برهان نظم و معجزات

محمدامین مروتی

مولانا در دفتر چهارم می گوید انبیا برای دعوت مردم به خدا، ابتدا از نظام علی و دقیق عالم سخن می گویند ولی چون بسیاری متقاعد نمی شوند، به معجزه و خرق عادت و دخالت و دخل و تصرف بی واسطه در عالم دست می زنند که همان معجزه است. یعنی اصل بر فهم و درک این نظام است و معجزه فرع و مکمل آن است.

اجرام آسمانی و ابرها در زمان مقرر می آیند و می روند و اگر این نظام دقیق تو را متقاعد نکند که خدایی هست، بعد از آن پیامبران و معجزاتشان را می فرستد که در سنگ و عصا ظاهر می شوند تا آشکارا و بدون واسطه علل، بدانی خدایی هست که سنگ و عصا از او اطاعت می کنند:

۲۸۲۲ ابر و خورشید و مَهْ و نَجْمِ بُلند جُمله بر تَرتیب آیند و رَوَند

۲۸۲۳ هر یکی نایَد مگر در وَقتِ خویش که نه پَس مانَد زِ هنگام و نه پیش

۲۸۲۴ چون نکردی فَهْمْ این را زَانْبیا دانش آوَرْدند در سنگ و عَصا

۲۸۲۵ تا جَماداتِ دِگَر را بی‌لباس چون عَصا و سنگ داری از قیاس

طاعت سنگ و عصا، نمونه ی از طاعت جمادات دیگر است که ما اتفاقی و بیهوده به وجود نیامده این نیستیم بلکه تحت امر و فرمان اوییم:

۲۸۲۶ طاعَتِ سنگ و عَصا ظاهِر شود وَزْ جَماداتِ دِگَر مُخْبِر شود

۲۸۲۷ که زِ یَزدانْ آگَهیم و طایِعیم ما همه نی اِتِّفاقی، ضایِعیم[1]

نمونه اطاعت جمادات این است که آب نیل بین سبطی و قبطی فرق نهاد و مثل زمین که قارون را بلعید و ماه که دو نیم شد:

۲۸۲۸ هَمچو آبِ نیل دانی وَقتِ غَرق کو میانِ هر دو اُمَّت کرد فَرق

۲۸۲۹ چون زمین دانیْش دانا وَقتِ خَسْف در حَقِ قارون که قَهْرَش کرد و نَسْف[2]

۲۸۳۰ چون قَمَر که اَمْر بِشْنید و شِتافت پَس دو نیمه گشت بر چَرخ و شِکافت

۲۸۳۱ چون درخت و سنگ کَانْدَر هر مَقام مُصْطَفی را کرده ظاهِر، السَّلام

28 دی 1404


[1] طایع: مطیع/ ضایع: بیهوده

همچنین اشاره دارد به:

سوره مؤمنون آيه 115: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ‏: ‏آيا گمان برده‌ايد كه ما شما را بيهوده آفريده‌ايم و به سوي ما برگردانده نمي‌شويد.‏

[2] خسف: فروبردن در زمین/ نسف: از بیخ برکندن