عدالت و سکولاریسم

محمدامین مروتی

نواندیشان دینی می خواهند از ظرفیت های دین به نفع مدرنیسم و حتی سکولاریسم استفاده کنند. یعنی به کمک منابع دینی می خواهند حکومت را عرفی و تاریخی کنند. حکومت دینی نمی خواهند چون آن را آفت دینداری می دانند. نمی خواهند دین را فدای سیاست یا سیاست را فدای دین کنند، بلکه می خواهند هر یک را بر سر جای خود بنشانند تا توازن و عدل(به معنای قدمایی آن) برقرار شود. این همان سخنی است که به عیسی(ع) نسبت داده می شود:

«پس چیزی را که مال قیصر است به قیصر بدهید و چیزی را که مال خداست به خدا.‏»

توضیح آن که امروزه عدل و عدالت را به معنی برابری و به خصوص برابری اقتصادی و سیاسی می فهمیم اما در گذشته به معنای توازن و تعادل معنی می شد. نماد دادگستری و قوه قضایی، یک فرشته ی ترازو(میزان) به دست است که می خواهد توازنی بین جرم و مجازات برقرار کند. توازن و تعادل در گذشته محور فهم فلاسفه ای چون ارسطو از عدالت بوده است. این فهم به اندیشمندان مسلمان نیز سرایت کرده است. چنان که مولانا هم عدل را قرار گرفتن هر چیزی در جای خود و ظلم را قرار گرفتن در موضعی نابه جا تعریف می کند:

عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش

ظلم چه بود؟ وضع در ناموقعش

عدل چه بود؟ آب ده اشجار را

ظلم چه بود؟ آب دادن خار را

عدل، وضع نعمتی در موضعش

نه به هر بیخی که باشد آبکش

ظلم چه بود؟ وضع در ناموضعی

که نباشد جز بلا را منبعی

2 شهریور 1402