عقل یا عشق؟
عقل یا عشق؟
محمدامین مروتی
فلاسفه و عقلا می گویند عقل و منطق وجه تمایز انسان و حیوان است. انسان حیوان ناطق است.
عرفا می گویند عشق وجه تمایز انسان و سایر موجودات است. انسان حیوان عاشق است.
بالاترین عقلی که امروزه می شناسیم هوش مصنوعی است که اخلاق هم دارد ولی عشق ندارد.
به نظر اگر عشق نبود جهان به وجود نمی آمد و اگر هم به وجود می آمد جنبش و حرکتی نداشت، بلکه افسرده بود. خدا نیز متاثر از عشق است که عالم و آدم را خلق می کند تا تنها نماند. عشق گریز از تنهایی است. خدا نیز به تعبیری تسامحی، نیازمند خلق جهان است اما نه برای سود کردن بلکه برای جود کردن. یعنی گنجی مخفی که در خود نمی گنجد و می شکافد و خود را می پراکند.
اگر بخواهیم از دوگانه سازی عقل/عشق بپرهیزیم، جواب کامل تر این است که ابتدا به ساکن این عقل است که وجه تمایز ما با حیوان و نبات و جماد است. اما همین عقل مراتبی دارد و عقل در مرتبه اعلای خود، حکم به ضرورت اخلاق و همچنین برتری عشق می کند. یعنی می گوید من از این جلوتر نمی توانم بیایم و بقیه راه را با بال عشق برو. در واقع عقل استاد راهنمایی است که حد خود را می شناسد و می گوید زیستن با عقل کافی نیست و بی مایه عشق، زندگی فطیر و تهی از معنا می شود. در واقع می توان گفت اخلاق شکل متعالی عقل و عشق شکل متعالی اخلاق است و هر سه مراتب مختلف انسانیت و بشریت ما و وجوه تمایز ما از بقیه کائنات هستند.
24 خرداد 1405