هرس کردن ذهن
هرس کردن ذهن
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر پنجم می گوید اگر نیرو و فکرت به جهات مختلف تقسیم شود، این اندیشه های بیهوده و متفرقه به اندازه یک تره ارزش ندارند. افکار بیهوده مثل خارهای فراوان و مثل شاخه های کهنه، آب و تاب ذهن تو را می گیرند و صرف میوه دهی نمی شوند. باید شاخه های بی ثمر را هرس کنی تا شاخه های تازه از درخت فکرت برویند و میوه دهند:
۱۰۸۴ هوش را توزیع کردی بر جِهات مینَیَرْزَد تَرّهیی، آن تُرَّهات
۱۰۸۵ آبِ هُش را میکَشَد هر بیخِ خار آبِ هوشَت چون رَسَد سویِ ثِمار[1]
۱۰۸۶ هین بِزَن آن شاخِ بَد را خَو کُنَش[2] آب دِهْ این شاخِ خوش را، نَو کُنَش
آب دادن درختان عدل است و آب دادن خار، ظلم:
۱۰۸۹ عَدلْ چِه بْوَد؟ آبْ دِهْ اَشْجار را ظُلْمْ چِه بْوَد؟ آب دادنْ خار را
20 اسفند 1404
[1] ثمار: جمع ثمر
[2] خَو کردن: هرس کردن