فرهنگ عامه

محمدامین مروتی

فرهنگ عامه یا فولکلور، مبین احساسات و عواطف مردم عادی در قالب قصه و ترانه و مثل است. شاعران و قصه گویانی گه جز برای دلشان سخن نگفته اند و کمترین شائبه ای در مورد انگیزه هایی چون طلب اشتهار و اعتبار در باره ایشان متصور نیست. چرا که در گمنامی کامل به سر می برند.

همچنین این قصه ها و شعرها کار یک نفر معین نیستند بلکه مورد حک و اصلاح نسل های مختلف قرار گرفته اند.

بخشی هم مربوط به ابیات و مصرع های شاعران معروف است که در دل مردم نشسته و آن ها را سینه به سینه نقل کرده اند. شاعرانی چون فردوسی و سعدی و مولوی و حافظ. و البته چه بسا خود این شاعران هم مایه های اولیه را از زبان مردم گرفته باشند.

در ایران ابتدا کنت دوگوبینوی فرانسوی(1816-1882 م) به جمع آوری تعزیه های ایرانی همت گماشت.

سپس کرستین سن دانمارکی بود که در 1918 قصه های عامیانه ایرانی را به چاپ رساند.

از ایرانیان آقا جمال خوانساری در کتاب "کلثوم ننه" (عقاید النساء) رسومات و خرافات زنان ایرانی را گرد آورد.

دهخدا در سال 1310 امثال و حکم را در 4 جلد گرد آورد که شامل 50 هزار مثل و کلمه قصار و من جمله امثال عربی و 45 هزار بیت و مصراع از شعرای معروف هم بود اما تنها 3 درصدش ضرب المثل های عامیانه بود.

حسین کوهی کرمانی با مساعدت علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ شروع به گرد آوری افسانه های ایرانی کردکه به دلیل وجود نام شاه و وزیر تحت تعقیب قرار گرفت و 40 روز در زندان بود تا با تغییر نام های شاه و وزیر به حاکم و رئیس دفتر موفق به چاپ آن در 1314 شد.

هدایت هم که اوسانه و نیرنگستان را در سال های 1310 و 1311 به چاپ رساند.

صبحی مهتئی که اولین قصه گوی رادیو و بچه ها بود، افسانه ها را در دو جلد و افسانه های کهن را در دو جلد دیگر چاپ کرد.

امیر حسین کوهی هفتصد ترانه را جمع آوری کرد و محمد قهرمان دوهزار دوبیتی تربتی را گرد آورد. دکتر محمد مکری ترانه های کردی را جمع آوری کرد و این داستان ادامه یافت......

منبع:

جلد سوم از صبا تا نیما، یحیی آرین پور

26 دی 1404