فرهنگ ایرانی و حافظ

محمدامین مروتی

هر ملت و هر فرهنگی نقاط قوت و ضعفی دارد اما در عین حال نوعی گوهره و جوهره یا جانمایه یا به قول هگل، نوعی روح ملی هم دارد که بر اساس آن تعریف می شود.

فرهنگ و خلق و خوی ایران، فرهنگی اخلاق مدار و اهل مدارا و جوانمردی (فتوت) است. عصاره این فرهنگ در شعار جاودانه ی "پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک" تبلور می یابد.

فرهنگ ایرانی، اهل تجاوز نیست. فرهنگ ایرانی توانسته فرهنگ خشن ترک و مغول و عرب را در خود حل و شبیه خود نماید. توانسته از الجایتوی مغول، سلطان خدابنده بسازد.

فرهنگ ایرانی بیش از هر چیز در شعر ایرانی متبلور شده است. نماینده فرهنگ ایرانی، خیام و فردوسی و مولوی و سعدی و حافظ اند.

حکمت و عقلانیت خیام، خردورزی و دادخواهی فردوسی، معنویت مولوی، اعتدال سعدی، وجوه مختلف این فرهنگ اند.

اما هیچکس بیشتر و جلوتر از "حافظ"، چکیده و عصاره فرهنگ ایرانی نیست. حافظ جامع فضایل شاعران پیش از خود است.

حافظ اهل مروت با دوستان و مدارا با دشمنان است. حافظ دین و دنیا، خدا و خرما، دنیا و آخرت، عشق زمینی و آسمانی را با هم می خواهد. حافظ زیبایی پرست و عاشق پیشه است. حافظ عشق و عقل را با هم جمع می کند. حافظ عبوس نیست. حافظ شادخوار است. حافظ رند هم هست. رندی حافظ در جمع عصاره ی عناصر فرهنگی ایرانیان است. به همین دلیل حافظ را دوست داریم. به همین سبب دیوان او را در کنار قرآن، در همه خانه های ایرانیان یافت می شود.

حافظ، حافظه فرهنگی ماست.

6 شهریور 1402