دین از منظر فرگشت
دین از منظر فرگشت
محمدامین مروتی
ارزیابی آتئیست ها از دین مبنایی فردی و خالص گرایانه دارد که علم تجربی تنها ملاک مقبول آن است. اما دین پدیده ای تاریخی و اجتماعی است. مبانی تاریخی و اجتماعی دارد. دین فواید و مضراتی داشته است، اما کماکان بر جای مانده است بدان علت که ارزش بقایی و فرگشتی داشته است.
عشق هم برآیند واکنش های معین هورمونی و شیمیایی در مغز است. اما کسی نمی گوید عشق مفهومی بلامصداق و مبتنی بر توهم است. کما اینکه عشق تمهیدی زیست شناختی برای زاد و ولد و تولید مثل است.
مفهوم خدا و دین هم ناظر به ضرورتی تکاملی بوده است. این ضرورت چه از رنگ اخلاق و تنظیم مناسبات بوده باشد و چه ناظر بر فهم جهان باشد و چه مبتنی بر ارزش های معنوی بوده باشد، به بقای نوع بشر کمک کرده است و تا زمانی که این ارزش، پابرجا باشد، قرائت ها و نسخه هایی از دینداری نیز پابرجا خواهند بود.
بقا متکی بر ایمان و امید و خوش بینی به آینده است که دین برای انسان فراهم کرده است. دین قبل از آن که اعتقاد باشد، نوعی اعتماد به نظام مندی جهان و نوعی خوش بینی است.
حتی از منظر علم تجربی، دین و عقاید دینی و اخلاقیات، در مغز سایت و کانون خود را در بخش لیمبیک مغز دارند. چرا که این عقاید به بقای انسان کمک کرده است. نگاه کسانی مانند یووال نوح هراری در کتاب مشهور "انسان خردمند" همین نگاه تکاملی است.
داستایوسکی گفته بود اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است و نویسنده دیگری گفته بود اگر خدا هم وجود نداشته باشد باید آن را به وجود آورد تا بقای بشر میسر گردد. آلن دوباتن معتقد است که خداناباوران هم به دین نیاز دارند و کتاب "دین برای خداناباوران" را می نویسد.
ظاهراً نگاه آتئیستی، مبانی پراگماتیستی و فرگشتی ندارد و به اینجا می رسد که حتی اگر خدا وجود داشته باشد باید آن را نابود کرد.
4 تیر 1405