایی شود. اما این زیگزاگ زدن ها نهایتاً به ساحل آرامش خود می رسد.

با این ملاحظه مهم که کم و کیف و ویژگی های مدرنیته هر کشوری را مردمان آن کشور، با آرای خود تعیین می کنند و کسی حق ندارد، به نام فرهنگ مردم و به بهانه تمایزات و تفاوت بین مدرنیته ها، منویات خود را به زور بر مردم تحمیل کند.

10 شهریور 1402

نسبت مالکیت و فردیت

نسبت مالکیت و فردیت

محمدامین مروتی

هگل می گوید مالکیت سرآغاز آزادی است. لاک نیز حق مالکیت را اولین شرط آزادی می داند.

این از آنجاست که مالکیت به ما حق و از آنجا، تشخص و هویت می دهد. مالکیت، نسبتی است که انسان بین خود و اشیا برقرار می کند تا به خود فردیت ببخشد. مالکیت نسبت ما با متعلقات ماست. این متعلقات فقط جنبه مادی ندارند. همانقدر که ماشین من، متعلق به من است، اندیشه من هم باید متعلق به من باشد تا خودآگاهی و هویت من شکل بگیرد. همانقدر که مالکیت مادی من باید به رسمیت شناخته شود، مالکیت معنوی من نیز می تواند و باید به رسمیت شناخته شود. ملیت و دین نیز در ارتباط با تقویتِ همین "من" هستند که به ما هویت می بخشند.

این خودشناسی نباید میل به سمت خودخواهی بکند وگرنه از دل آن دیگرستیزی بیرون می آید. نازیسم و بنیادگرایی دینی بیرون می آید. انواع بنیادگرایی و تفکرات ارتدوکسی، با محو فردیت و من حقیقی افراد، بر آتش کیش شخصیت و منیت رهبران می دمند.

تاکید بر تمایز من حقیقی و من کاذب در عرفان از همین جهت است که خودشناسی میل به خودمداری نکند. خودشناسی به معنی محو نفسانیت و خودخواهی و تقویت من طبیعی و حقیقی ماست که طبیعتاً غیرخواه و گشوده به سمت دیگری است.

12 شهریور 1402

معرفی کتاب "در خرابات مغان"

معرفی کتاب "در خرابات مغان"

محمدامین مروتی

مهرجویی سینماگر مولف و اهل اندیشه است و از این نظر نسبت به همگنان ایرانی اش خاص است.

پیش از انقلاب، در فیلم هایی نظیر گاو و آقای هالو درگیر موضوعات و مسائل اجتماعی با سویه روانشناختی است اما پس از انقلاب سویه روانشناختی مضامین غلبه می کند.

مهرجویی در سه گانه سارا (۱۳۷۱)، پری (۱۳۷۳)، لیلا (۱۳۷۵)، سخن از عرفان های نوظهور و عوالم متافیزیکی می گوید. وی ترجمه پاکیزه و روانی از کتاب معروف "مایکل تالبوت"، موسوم به "جهان هولوگرافیک" به عمل آورده که پر فروش بوده و در باره موضوعات متافیزیکی به زبانی علمی، داد سخن داده است.

"در خرابات مغان"، رمانی است در 300 صفحه که به تقابل و تفاوت فرهنگی یک ایرانی مقیم آمریکا با فرهنگ آنجا پرداخته است. کتاب در باره تاثیر واقعه 11 سپتامبر در تشدید تقابل فرهنگی است.

عنوان کتاب تلمیحی است به شعر حافظ که "در خرابات مغان نور خدا می بینم". خرابات مغان در این قصه، آمریکاست که دیار نامسلمانان است اما شخصیت اول داستان که راوی آن نیز هست، یعنی "محمود مالکی"، با پس زمینه خانوادگی مذهبی، به روشن شدگی و اتصال با ماوراء می رسد. مضمون داستان کشاکش های درونی راوی در باره مرز درست و غلط را منعکس می کند. راوی، دانشجوی فلسفه است که با "ماتیلدا"، همکلاسی ایتالیایی اش وجوه اشتراکی دارد که به ازدواج آن دو منجر می شود ولی اختلافات فرهنگی و مذهبی، زمینه ساز ماجراهای مختلفی می گردد. مهرجویی نیز در زندگی واقعی، ازدواج مشابهی در زمان دانشجویی در آمریکا داشته است.

هر چند پایان بندی داستان قدری سست و باورنکردنی است، اما رمان پرکششی است که خواننده ایرانی را با خود همراه می کند و تامل در موضوعات متافیزیکی را بیدار می کند.

خواهران برونته

خواهران برونته

محمدامین مروتی

خواهران برونته (شارلوت، امیلی و آن) در ابتدای قرن 19 زندگی دشواری داشتند و هر سه حدود سی سالگی از دنیا رفتند.

شاهکار شارلوت، "جین ایر" و شاهکار امیلی، "بلندی های بادگیر" است. آن در نویسندگی استعداد دو خواهر دیگر را نداشت.

این قصه ها در سبک رمانتیک و گوتیک نوشته شده اند و بنابراین ترکیبی از عشق و خشونت و وحشت را به نمایش می گذارند.

در رمان "جین ایر"، جین که دختر یتیمی است در خانه‌ی زن دایی‌اش زندگی می‌کرده و بعدها به مدرسه‌ای شبیه نوانخانه با مدیری سختگیر سپرده می‌شود. در آنجا تنها یک دوست می‌یابد که او هم پس از مدتی بر اثر بیماری، جان خود را از دست می‌دهد.

چند سال بعد، جین به عنوان معلم یک دختربچه که تحت سرپرستی آقای راچستر بوده، به یک خانه‌ی اعیانی نقل مکان می‌کند. مدتی بعد او و سرپرست دخترک به هم علاقه‌مند می‌شوند. و آقای راچستر از جین تقاضای ازدواج می‌کند و جین می‌پذیرد. اما....

به نظرم اهمیت فیلم در نشان دادن دوره های مختلف تاریخی از کودکی تا بزرگسالی جین و تغییر تلقی روزگار از مفهوم عشق است. در کودکی، عشق فقط به معنای عشق الهی و در تقابل با عشق رمانتیک و انسانی آموزش داده می شد. در بزرگسالی جین با مفهومی متفاوت از عشق آشنا می شود که عشق انسانی را به بهانه عشق دینی، پس نمی زند.

اما بلندی‌های بادگیر قصه خانواده ارنشاو است. پدر خانواده از سر دلسوزی "هیتکلیف" بچه‌ای بی پدر و مادر را به خانه اش در ووترینگ هایتز می آورد و با پسر و دخترش بزرگ می کند.‌

پس از مرگ پدر خانواده او با دختر آقای ارنشا به نام کاترین رابطه ‌ای عاطفی برقرار می‌کند که باعث برخورد هیندلی برادر او و آواره شدن هیتکلیف می شود. بلندی های بادگیر قصه انتقام سختی است که هیتکلیف از خانواده ارنشاو می گیرد.

کاترین با ادگار ازدواج می کند. هیتکلیف اول خواهر ادگار به نام ایزابل را فریفته خود می کند و با او ازدواج می کند.

پس از آن هیندلی معتاد می شود و ناچار می شود ووترینگ هایتز را به هیتکلیف بفروشد.

سپس پسر خود به نام لینتون (از ازدواج با ایزابل) را وا می دارد که دختر کاترین را به زنی بگیرد. پسر او بیمار می شود و می میرد و ووترینگ هایتز برای همسر او یعنی دختر کاترین باقی می ماند.

هیتکلیف نیز در پایان به دنبال شنیدن صدای کاترین از خانه بیرون می رود و دچار طوفان برف می شود و می میرد.

از رمانهای شارلوت و امیلی اقتباس های سینمایی متعددی صورت گرفته است.

منبع:

سیری در بزرگترین کتابهای جهان/ حسن شهباز/ امیرکبیر

ویکی پدیا

15 شهریور 1402

ایلیاد و ادیسه

ایلیاد و ادیسه

محمدامین مروتی

ایلیاد و ادیسه بزرگترین کتاب های حماسی یونانیان هستند که توسط هومر شاعر نابینا در قرن 8 ق از میلاد به شعر سروده شده اند.

ایلیاد شرح دزدیده شدن هلن همسر زیبای منلائوس توسط پاریس(پسر شاه تروآ) و حمله آگاممنون برای باز پس گیری اوست. هکتور فرزند شاه و برادر پاریس، فرمانده سپاه تروآ است و به خوبی از شهر محافظت می کند تا اینکه آشیل به کمک سپاه آگاممنون می آید و هکتور را شکست می دهد و می کشد. ایلیاد در اینجا به پایان می رسد.

ادیسه ادامه ایلیاد و قصه یکی از فرماندهان جنگ است که با کمک پوسایدون(خدای دریاها) اسبی چوبی می سازد و به عنوان هدیه پیشکش شاه تروآ می کند. در حالی که سپاهیان در دل اسب پنهان شده و با این ترفند تروآ را تسخیر می کنند. ادیسه یا یولیسوس این افتخارات را به خود نسبت می دهد و قهر پوسایدون را برمی انگیزد. در نتیجه سرگردان می شود و با ماجراهای مختلف و دشواری(نظیر هفت خان رستم) مواجه می شود.

سه ترجمه از ایلیاد به زبان فارسی داریم:

نخستین ترجمهٔ ایلیاد از سعید نفیسی است که به همت شرکت بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال ۱۳۳۳چاپ شده‌است و سال‌ها تنها ترجمه از ایلیاد در زبان فارسی بود. دومین ترجمه از دکتر میر جلال الدین کزازی است توسط نشر مرکز در سال ۱۳۶۸ منتشر شد که ترجمهٔ باستان‌گرایانه یا آرکائیک محسوب می‌شود. اما هر دو ترجمه در اتخاذ زبان ترجمه، وامدار ادبیات شاهنامه هستند.

سومین ترجمه از ایلیاد که نخستین ترجمهٔ منظومِ ایلیاد محسوب می‌شود از تقی سائس (فرخ) است که در سال ۱۳۹۴ به همت نشر هلتاک چاپ شد. البته این ترجمه فقط فصل اول کتاب (سرود نخستین) ایلیاد را در بر می‌گیرد.

منبع:

سیری در بزرگترین کتابهای جهان/ حسن شهباز/ امیرکبیر

ویکی پدیا

15 شهریور 1402

حرفی از آن هزاران...

آیه هفته:هوای نفس

أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ: آیا دیدی حال آن کس را که هوای نفْسش را خدای خود گرفته است؟ (جاثیه/23)

شعر هفته:عشق و عقل

عقل در کوی عشق نابیناست

عاقلی کار بوعلی سیناست (سنایی)

کلام هفته:دروغ

کسی که به خودش دروغ می‌گوید و به دروغ خودش گوش می‌دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد. (فیودور داستایفسکی)

داستانک:

مصطفی از کوچه‌ای می‌گذشت. زنی سالخورده او‌ را صدا زد. چون مصطفی آمد تنورِ روشنِ خانه را به او نشان داد و‌ گفت:

«پسرم مرا آزرده است و از خانه بیرون رفته است، تنور روشن کردم نه از آنک‌ که عقابش کنم که چون بازگشت، نانش دهم، خدای تو چگونه به آتش دوزخ، برای بنده گناهکارش رضا دهد؟!».

مصطفی گفت: «میان من و خدا، رازی است که برای افشای آن مبعوث نشده‌‌ام». («شرح التعرُف»، خواجه امام مُستملی بخاری)

طنز هفته:

به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم به خودم زنگ میزنم ، میبینم اشغاله......فحش میدم و قطع میکنم.

تازه من خوبم

یه دوست دارم ، دوتا خط داره ، با خودش اس بازی میکنه....یه بار خودش به خودش گفت: عزیزم رسیدی خبر بده

بعد یادش رفت خبر بده، تا صبح از نگرانی خوابش نبرده

به نظرتون بیمه درمانی بهمون تعلق میگیره؟؟؟

این صفحه در تاریخ 10 شهریور 1402 به روز شد. حتی الامکان دو هفته یک بار به روز می شود.

این صفحه در تاریخ 10 شهریور 1402 به روز شد. حتی الامکان دو هفته یک بار به روز می شود.

تلگرام فرهنگی-فلسفی  محمدامین مروتی

تلگرام فرهنگی-فلسفی محمدامین مروتی:

https://telegram.me/manfekrmikonan

وبلاگ فرهنگی-فلسفی محمدامین مروتی:

http://amin-mo.blogfa.com/

فیس بوک محمدامین مروتی:

https://www.facebook.com/amin.morovati.9

اگر مطالب را مفید می دانید، لطفا با دوستانتان همرسانی کنید.

226. معرفی فیلم ریشه های وحشی(۲۰۲۱)

226. معرفی فیلم ریشه های وحشی(۲۰۲۱)

محمدامین مروتی

ریشه های وحشی، فیلمی به کارگردانی خانم «هاینا کیس»، فیلم‌ساز مجارستانی، است.

«تیبی» شخصیتی تندخو است که مشکلاتش را با توسل به زور حل می کند. به خاطر همین خلق و خو، دختر 12 ساله اش نیکی، پس از مرگ همسرش در سانحه رانندگی، نزد پدر و مادر بزرگش زندگی می کند و در مدرسه و در مقابل همکلاس هایش، نوعی حس بی پناهی و بی کس و کاری دارد.

قصه فیلم، تمایل این دختر و پدر برای زندگی کردن با یکدیگر است و مانعی که برای این کار وجود دارد.

یک دختر 12 ساله وحشی که با پدربزرگ و مادربزرگش بوده است، برخلاف توصیه آنها تصمیم می گیرد که به دنبال پدرش بگردد، مردی که به تازگی از زندان خارج آزاد شده است.

دیدن این فیلم به علاقمندان به مضامین اجتماعی خانوادگی توصیه می شود.

225. معرفی فیلم چشمان جولیا(۲۰۱۰)

225. معرفی فیلم چشمان جولیا(۲۰۱۰)

"چشمان جولیا" فیلمی اسپانیایی و ترسناک به کارگردانی گی‌یم مورالس و بازیگری بلن روئدا در نقش جولیا(خولیا) لوین / سارا و لوئیس امار، در نقش آیزاک است.

سارا، خواهرِ نابینای خولیا، خودش را دار می زند. خولیا و همسرش به خانه ی سارا می آیند تا او را به خاک بسپارند. خولیا که به دلیل یک بیماری ارثی، در آستانه ی نابینا شدن است، پی می برد که خودکشی خواهرش، آنقدرها هم بی دلیل نبوده …

چشمان جولیا ، برای علاقمندان فیلم های ترسناک و هیجان آور جذاب و میخ کوب کننده است. فیلم مورد استقبال مخاطبان و منتقدین قرار گرفت، بطوریکه منتقدین وب سایت روتن تومیتوز به فیلم چشمان جولیا امتیاز ۹۰ را دادند.

قیامت قائم

قیامت قائم

محمدامین مروتی

گفته اند که اعمال بشر در قیامت متجسم می شود. مولانا معتقد است، قیامت برای اهل دل و اهل بصیرت، هم الآن نیز قائم است و اهل دل، گوهر و باطن و عاقبت آدمیان را به چشم خود می بینند:

ای دریده پوستین یوسفان!

گرگ برخیزی از این خواب گران

گشته گرگان یک به یک خوهای تو

می‌درانند از غضب اعضای تو

این تاویل مولانا در مورد قیامت را به عبارات دیگر نیز -که به واقعیت نزدیک باشند- می توان بیان کرد و آن این است که مثلا انسان ظالم یا حسود، پیش از آن که به دیگری صدمه بزند به خودش صدمه می زند و در آتش خشم و حسد خود می سوزد. درواقع، بهشت و جهنم افراد، در همین دنیا هم برپا شده است و مکافات عمل در همین عالم نیز ساری و جاری است.

6 شهریور 1402

واژة مظلوم استقلال

واژة مظلوم استقلال

محمدامین مروتی

ستم حکومت های ایدئولوژیک، از ستم بر کلمات شروع می شود.

علاوه بر آزادی و عدالت، یکی دیگر از کلمات مظلوم در عرصه سیاست، "استقلال" است. استقلال در یک کلمه به معنی نداشتن آقا بالای سر و حق تعیین سرنوشت است. بسیاری از حکومت ها به بهانه استقلال، مردمشان را زیر بالاترین و شدیدترین ستم ها می گیرند. سعدی به شیرینی تمام، قصه تلخ گوسفندی را روایت می کند که کسی او را از چنگ گرگی درآورد تا طعمه خود نماید:

شنیدم گوسپندی را بزرگی

رهانید از دهان و دست گرگی

شبانگه کارد در حلقش بمالید

روان گوسپند از وی بنالید

که از چنگال گرگم در ربودی

چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی

در حکومت های ایدئولوژیک، نه تنها مراکز آموزشی و دانشگاه ها و نه تنها وسایل ارتباط جمعی، بلکه کل کشور به مستعمره حاکمان تبدیل می شود و سلیقه و پسند ایشان در خصوصی ترین زوایای زندگی مردمان اعمال می شود تا انسان های طراز خود تولید کنند. تا همه را شبیه خود کنند.

8 شهریور 1402

گذری بر ذهن و زبان فاضل نظری

گذری بر ذهن و زبان فاضل نظری

محمدامین مروتی

ابوالفضل (فاضل) فاضل نظری متولد ۱۳۵۸ و اهل خمین ‌است. او از غزل سرایان موفق پس از انقلاب است.

او به‌عنوان شاعر برگزیده مرم در دهه ۱۳۸۰ معرفی شده ‌است. گزیده اشعار وی در سال ۱۳۹۲ در انتشارات مروارید به چاپ هجدهم رسیده‌است.

او سابقه ۱۰ سال ریاست حوزه هنری استان تهران را دارد و از سال ۱۳۸۳ در دانشگاه‌های تهران و شهید بهشتی در حوزه مدیریت تدریس می‌کند.

از آذرماه ۱۳۹۶ تا اردیبهشت ۱۴۰۰ رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود.

هفتمین کتاب او با عنوان "وجود" کتاب سال جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۷ شد. گزیده اشعار وی در سال ۱۳۹۲ در انتشارات مروارید به چاپ هجدهم رسیده‌است.

فاضل نظری سابقه ۱۰ سال ریاست حوزه هنری استان تهران را دارد.

از آذرماه ۱۳۹۶ تا اردیبهشت ۱۴۰۰ رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. او پس از اختلاف نظر........

ادامه نوشته

فرهنگ ایرانی و حافظ

فرهنگ ایرانی و حافظ

محمدامین مروتی

هر ملت و هر فرهنگی نقاط قوت و ضعفی دارد اما در عین حال نوعی گوهره و جوهره یا جانمایه یا به قول هگل، نوعی روح ملی هم دارد که بر اساس آن تعریف می شود.

فرهنگ و خلق و خوی ایران، فرهنگی اخلاق مدار و اهل مدارا و جوانمردی (فتوت) است. عصاره این فرهنگ در شعار جاودانه ی "پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک" تبلور می یابد.

فرهنگ ایرانی، اهل تجاوز نیست. فرهنگ ایرانی توانسته فرهنگ خشن ترک و مغول و عرب را در خود حل و شبیه خود نماید. توانسته از الجایتوی مغول، سلطان خدابنده بسازد.

فرهنگ ایرانی بیش از هر چیز در شعر ایرانی متبلور شده است. نماینده فرهنگ ایرانی، خیام و فردوسی و مولوی و سعدی و حافظ اند.

حکمت و عقلانیت خیام، خردورزی و دادخواهی فردوسی، معنویت مولوی، اعتدال سعدی، وجوه مختلف این فرهنگ اند.

اما هیچکس بیشتر و جلوتر از "حافظ"، چکیده و عصاره فرهنگ ایرانی نیست. حافظ جامع فضایل شاعران پیش از خود است.

حافظ اهل مروت با دوستان و مدارا با دشمنان است. حافظ دین و دنیا، خدا و خرما، دنیا و آخرت، عشق زمینی و آسمانی را با هم می خواهد. حافظ زیبایی پرست و عاشق پیشه است. حافظ عشق و عقل را با هم جمع می کند. حافظ عبوس نیست. حافظ شادخوار است. حافظ رند هم هست. رندی حافظ در جمع عصاره ی عناصر فرهنگی ایرانیان است. به همین دلیل حافظ را دوست داریم. به همین سبب دیوان او را در کنار قرآن، در همه خانه های ایرانیان یافت می شود.

حافظ، حافظه فرهنگی ماست.

6 شهریور 1402

لنینیسم، سقط اومانیسم مارکسی

لنینیسم، سقط اومانیسم مارکسی

محمدامین مروتی

مارکس از دو جهت بدشانسی آورد.

اول از جهت تنگ بودن افق های روزگاری که در آن می زیست و اینکه فرصت نیافت تحولات مثبت، دموکراتیک و مسالمت آمیز را در سرمایه داری لجام گسیخته زمانه خود تجربه کند.

دوم از جهت وارثان و میراث دارانش که تئوری های او را به کلیشه و ایدئولوژی تبدیل کردند. لنینیسم، کاریکاتور اومانیسم مارکس و عامیانه کردن و مبتذل کردن مارکس است. لنینیسم خالی کردن نظریه مارکس از جوهر اومانیستی آن و تبدیل نظریات مارکس به همان مارکسیسمی بود که خود مارکس از آن تبری می جست.

6 شهریور 1402

جوهر مشترک مکاتب اخلاقی

جوهر مشترک مکاتب اخلاقی

محمدامین مروتی

"اصل طلایی اخلاق"، با هر سه گونه مکتب اخلاقی(وظیفه گرا، نتیجه گرا و فضیلت گرا) سازگار است. درواقع این اصل ملات اصلی هر سه نوع اخلاق است.

اصل طلایی،می گوید هر چه را برای خود می خواهی یا نمی خواهی، برای دیگری هم بخواه و مخواه. درواقع اصل طلایی، بر نیت خوب تاکید دارد.

چه نتیجه گرا باشی و چه وظیفه گرا و چه فضیلت گرا، پیش از آن باید حُسن نیت داشته باشی. یعنی مطابق اصل طلایی خیر دیگران را بخواهی و بدان عمل کنی. اصل طلایی مقدم بر هر سه نوع اخلاق است.

مکاتب اخلاقی یا نتیجه گرایند یا وظیفه گرا. فضیلت گرایی فراتر از اخلاق و معطوف به خودسازی است. در واقع، اخلاق فضیلت، نوعی کمال گرایی و خودسازی است نه نوعی مکتب اخلاقی. تفاوت اخلاق با خودسازی آن است که اولی یک رویکرد اجتماعی و بین الاذهانی است که به تنظیم مناسبات بین اشخاص می پردازد و دومی نوعی تکامل فردی است، هر چند هر سه نوع اخلاق، در کمال فردی بشر نیز موثرند.

7 شهریور 1402

زبان، سکوت و تفاهم

زبان، سکوت و تفاهم

محمدامین مروتی

در بسیاری از مواقع؛ زبان سرچشمه سوء تفاهم است، اما تفاهمی هم، بدون کمک زبان شکل نمی گیرد.

از دیگر سو، سکوت هم می تواند سرچشمه سوء تفاهم هم باشد. بعضی وقت ها نگفتن، موجب بدفهمی می شود، اما سکوت هایی هم داریم که بدون استفاده از الفاظ، به هزار زبان سخن می گویند و به قولی "سرشارند از ناگفته ها".

در واقع زبان چهره ای ژانوسی دارد. دو رو دارد. یک رویش بر تفاهم می افزاید و یک رویش بر سوء تفاهم.

ژانوس، خدای رومی و خدای دروازه‌ها، گذرگاه‌ها و همین‌طور خدای آغازها و پایان‌ها بود. ماه ژانویه از او گرفته شده است. ژانویه ماه نخست سال است که بین سال جدید و قدیم قرار دارد. ژانوس با دو چهره به تصویر کشیده می‌شود که یکی به آینده و دیگری به گذشته می‌نگرند.

ترکیب خوش بینی و بدبینی

ترکیب خوش بینی و بدبینی

محمدامین مروتی

ویژگی های شخصیتی در مسیری که هر انسانی در زندگی پیش می گیرد اثر می نهند. مهمترین این ویژگی ها، خوش بینی و بدبینی هستند. متفکران را به طور کلی می توان به خوش بین و بدبین تقسیم کرد. خوش بینی و بدبینی هر دو به رونق اندیشه کمک می کنند تا جایی که به ایدئولوژی تبدیل نشوند و مطلق نگردند. بدبین روی نقاط ضعف درنگ می کند و باعث اصلاحشان می شود. خوشبین روی نقاط قوت تاکید می کند تا از آن ها لذت ببریم. بدبین نیمه خالی لیوان را می بیند و خوشبین نیمه پر را. به قول معروف، خوش بین هواپیما و بدبین، چتر نجات را اختراع می کنند.

واقع بینی حکم می کند که ترکیبی از خوش بینی و بدبینی را داشته باشیم.

3 شهریور 1402

تله ای به نام توهم توطئه

تله ای به نام توهم توطئه

محمدامین مروتی

اگر بخواهیم به یک عامل اصلی و اساسی در بن بست تفکر سیاسی در ایران، اشاره کنیم، شاید آن عامل، "توهم توطئه" و نوعی سوءظن همگانی نسبت به دیگری باشد. توهم توطئه، طلسم و تله سیاست ماست. بلایی که عامل دشمنی ما با ناشناخته ها و موهومات ساختگی هم هست.

تا این طلسم نشکند، ما پهنه سیاست را به مثابه عرصه نزاع دیو و فرشته، تصویر و تصور می کنیم.

این طلسم نه تنها در عوام که در تفکر نخبگان سیاسی مان، در تمام سطوح، اعم از عوام، حکومت و اپوزیسیون، ریشه های عمیق دارد و باعث بدگمانی عمومی ما به خودمان و به دیگران شده است.

در اکثر تحلیل هایمان، نهایتاً نقش عوامل توطئه گر خارجی به عنوان عامل تعیین کننده، ناگزیر و ناگریز، به میان می آید.

توهم توطئه، دامچاله فکر سیاسی ایرانیان است.

6 شهریور 1402

روایت ها و کلان روایت

روایت ها و کلان روایت

محمدامین مروتی

به گفته "محمدمنصور هاشمی"، کلان روایت ها دنبال "علت العلل" هستند نه علت ها. هگل و مارکس و همینطور فروید و یونگ نیز دنبال علت العلل بودند. کلان روایتها، مدعی "کشف" منطق تاریخ اند، در حالی که آن را "اختراع" می کنند. علت العلل وجود ندارد و چون بدان نمی رسیم؛ آن را جعل می کنیم و برمی سازیم.

در مقابل این متدولوژی، ما روایتگری روایت ها را داریم. روایت ها متعدد و متکثرند و هر روایتی از جنبه ای به واقعیت ذوابعاد می پردازد. درست مانند قصه فیل در تاریکی مولانا. بستگی دارد شما با چه دغدغه ها و پرسش هایی به سراغ موضوع بروید. با چه انتظارات و حتی با چه تیپ شخصیتی به موضوع می نگرید. بدبین هستید یا خوش بینی؟ ناقد در این معنا دنبال فهم وضعیت موجود است نه دشنام دادن بدان و نه تعریف و تمجید از آن. تبیین و توضیح به جای تقبیح و تحسین. محمدمنصور هاشمی می گوید:

"وقوف به شرایط امکان، نسبت ما را با پدیده مورد مطالعه دگرگون می کند و به آگاهی می رساند. لازمه خودآگاهی فراتر رفتن از خشم و غم و دیگر انفعالات روانشناختی است. آنچه ما در اینجا و اکنون بدان نیازمندیم، نقادی و سنجشگری است. دانشورانه و منطقی، با شکیبایی و دلسوزی. مجادلات کودکانه و زورآزمایی های گلادیاتوری را بگذاریم برای کسانی که لذت کشف و دانش و علم و اندیشه را درک نکرده اند." (سیاست نامه شماره 26)

منبع:

سیاست نامه شماره 26/ بهار 1402

3 شهریور 1402

عدالت به مثابه فرصت های برابر

عدالت به مثابه فرصت های برابر

محمدامین مروتی

تساوی بین استعدادهای متفاوت عین ستم است. ورود متکی به رانت اگر کسی که استعداد پزشکی ندارد با اتکا به رانت وارد دانشگاه شود، هم به کسی ظلم کرده که از او مستعدتر است و هم به جامعه ای که باید از خدمات او بهره مند شود.

تساوی بین بیکاره و تلاشگر نیز عین ستم است. کسی که بیش از تولیدش، مصرف می کند، به اندازه کسی که مصرفش کمتر از تولید اوست، حق برخورداری ندارد. تنها استثنای قابل قبول کسی است که به واسطه نقص جسمی و روانی، مانند دیگران، قادر به انجام کارهایش نیست.

عدالت یک معنی قابل قبول دارد و آن دادن فرصت های مساوی به افراد برای رفتن به دنبال علائق و استعدادهایشان است.

مهمترین فرصتهای برابری که باید افراد داشته باشند، آموزش و بعد از آن بهداشت است. آموزش برابر برای همه، به آزاد کردن استعدادهای فراوانی منجر می شود که به سهم خود به کار ارتقای وضعیت کلی کشور کمک می کنند. چنین هزینه هایی، از منظر محاسبه و موازنه نهایی هزینه و فایده، کفه را به سوی فایده خم می کند. شاید این نقطه قوت کشوهای سوسیال دموکرات در مقایسه با کشورهای لیبرال باشد.

8 شهریور 1402

عدالت و سکولاریسم

عدالت و سکولاریسم

محمدامین مروتی

نواندیشان دینی می خواهند از ظرفیت های دین به نفع مدرنیسم و حتی سکولاریسم استفاده کنند. یعنی به کمک منابع دینی می خواهند حکومت را عرفی و تاریخی کنند. حکومت دینی نمی خواهند چون آن را آفت دینداری می دانند. نمی خواهند دین را فدای سیاست یا سیاست را فدای دین کنند، بلکه می خواهند هر یک را بر سر جای خود بنشانند تا توازن و عدل(به معنای قدمایی آن) برقرار شود. این همان سخنی است که به عیسی(ع) نسبت داده می شود:

«پس چیزی را که مال قیصر است به قیصر بدهید و چیزی را که مال خداست به خدا.‏»

توضیح آن که امروزه عدل و عدالت را به معنی برابری و به خصوص برابری اقتصادی و سیاسی می فهمیم اما در گذشته به معنای توازن و تعادل معنی می شد. نماد دادگستری و قوه قضایی، یک فرشته ی ترازو(میزان) به دست است که می خواهد توازنی بین جرم و مجازات برقرار کند. توازن و تعادل در گذشته محور فهم فلاسفه ای چون ارسطو از عدالت بوده است. این فهم به اندیشمندان مسلمان نیز سرایت کرده است. چنان که مولانا هم عدل را قرار گرفتن هر چیزی در جای خود و ظلم را قرار گرفتن در موضعی نابه جا تعریف می کند:

عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش

ظلم چه بود؟ وضع در ناموقعش

عدل چه بود؟ آب ده اشجار را

ظلم چه بود؟ آب دادن خار را

عدل، وضع نعمتی در موضعش

نه به هر بیخی که باشد آبکش

ظلم چه بود؟ وضع در ناموضعی

که نباشد جز بلا را منبعی

2 شهریور 1402

معادلات دین و سیاست

معادلات دین و سیاست

محمدامین مروتی

نسبت دین و سیاست، مانند بسیاری از پدیده های دیگر، به روزگار و مقتضیات زمانی وابسته است.

پس از خلفای راشدین، در غیاب نصّ صریح، حکومت میل به عرفی شدن کرد. یعنی دین، حکومت را به سلاطین واگذاشت و خود به ناصح یا مشاور آنان تبدیل شد. دراین مرحله، ارباب دین غالباً با حکم را می آمدند. زاهدانشان از سیاست فاصله می گرفتند و شجاع ترینشان به نصیحت ملوک اکتفا می کردند اما هیچیک سودای حکومت کردن نداشتند.

وجه تمایز دینداری روشنفکرانه با دینداری سنتگرا، در نسبت آن با سیاست است. اصولاً واژة "روشنفکری"، مبین نوعی رویکرد اجتماعی و سیاسی است و طبیعتاً وقتی در کنار دین قرار بگیرد، بیانگر رویکرد سیاسی از منظر دین است.

ظهور مدرنیته چالشی برای کشورهای سنتی و عقب مانده محسوب می شد. اینکه مدرنیته را باید پس زد یا باید از آن استقبال کرد یا بخشی را پس زد و بخشی را استقبال کرد. موضع گیری در برابر مدرنیته است که بین دینداری سنتی و نواندیشی، فاصله می اندازد.

تفاوت دین روشنفکری با دین سنتی در آن است که اولی می خواهد دین را در خدمت اصلاحات اجتماعی بگیرد و دومی دین وسیاست را دو مقوله جداگانه می بیند. کثیری از دینداران سنتی، علیرغم غرولند نست به مظاهر مدرن، با حفظ استقلال خود در سبک زندگی، کمابیش با آن کنار می آیند بی آن که مدعی حکومت شوند، اما اگر سنت گرایی با بنیادگرایی ترکیب شود، موضوع فرق می کند. بنیادگرایان دینی، ضمن پس زدن مدرنیته، می خواهند سبک زندگی سنتی را به جامعه تسری دهند.

دلمشغولی نواندیشی دینی، سازگار کردن دین است با امر مدرن و دلمشغولی سنت گرایی و بنیادگرایی، مقاومت نسبت به این مصالحه یا حتی مقابله با آن است.

با این سابقه بود که روشنفکران دینی نظیر شریعتی، از دین سنتی به عنوان دین ایستا و کاهل و مخدر انتقاد می کردند و با باز اندیشی در مفاهیم دینی، می خواستند، قرائتی انقلابی از دین به دست دهند، بی آن که به فکر جاری کردن احکام دینی و فقهی باشند. دین آنان فقیهانه نبود، روشنفکرانه بود و معطوف به مدرنیته و ارزش های مدرن مانند پیشرفت علمی و اجتماعی بود. در این میانه بودند فقهایی که باز تولید شکل سنتی دین را حلال مشکلات جامعه می دیدند. این ها کسانی بودن که عمدتاً سبقه روحانی داشتند.

مشکلات و مسائل ناشی از تداخل دین و سیاست، موجب اختلاف بین دینداری فقاهتی و نواندیش گردید. دینداری نواندیش، خواهان عرفی شدن سپهر سیاست بر اساس مقتضیات روزگار گردید و نهایتاً به لزوم جدایی دین از سیاست و سکولاریسم رسید.

در واقع از آن جا که نسبت دین و سیاست مثل پدیده های دیگر تابع اقتضائات روزگار است، معادله دین و دنیا در دهه های اخیر تغییرات بسیاری کرد. در میان فقهای اهل سیاست، این گرایش ایجاد شد که دین نباید کاری به سیاست داشته باشد.

در میان نواندیشان دینی این تغییرات، سریع تر اتفاق افتاد. در ایران و در میان دینداران روشنفکر، اولین کسی که حساب دین را از سیاست جدا کرد، بازرگان بود. شریعتی می گفت دینی که به درد دنیا نخورد، به در آخرت نیز نمی خورد. بازرگان اما به این نتیجه رسید، که دین برای ساختن دنیا نیامده، دین برای آباد کردن آخرت آمده است. این نتیجه گیری خیلی زود به سایر روشنفکران دینی نظیر سروش و شبستری و ملکیان سرایت کرد و تمایل عمومی برای جدا کردن نهاد دین از سیاست، در میان ایشان گسترش یافت.

لذا نواندیشی دینی، در سه مرحله از باور به حکومت دینی، به عرفی شدن حکومت و نهایتاً به غیرسیاسی شدن دین یعنی به سکولاریسم رسید.

9 شهریور 1402

دید کهکشانی و مدارا

دید کهکشانی و مدارا

محمدامین مروتی

افق های ذهنی افراد را وسعت دنیایی تعیین می کند که در آن می زیند که اصطلاحاً آن را "سپهرزیست" نامیده اند.

به میزانی که مدنیت و فرهنگ اقوام توسعه یابد، افقها و سپهر زیست هایشان نیز توسعه می یابد.

تعصب و خودبینی، حاصل تنگی افق های تاریخی و جغرافیایی ماست. لذا هر چه این افق ها توسعه یابند، از میزان تعصب و جزم ما کاسته و بر میزان مدارای مان افزوده می شود.

هر چه افق و چشم انداز نگاه ما گسترده تر باشد، به نسبیت و عدم قطعیت و در نتیجه به پلورالیسم و مدارا نزدیک تر می شویم، چون می دانیم گستره و عمق دید ما، تاریخی و نسبی است و قبض و بسط می پذیرد. چون می دانیم هیچ افقی وجود ندارد که از منظر آن، بتوان تکلیف عالم و آدم را روشن کرد و حرف اول و آخر را زد. چون می دانیم معرفت بشری، نسبی، سیال و سیار و تکامل یابنده است. چون می دانیم میزان دانسته هایمان محدود و ندانسته هایمان نامحدود است.

گسترده ترین افق ها، دید کهکشانی است. کانت وقتی به آسمان بالای سرش می نگریست، غرق اعجاب و تحیر می شد و به گونه ای زبانش بند می آمد. عرفای ما نیز در مواجهه با گستردگی و عجایب عالم، دچار همین حیرت و زبان بستگی می شدند.

داشتن گوشة چشمی به این گستره بی پایان، بهترین درمان خودبینی و غرور و احساس دانشمندی ماست. این نگاه حتی می تواند محبت و شفقت ما را به هم بیفزاید. انسان هر چه کوچکتر و فروتن تر شود، قلبش هم بزرگتر می شود.

اندازه های واقعی خود را بشناسیم و در ادعاهای مان پای از گلیم قد و قواره مان بیرون نکشیم.

از منظری کهکشانی، در عالم و آدم بنگریم.

6 شهریور 1402

خدای کهکشان ها

خدای کهکشان ها

محمدامین مروتی

خدای هر کسی به رنگ خود او و به خصوص به رنگ چشمان او و وسعت نگاه اوست. خدای بچه ها، رفتارهای بچگانه دارد. خدای ستمگران، ستمگر است. خدای عالمان، حکیم است و خدای عارفان، رحیم.

محتوا و مدلول خداوند، متغیر و متکثر و متکامل است. هر چه بزرگتر شویم و بیشتر بفهمیم، خدایمان حکیم تر و رئوف تر می شود.

خدای اذهان بدوی، انسان وار است و خدای اسپینوزا و انشتین، غیر متشخص.

شاید در تحلیل نهایی بتوان گفت خدا، جوهر عالم است و جوهر عالم، آگاهی و شعوری برتر و پراکنده است که صبغه کهکشانی و نامحدود دارد نه صبغه محلی و محدود. شعوری کیهانی که می دانیم هست، ولی نمی دانیم چگونه هست.

6 شهریور 1402

دین و خودشناسی

دین و خودشناسی

محمدامین مروتی

در قرائت های حکیمانه از دین، عقل و وحی به هم پیوند می خورند. نزد ابن سینا و فارابی، جبرئیل همان عقل فعال یا صادر دهم از عقول دهگانه(عشره) ای است که به ترتیب از ذات الهی صادر گشته اند. در این نگره، پیامبر حکیم (فیلسوف) است و دین عین حکمت است.

نزد سقراط و حکمای یونان، هدف نهایی فلسفه، "خودشناسی" است.

رویکرد ایرانیان باستان به خودشناسی و خداشناسی نیز، حکیمانه و فلسفی است. در "دینکرد"، سوالاتی فلسفی مطرح می شود که هر نوجوان به بلوغ رسیده باید از خود بپرسد. سوالاتی نظیر "من کیم؟ از کجا آمده ام و باز به کجا شوم؟" و این شروع دینداری نوجوانان است.

نخستین صادرهای اهورامزدا در مقام احدیت و ذات خود، امشاسپندان شش گانه است. صادر هفتمین، "خود" اوست که با "وهومنه"(بهمن)، یعنی اندیشه نیک در می آمیزد. در تصوف تمایز مقام قبل و بعد از آفرینش به مقام "احدیت" و "واحدیت"، تعبیر می شود. در فلسفه ودایی هند، به "برهمن"(وجود) و "آتمن" (نفس=خود) تعبیر می شود. در قرآن خداوند می فرماید از روح خود در آدم دمیدم: نفخت فیه من روحی.

نام دیگری که بر این "خود الهی" نهاده شده، "دئنا" است. دین ماخوذ از این کلمه است. در لهجه ها وزبان های محلی ایرانی مانند کردی نیز "دین" به معنی دیدن است.

"ورنر زوندرمان" (۱۹۳۵ - ۲۰۱۲) ایران‌شناس آلمانی، می نویسد دئنا یا "دیانا" در "گاهان اوستا"، به معنای دیدن است. در متون پس از "گاهان" این کلمه به "دین" ترجمه شده است. (ورنر زوندرمان/ دوشیزه کردار نیک/ ترجمه آرمان بختیاری/ معارف/1382)

بدین ترتیب خداوند خود را به صورت دیانا یا بینش یا آگاهی در خرد انسان، متجلی می کند. در نتیجه خودشناسی، شناختن بخش مینوی و روحانی وجود همان خداشناسی است و به همین دلیل هر که خود را شناخت، خدا را شناخت: من عرف ربه فقد عرف ربه. از همین رو دین یعنی خداشناسی و خدا شناسی یعنی خودشناسی. پس دین یعنی خودشناسی. دین یعنی دیدن خود الهی بشر. دین یعنی پی بردن به اینکه حصه ای و بهره ای از خداوند در وجود خود داری که باید پیدایش کنی. قدرخود را بدانی و مقام خود را بشناسی و تخلق به اخلاق خدا بیابی.

این خود حقیقی یا الهی، در ماثورات اسلامی، با اخلاقیات نیز درمی آمیزد. غزالی در احیاء العلوم می گوید پس از مرگ، این خود به نزد روح بشر می آید و می گوید من تمثلِ عمل صالح توام.(احیا ءالعلوم/ ربع منجیات/ ص 106)

در "نسک هادخت" اوستا نیز سه روز پس از مرگ انسان صالح، دئنا در صورت دوشیزه ای زیبارو به او روی می کند و می گوید من دین تو و خود توام. (ورنر زوندرمان/ دوشیزه کردار نیک/ ترجمه آرمان بختیاری/ معارف/1382)

4 شهریور 1402

منبع:

خودشناسی در فلسفه ایرانشهری/ نصرالله پور جوادی/ سیاست نامه شماره 26 (بهار 1402)

تاریخ آمیختگی دین و حکومت

تاریخ آمیختگی دین و حکومت

محمدامین مروتی

آمیختگی دین و حکومت بعضاً علل سیاسی داشته است. مثلاً رسمیت یافتن دین زرتشتی در زمان ساسانیان- علیرغم تساهلی که در زمان هخامنشیان و اشکانیان در این مورد وجود داشت- به دلیل درگیری ایران با چینی های بودایی از شرق و رومی های مسیحی از غرب بود. لذا خروج از این دین تبدیل به جرمی سیاسی شد.

فردوسی در بخش پادشاهی اردشیر می گوید که دین و حکومت با هم پایدار می مانند و توصیه اش نیز این است که این دو رودرروی یکدیگر قرار نگیرند:

چو بر دین کند شهریار، آفرین

برادر شود شهریاری و دین

نه بی‌تخت شاهیست، دینی به پای

نه بی‌دین، بود شهریاری به جای

دو دیباست یک در دگر بافته

برآورده پیش خرد، تافته

نه از پادشا، بی‌نیازست دین

نه بی‌دین، بود شاه را آفرین

چنان پاسبانان یکدیگرند

تو گویی که در زیر یک چادرند

نه آن زین، نه این زان بود بی‌نیاز

دو انباز دیدیمشان نیکسا‌ز

عین همین موضوع در زمان صفویان و در تقابل با حکومت عثمانی شکل گرفت. همین نگره در ایجاد کشور اسرائیل نقش داشته است.

در هر سه مورد سیاسی شدن دین، ابزاری برای ایجاد یکدستی و یکپارچگی در مقابله با دشمن خارجی بوده است.

دکتر احمد نقیب زاده می گوید عوارض این تداخل، باعث شد مانویت به عنوان اصلاح دین زرتشت و نوعی پاکدینی سر برآورد. در واقع مانویت، ورژن جهانی زرتشت بود. همانگونه که مسیحیت هم قرائت جهانی دین یهود بود. (نقیب زاده/سیاست نامه شماره 26 /بهار 1402)

5 شهریور 1402

امکان جدایی دین و سیاست

امکان جدایی دین و سیاست

محمدامین مروتی

جدایی دین از سیاست تفاوت ظریفی با جدایی سیاست از دین دارد.

اولی غیرواقعی و نامعقول است و دومی معقول و در دسترس.

دین، سیاست ورزی دینداران را متاثر می کند حتی در کشوهای سکولار و دموکراتیک.

مثلاً حزب محافظه کار مخالف سقط جنین است و حزب دموکرات موافق آن. بسیاری از آرایی که این احزاب به دست می آورند متاثر از گرایش دینی طرفدارانشان است.

احزاب سوسیال مسیحی و دموکرات مسیحی نیز پسوند دینی دارند بی آن که سودای تشکیل حکومت دینی داشته باشند.

اما جدایی سیاست از دین، بدین معنی است که حکومت نباید در صدد تشکیل حکومت دینی باشد بلکه وظیفه او تشکیل حکومت عرفی و مبتنی بر قانون سکولار است.

به عبارت دیگر، تاثیرات دینداری در سیاست وجود دارد و نمی توان جلوی آن را گرفت ولی در روزگار ما بروز و ظهور دین در سیاست محدود به سوگیری حکومت ها در مسائلی است که ماهیتی غیرسیاسی هستند. مثل همان موضوع سقط جنین یا خودکشی خودخواسته.

2 شهریور1402

از تقلید تا اجتهاد فکری

از تقلید تا اجتهاد فکری

محمدامین مروتی

بی تردید هر باوری به ناچار از تقلید آغاز می شود. چرا که لوح ذهن کودکان به تعبیر لاک سفید است.

اما کودک کم کم از تقلید می گذرد و به استقلال فکری می رسد و استقلال فکری، گام اول در مسیر اجتهاد فکری است.

معنای استقلال فکری، کشیدن حصاری دور خود برای برکنار ماندن از اندیشه دیگری نیست، بلکه معنایش، پیدا کردن خود است در تعامل با دیگری.

در حوزه اندیشه، چیزی به نام "خودکفایی"، محلی از اعراب ندارد، چنان که در حوزه اجتماع و اقتصاد نیز.

2 شهریور 1402

حرفی از آن هزاران....

آیه هفته: تنازع

وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ: و با يكديگر نزاع نكنيد، كه سست مى‌شويد و قدرت [و شوكت] شما از ميان مى‌رود. (انفال/۴۶)

شعر هفته: عقل و عشق

عقل تو قسمت شده بر صد مهم

بر هزاران آرزو و طعم و رم

جمع باید کرد اجزا را به عشق

تا شوی خوش چون سمرقند و دمشق(مولوی)

کلام هفته: عدالت

زندگی زیباست هر چند که عادلانه نیست.

داستانک: مغول

معارف شهر بخارا، به نزديك چنگيزخان رفتند و چنگيزخان در مسجد جامع راند و پرسيد كه «سرای سلطان است؟».گفتند: «خانه يزدان است.» او نيز از اسب فرو آمد و فرمود كه صحرا از علف خالي است؛ اسبان را شكم پر كنند. انبارها كه در شهر بود گشاده كردند و غله می‌كشيدند و صناديق مصاحف(قرآن)به ميان صحن مسجد می‌آوردند و مصاحف را در دست و پای می‌انداخت و صندوق‌ها را آخور اسبان می‌ساخت و كاسات نبيذ(شراب) پياپی كرده و مغنيات(مطربان) شهری را حاضر آورده تا سماع و رقص می‌كردند ...

... در اين حالت، اميرامام جلال‌الدين علی بن الحسن الرندب، كه مقدم و مقتدای سادات ماوراءالنهر بود و در زهد و ورع مشاراليه، روي به امام ركن الدين امام زاده، كه از افاضل علمای عالم بود، طيب الله مرقدهما، آورد و گفت: «مولانا، چه حالت است، اينكه می‌بينم، به بيداری است يا رب يا به خواب؟!» مولانا امام‌زاده گفت: «خاموش باش، باد استغنای (بی‌نيازی) خداوند است كه می‌وزد. سامان سخن گفتن نيست!».

چون چنگيزخان از شهر بيرون آمد، به مصلاي عيد رفت و به منبر بر آمد و عامه شهر را حاضر كرده بودند. خطبه سخن، بعد از تقرير… در آن آغاز نهاد كه «ای قوم بدانيد كه شما گناه‌های بزرگ كرده‌ايد و اين گناه های بزرگ، بزرگان شما كرده‌اند از من بپرسيد كه اين سخن، به چه دليل می‌گويم. سبب آنكه من عذاب خدايم، اگر شما گناه های بزرگ نكردتی، خدای، چون من عذاب را به سر شما نفرستادی». (تاریخ جهان گشای جوینی ، ج ۱ ، ص ۸۰-۸۱)

طنز هفته: اعصاب

اعصاب چیست؟

چیزی است که هیچکس ندارد و همه توقع دارند تو داشته باشی.

توقع چیست؟

چیزی است که همه دارند و انتظار دارند تو نداشته باشی. 😐😂