امیری فیروز کوهی(1289-1363)

محمدامین مروتی

سید کریم امیری فیروزکوهی متخلص به امیر تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران و در کالج آمریکایی و سپس منطق و فلسفه را نزد استادان حوزه آموخت و در زبان عربی هم تبحر یافت.

در ابتدای انقلاب زمین هایش مصادره و از این جهت دلخور شد مع الوصف منظومه ای به نام «عفاف نامه»، در حمایت از حجاب و قصیده ای در تحسین رزمندگان جنگ با عراق دارد.

عاشق سبک هندی و صائب بود و این سبک را سبک اصفهانی می نامید.

امیری در وهله اول غزلسرا و قصیده سراست اما دو منظومه به نام های "تصویر" و "خسته" دارد که رد پای نوپردازی نیما در "افسانه" را دارند.

"تصویر" گفتگوی شاعر است با تصویر پیرمردی باربر بر روی گلدانی عتیقه و "خسته" حسب حال خسته حالی و ناکامی های شاعر است.

دیوان اشعارش در دوجلد که به همت دخترش امیر بانو کریمی (مصفا) همسر مظاهر مصفا ادیب نامی طرفدار مصدق چاپ شده‌است.

کار مهم دیگرش تصحیح و مقدمه نویسی بر «دیوان صائب» و «احقاق‌الحق» در حمایت از شعرای صفوی و دفاع از سبک هندی است.

مضمون اشعار امیری عمدتاً انبوه و غم است:

آزاده را جفای فلک بیش می‌رسد اول بلا به عافیت‌اندیش می‌رسد

از هیچ آفریده ندارم شکایتی بر من هر آنچه می‌رسد، از خویش می‌رسد

با خار نیز چون گل بی خار بوده‌ام زآن رو به جای نوش، مرا نیش می‌رسد

رنج غناست آنچه نصیب توانگر است طبع غنی، به مردم درویش می‌رسد

امروز نیز محنت فرداست روزیم آن بنده‌ام که رزق من از پیش می‌رسد

یا:

نه وفای دوست دیدم، نه صفای همنفس را که شتافتیم بسیار و نیافتیم کس را

به جهان امیر بی کس چو غریب زیست عمری که نه کس شناخت او را و نه او شناخت کس را

منبع:

از صبا تا نیما یحیی آرین پور جلد سوم، نشر زوار

13 دی 1404