ترجمه فرهنگی مولانا و عقل گنجشکی
ترجمه فرهنگی مولانا و عقل گنجشکی
محمدامین مروتی
برای فهم متون کهن به ترجمه فرهنگی شان به زبان امروزی خود نیاز داریم. برای فهم افکار مولانا نیز این کار ضرورت دارد. این به معنای تحریف منظر مولانا نیست بلکه بدین معنی است که اگر مولانا در روزگار ما می زیست، حرف هایش را چگونه بیان می کرد و به نظرم این منظر دقیقاً به معنی سخن گفتن از زبان خودش در روزگار ماست. مولانا در روزگار ما به زبان روزگار ما سخن می گفت و این کاری است که ما هم باید بکنیم تا به او و سیره اش و جوهر تعالیمش وفادار بمانیم.
مثلاً در مورد عقل کل و عقل جزء یکی از تم های اصلی معرفت شناسانه مولوی است که مرتب در مثنوی تکرار می شود. در مثنوی به طور خلاصه، عقل کلی به حقیقت متعال وصل است و کارگزار عشق است و عقل جزئی عقل بازاری و منفعت جوی ما و کارگزار نفسانیت است.
اگر بخواهیم این ایده ها را ترجمه فرهنگی کنیم می توانیم بگوییم در فرهنگ امروز، عقل کلی همان عقلانیت انتقادی است که به حقیقت وفادار است و عقل جزئی همان عقلانیت ابزاری که دغدغه رسیدن به هدف و توجیه وسیله را دارد.
به زبان ساده تر، عقل جزئی همان چیزی است که در محاوره عامه بدان عقل گنجشکی می گویند. عقلی گسسته از سایر عقول که فهم خود را برتر از دیگران می داند و مصداق عقل کلی همان خرد جمعی است که دغدغه حقیقت دارد و می کوشد از زوایای مختلف- نه از منظر منفعت شخصی- در موضوع بنگرد.
10 بهمن 1404