هوش مصنوعی: بیم ها و امیدها
محمدامین مروتی
خانم سوزان اشنایدر در کتاب "آینده ذهن"، "هوش مصنوعی" را از زوایای مختلف مورد کنکاش قرار می دهد.
خانم اشنایدر کارشناسی اقتصاد و دکترای فلسفه دارد و در ناسا و دانشگاه های مختلف، پروژه های مرتبط با هوش مصنوعی را سرپرستی و هدایت می کند. خود خانم اشنایدر نسبت به آینده هوش مصنوعی نه خوشبین است و نه بدبین.
بیم ها و امیدها:
بیشترین نگرانی در این مورد این است که آیا ممکن است مانند آنچه در کارتون "جِتسون ها" The Jetsons اتفاق می افتد، هوش مصنوعی از ما سبقت بگیرد و ما را به بردگی بکشاند.
در پاسخ این سوال، اشنایدر می گوید این پیش بینی بدبینانه ناشی از این است که فرض را بر این گذاشته اند که هوش مصنوعی در رشد و تکامل است و انسان وضعیت ثابتی دارد و از همین رو هوش مصنوعی بر او سبقت می گیرد. در حالی که هوش انسان نیز در رشد و تکامل است و به همین دلیل انسانی که اتومبیل برقی سوار می شود، همان انسانی نیست که درعصر حجر می زیست.
دامنه این نگرانی ها از بدگمانی نسبت به اکتشافات فضایی نزد عوام تا بدگمانی به تکنولوژی نزد خواصی چون هایدگر گسترده بوده است. مشابه این نگرانی ها، پیش از این در مورد انقلاب صنعتی و انقلاب انفورماتیک هم بوده است اما در عمل انسان راهی برای کاستن از معایب و استفاده از مزایای تکنولوژی پیدا کرده است. مثلاً یکی از نگرانی ها افزایش بیکاری ناشی از استخدام ماشین به جای انسان بوده است. اما در عمل این تکنولوژی ها شغل های جدید و متناسب با خود را نیز خلق کرده اند.
این هوش می تواند منشأ خدمات بسیار گردد. من جمله به کسب و کارها و اقتصاد رونق دهد و در معالجه بیماری هایی نظیر سکته و پارکینسون و آلزایمر که ناشی از صدمه به بخش هایی از مغز است، به کمک انسان بیاید.
در عین حال توانایی های هوش مصنوعی را نباید دست کم گرفت تا آنجا که گفته می شود اگر از ذهن انسانی در حال تفکر، ام ار آی گرفته شود، هوش مصنوعی قادر است محتوای اندیشه او را به کلام تبدیل کند. چیزی از قبیل ذهن خوانی با دقت بالا.
همینطور ممکن است انسان بتواند با خرید نرم افزاری و نصب آن بر مغز خود، فیزیکدان شود یا بسیاری از مطالب در باره موضوعات مختلف را بدون رنج درس و دانشگاه بداند یا اشعار حافظ را از بر نماید و....
بنابراین حفظ هوشیاری و بیخیال نبودن به تبعات و عوارض تکنولوژی نیز باید وجود داشته باشد.
از همین رو ایده های فراوانی نظیر ترکیب هوش طبیعی و مصنوعی در قالب موجوداتی به نام "سایبورگ" مورد گفتگو قرار گرفته است. نوعی گذر از انسانیت و رسیدن به عصر تراانسانیت یا پُست هیومنیزم، از طریق ترکیب تکنولوژی و بیولوژی.
تبعات حقوقی:
موضوع خودآگاهی هوش مصنوعی، تبعات اخلاقی و حقوقی هم دارد.
اگر این خودآگاهی وجود داشته باشد، دیگر با ربات سر و کار نداریم و به کار گرفتن این مصنوعات به نوعی، برده داری تلقی می شود. اگر هوش مصنوعی خودآگاه باشد، چرا باید از آن ترسید؟ می توان با آن مثل سایر انسان ها برخورد انسانی و اموزشی داشت. می توان آن را با برنامه ریزی مناسب، بهداشتی کرد.
اگر هم خطری از ناحیه خودآگاهی هوش مصنوعی حس کنیم، می توانیم با محدود کردن داده هایی که بدان می دهیم و به خصوص محدود کردن ارتباطش با اینترنت، آن را کنترل نماییم.
ماهیت خودآگاهی:
مباحث مرتبط با این موجود زنده و توانایی هایش، چالش های فراوانی را دامن زده است.
این چالش ها عمدتاً بر محور موضوع خودآگاهی و ماهیت آن می چرخد. بدین معنا که تفاوت اساسی یک انسان با هوش مصنوعی این است که هوش مصنوعی خودآگاهی ندارد و خودآگاهی ذاتی بشر و آگاهی همان حلقه مفقوده بین جاندار و بیجان است.
خودآگاهی امری است وابسته به ماده آلی و همچنین وابسته به استمرار تجارب ما و تبدیل آن به حافظه در قسمت هیپوکامپ مغز.
بنابراین ریزپردازنده یا میکروچیپ سیلیکونی، قادر به انتقال خودآگاهی نیست. مغز ما۱۰۰میلیارد نرون و 100 تریلیون سیناپس دارد که در یک میکروپروسسور سیلیکونی قابل بازیافت نیست. درک هوش مصنوعی از موسیقی موتزارت، در او منجر به بازتولید هیجان و لذتی که ما می بریم نمی شود. او فقط می تواند ادای این التذاذ را دربیاورد.
لذا نگرانی از خودآگاهی هوش مصنوعی چندان موجه نیست.
آدم درون ما:
اگر مرزی قاطع بین خودآگاهی و ناخودآگاهی وجود داشته باشد، کسی در درون ما هست که از چشم من دنیا را می بیند. به قول مولانا:
آن کیست که بیرونِ درون می نگرد
در اهل جنون به صد فسون می نگرد
وز دیده نگر که دیده چون می نگرد
و آن کیست که از دیده برون می نگرد؟
فرضیه ها یا استعاره هایی از قبیل وجود آدم کوچولویی نامرئی در مغز، که راننده ذهن ماست.
"من" به مثابه خطای ذهن و زبان:
از آن سو نیچه اصالتی به خودآگاهی نمی داد و می گفت "من" وجود ندارد، من یک خطای دستورزبانی است. ناشی از القائات دستور زبان است. این دیدگاه در میان بسیاری از عرفا نیز اندیشه ای محوری است. خود حاصلِ دوبینی و چشم احولی است که بین خود و جهان مرز کشیده است. حقیقت عالم یگانگی و وحدت است و درک این حقیقت، ما را با جهان یکی می کند، آن چنان که قطره با دریا یکی می شود. این یکی شدن حاصل رویکرد عاشقانه به هستی است و عرفا نامش را "حیرت" گذاشته اند.
سلسله مراتب آگاهی:
آیا خودآگاهی مراتب مختلف ندارد؟ آیا آگاهی ما نسبت به هوش های سیارات دیگر، مانند آگاهی کرم خاکی به ما نیست؟ اگر چنین باشد، ما نیز مانند کرم های خاکی از وجود ابرانسان ها بی خبریم.
بسیاری مانند تامس نیگل معتقدند آگاهی در همه کائنات و حتی موجوداتی که ما آن ها را غیرزنده تلقی می کنیم، وجود دارد ولی به قدری ناچیز است که حس نمی شود. باز به قول مولوی:
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم
از جمادی عالم جانها روید
غلغل اجزای عالم بشنوید
بر اساس این نظریه همه آگاهند و لی ضریب یا "فی" خودآگاهی در موجودات مختلف است.
یکی از تصورات جذابی که هوش مصنوعی خلق کرده این است که شاید بتوان از ذهن مانند یک نرم افزار کپی کرد و آن را در فضای ابری بارگذاری کرد تا بدینوسیله آگاهی ما همیشه جاودان بماند. ایا محتوای ذهنی ما قابل کپی و پیست یا آپلود هست؟
اگر چنین کاری ممکن باشد، سوال دیگری پیش می آید و آن این است که اگر به جای یک کپی دو یا چند کپی از ذهن مان بارگذاری کنیم، کدامشان من واقعی ماست؟
سایر هوش های مصنوعی:
می توان با استفاده از هوش مصنوعی و به عبارتی با پاشیدن بذر خودآگاهی در کهکشان، امکان ارتباط با موجودات زنده سایر سیارات را تسریع و تسهیل ساخت.
در این باب گفته اند شاید فرستادن سیگنال به موجودات حیاتمند سایر سیارگان، ما را در معرض خطر قرار دهد. آیا هوش های برتر سیارات دیگر، نمی تواند نقش خدایی دیگر را برای ساکنان زمین بازی کند؟ آیا خدایانی در آن سوی کائنات، در حال مدیریت ما نیستند؟ اگر قوه تصور و تخیلمان استفاده کنیم، شاید خود ما بقایای هوش هایی باشیم، که از جایی دیگر به زمین آمده است.
فیزیکالیسم:
البته هستند کسانی که تفکر فیزیکالیستی دارند و مرز بین آگاهی و بی خبری را وابسته به مواد آلی نمی دانند.
به علاوه عده ای معتقدند که اصلاً خودآگاهی یک مزیت نیست و اغلب کارهای انسان در حین ناخودآگاهی و عدم تمرکز بر خود پیش می رود. خودآگاهی معمولاً در لبه ناشناختگی هاست که بروز و ظهور دارد. لذا برای استفاده از هوش مصنوعی، اصلاً نیازی به ماده آلی و حتی نیازی به خودآگاهی نداریم.
منبع:
فایل صوتی "مرور و بحث کتاب آینده ذهن در عصر هوش مصنوعی، سوزان اشنایدر"، با معرفی ایمان فانی
29 خرداد 1402