قدرت و فساد
قدرت و فساد
محمدامین مروتی
جنگ های کودکانه:
مولانا در دفتر ششم می گوید مردمان کودک صفت بر سر رنگ و جلوه ی امورناپایدار و خاکی(مانند سنگهای قیمتی معادن)، به جان هم می افتند، مثل نانی که به شکل حیوانات می پزند و کودکان با آن ها و بر سر آن ها با هم می جنگند و نمی دانند شیر و شتری به واقع در کار نیست:
۴۷۳۰ خاک را رنگ و فَن و سنگی دَهَد طِفْلْخویان را بر آن جنگی دَهَد
۴۷۳۱ از خَمیری اُشتُر وشیری پَزَند کودکان از حِرْصِ آن کَفْ میگَزَند
۴۷۳۲ شیر و اُشتُر نان شود اَنْدَر دَهان دَر نگیرد این سُخَن با کودکان
خدا را شکر که زور بچه ها زیاد نیست وگرنه دعوایشان به جاهای باریک می کشد ولی دعوای بزرگتر ها بر سر دنیا، فاجعه به بار می آورد، به خصوص که اگر هم زور داشته باشند و هم نادان باشند:
۴۷۳۳ کودک اَنْدَر جَهْل و پِنْدار و شکیست شُکر، باری قوَّتِ او اندکیست
۴۷۳۴ طِفْل را اِسْتیزه و صد آفَت است شُکرْ این که بیفَن و بیقوَّت است
۴۷۳۵ وای ازین پیرانِ طِفْلِ نااَدیب گشته از قوَّت، بَلایِ هر رَقیب
۴۷۳۶ چون سِلاح و جَهْل جمع آید به هم گشت فرعونی جهانسوز از سِتَم
قدرت و نفسانیت:
پس خوش به حال درویشی که دستش از ثروت کوتاه است و در نتیجه فرعون وناسپاس نمی گردد:
۴۷۳۷ شُکر کُن ای مَردِ درویش از قُصور[1] که زِ فرعونی رَهیدی وَز کُفور[2]
۴۷۳۸ شُکرْ که مَظْلومی و ظالِم نهیی ایمِن از فرعونی و هر فِتْنهیی
شکم خالی دعوی خدایی نمی کند، چون این دعوی، نیاز به هیزم و آتش و بستر مناسب دارد و این بستر، فزون خواهی است. غم نان، مانعِ گردن کشی و فریبکاریِ نفس می شود. اما شکم سیر، محل جولان دادن و نعره زدن شیطان است:
۴۷۳۹ اِشْکَم تی، لافِ اَللّهی نَزَد کآتَشَش را نیست از هیزُم مَدَد
۴۷۴۰ اِشْکَمِ خالی بُوَد، زندانِ دیو کِشْ غَمِ نان مانِع است از مَکْر و ریو
۴۷۴۱ اِشْکَمِ پُر لوت، دان بازارِ دیو تاجِرانِ دیو را در وِیْ غَریو
مولانا آرزو می کند که کاش بشر متنعم و قدرتمند نباشد که تنعم در یک لحظه، باعث صدرجویی و بالانشینی و فراموشی دین و درستی می شود. بلا از نعمت برای تنبیه نفس موثرتر است:
۴۸۰۷ مَر بَشَر را خود مَبا جامهیْ دُرُست چون رَهید از صَبر، در حین[3] صَدْرْ جُست
۴۸۰۸ مَر بشر را پَنْجه و ناخُن مَباد که نه دین اَنْدیشد آن گَهْ نه سَداد[4]
۴۸۰۹ آدمی اَنْدَر بَلا کُشته، بِهْ است نَفْس، کافِر نِعْمَت است و گُمره است
اول خرداد 1405
[1] قصور: کوتاهی
[2] کفور: ناسپاسی
[3] در حین: در همان لحظه
[4] سَداد: راستی و درستی