ماهیت ایمان
ماهیت ایمان
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر ششم، در مورد چند و چون و ساز و کار ایمان آوردن سخن بدیعی دارد. او می گوید ایمان آوردن نوعی دلدادگی و اعتماد است. مومن بوی ایمان را می شنود و ایمان می آورد. شنیدن بو، با استدلال و معجزه حاصل نمی شود، بلکه محصول یک ارتباط قلبی است. اما دشمن که دلش با تو نیست، از تو معجزه می خواهد تا تو را خراب کند. به همین دلیل پس از دیدن معجزه هم ایمان نمی آورد. در واقع معجزه برای دفع کید دشمن و خالی کردن دست اوست نه ایمان آوردن او. برای دوست ایمان از طریق بو بردن و دل دادن حاصل می گردد.
ایمان آوردن، نوعی کشش و جاذبه است و متکی به معجزه نیست و صرفاً برای مقهور کردن دشمنان و پس زدن آن هاست. شنیدن بوی همجنس و همدل، با عشق و دل بردگی مرتبط است. پس دوست پی معجزه نیست. دشمن است آن که باید با بستن گردن او را رام کرد:
۱۱۸۰ موجِبِ ایمان نباشد مُعْجزات بویِ جِنْسیَّت کُند جَذْبِ صِفات
۱۱۸۱ مُعْجزات از بَهرِ قَهْرِ دشمن است بویِ جِنْسیَّت پِیِ دلْ بُردن است
۱۱۸۲ قَهْر گردد دشمن امّا دوست نی دوست کِی گردد به بَسته گَردنی؟
3 اردیبهشت 1405