تفاسیر کوانتومی
تفسیر کپنهاکی یا همان تفسیر نیلز بور و ورنر هایزنبرگ که طبق آن:
1. تابع موج و فروپاشی: که سیستم با تابع موجی توصیف میشود که تمام احتمالات را در بر دارد. اما هنگامی که اندازهگیری (یا مشاهده) انجام میشود، این تابع موج به یک حالت مشخص «فرو میریزد» (wave function collapse).
فروپاشی(رمبش) موج تابع را ناشی از مداخله یا همان می داند. تمثیل ذهنی گربه شرودینگر در تثبیت این نگاه ارائه شده است.
2. دوگانگی موج-ذره و اصل مکملیت: ماده هم خاصیت موجی و هم ذرهای از خود نشان میدهد، اما یک آزمایش خاص فقط میتواند یکی از این دو جنبه را آشکار سازد.
3. اصل عدمقطعیت: اندازهگیری همزمان برخی جفتویژگیها (مثل مکان و اندازه حرکت) با دقت نامحدود غیرممکن است.
به بیان ساده، در این تفسیر، جهان کوانتومی تا زمانی که مشاهده نشود، در هالهای از ابهام (برهمنهی) قرار دارد و خودِ عمل مشاهده است که واقعیت را تعیین میکند.
تفسیر جهان های موازی هیو اورت:
قائل به وجود الکترون در چند جهان موازی است و برخلاف تفسیر کپنهاگی، فروپاشی تابع موج را نمیپذیرد. به جای فروپاشی، در هر اندازهگیری، جهان به تعداد تمام نتایج ممکن، «شاخهشاخه» یا تقسیم میشود. به عبارت دیگر، تمام احتمالات در یک جهان موازی به وقوع میپیوندند.
و تفسیر فوننویمان و ویگنر که مداخله منجر به فروپاشی تابع موج را، از جنس آگاهی می داند.
آیا جهانی که ما به صورت مادی و معین میبینیم، محصول مداخلهٔ ماست؟
در تفسیر کپنهاگی تا حدی بله. اما این بدان معنا نیست که: «ذهن انسان جهان را خلق میکند.»
آیا جهان ما در مقیاس بزرگ نیز چنین است؟
این پرسش هنوز محل بحث است. اما بیشتر فیزیکدانان معتقدند که جهان ما در مقیاس روزمره به دلیل پدیدهٔ واهمدوسی کوانتومی (Decoherence) رفتاری کلاسیک پیدا میکند.
هر جسم ماکروسکوپی (میز، سنگ، بدن انسان، سیاره) دائماً با محیط خود برهمکنش دارد. این برهمکنشهای عظیم باعث میشوند برهمنهیهای کوانتومی بسیار سریع از بین بروند و جهان برای ما کاملاً معین و مادی به نظر برسد.
بنابراین بسیاری از فیزیکدانان امروزه چنین میگویند:
جهان کلاسیکی که تجربه میکنیم صرفاً نتیجهٔ «نگاه کردن ما» نیست، بلکه حاصل برهمکنش دائمی اجسام با محیطشان است.
آیا واقعیت مستقل از مشاهده وجود دارد، یا مشاهده بخشی جداییناپذیر از خود واقعیت است؟
این پرسشی است که از زمان Niels Bohr و Albert Einstein تاکنون همچنان محل مناقشه است. جملهٔ معروف اینشتین در همین زمینه بود:
«آیا واقعاً ماه وقتی به آن نگاه نمیکنیم وجود ندارد؟»
و پاسخ قطعی و مورد توافقی برای این پرسش هنوز وجود ندارد.
4 تیر 1405