دید کهکشانی و مدارا
دید کهکشانی و مدارا
محمدامین مروتی
افق های ذهنی افراد را وسعت دنیایی تعیین می کند که در آن می زیند که اصطلاحاً آن را "سپهرزیست" نامیده اند.
به میزانی که مدنیت و فرهنگ اقوام توسعه یابد، افقها و سپهر زیست هایشان نیز توسعه می یابد.
تعصب و خودبینی، حاصل تنگی افق های تاریخی و جغرافیایی ماست. لذا هر چه این افق ها توسعه یابند، از میزان تعصب و جزم ما کاسته و بر میزان مدارای مان افزوده می شود.
هر چه افق و چشم انداز نگاه ما گسترده تر باشد، به نسبیت و عدم قطعیت و در نتیجه به پلورالیسم و مدارا نزدیک تر می شویم، چون می دانیم گستره و عمق دید ما، تاریخی و نسبی است و قبض و بسط می پذیرد. چون می دانیم هیچ افقی وجود ندارد که از منظر آن، بتوان تکلیف عالم و آدم را روشن کرد و حرف اول و آخر را زد. چون می دانیم معرفت بشری، نسبی، سیال و سیار و تکامل یابنده است. چون می دانیم میزان دانسته هایمان محدود و ندانسته هایمان نامحدود است.
گسترده ترین افق ها، دید کهکشانی است. کانت وقتی به آسمان بالای سرش می نگریست، غرق اعجاب و تحیر می شد و به گونه ای زبانش بند می آمد. عرفای ما نیز در مواجهه با گستردگی و عجایب عالم، دچار همین حیرت و زبان بستگی می شدند.
داشتن گوشة چشمی به این گستره بی پایان، بهترین درمان خودبینی و غرور و احساس دانشمندی ماست. این نگاه حتی می تواند محبت و شفقت ما را به هم بیفزاید. انسان هر چه کوچکتر و فروتن تر شود، قلبش هم بزرگتر می شود.
اندازه های واقعی خود را بشناسیم و در ادعاهای مان پای از گلیم قد و قواره مان بیرون نکشیم.
از منظری کهکشانی، در عالم و آدم بنگریم.
6 شهریور 1402