توسعه فردی و مولفه هایش

محمدامین مروتی

تغییر اگر در خودمان نباشد، شعار تغییر جهان و سودای تغییر جهان دروغی بیش نیست. صداقت و راستی حکم می کند که ما مظهر و مصداق همان تغییری باشیم که می خواهیم برای جهان و جهانیان اتفاق بیفتد و گرنه همه ادعاهایمان دروغ و دفع الوقت و خودفریبی است و ارزش شنیدن ندارد.

و اما تحقق این تغییر می تواند مرحله به مرحله و به تدریج در برنامه ای جدی قرار گیرد.

هدف رسیدن به آرامش و سکینه قلبی است. نوعی افزایش ظرفیت و دل بزرگ و به تعبیری نوعی دریادلی که امواج وقایع، کمتر آن را بیاشوبد.

درست است که این آرامش نهایتاً احساسی درونی و فردی است، ولی بدون "ارتباط خوب" با دیگران به کف نمی آید و این ارتباط، جنبه ها و حالات مختلفی دارد ولی مهمترینش زبانی و کلامی است(زبان خوش).

به نظرم اولین قدم و تلاش و تمرکز باید بر این باشد که حتی الامکان کسی را نرنجانیم.

قدم دوم که بسیار دشوارتر است این است که سعی کنیم با راهکارهای مختلف، از کسی نرنجیم و رفتارشان را درک کنیم، تحمل کنیم و ببخشیم.

اگر بتوانیم در مقابل خبط ها وخطاهای دیگران، خشممان را فروبخوریم و با صبوری و متانت با موضوع مواجهه داشته باشیم، راه برای همدلی و همدردی و همکاری هم باز می شود.

شاید مهمترین و موثرترین نکته و راهکار را بتوان در این جمله خلاصه کرد:

به جای قضاوت و محکوم کردن دیگری سعی کن خود را در جای او قرار دهی و درکش کنی. راهی بهتر از این برای ایجاد رابطه خوب و سالم و افزودن بر مجموع احوال خوش وجود ندارد.

درک دیگری عین بخشیدن خطای او و عین همدلی است. به دنبال همدلی(امپاتی)، همدردی(سمپاتی) و به دنبال همدردی، همکاری و همیاری عملی یعنی نیکوکاری پیش می آید و این یعنی داشتن رابطه انسانی و خوب و در نتیجه داد و ستد حال خوش و احوال خوش.

زنجیره درک و بخشش و همدلی و همدردی، منتهی به دوست داشتن دیگران و شفقت ورزیدن بر یکدیگر و حال خوب می شود.

چند راهکار دیگر هم برای رسیدن به این هدف به ما کمک می کنند:

یکی این که اگر نیکی و محبتی از کسی دیدیم، در اظهار قدردانی و سپاسگزاری و تشویق شان خست به خرج ندهیم.

دوم این که با مهربانی و حوصله به حرف دیگرانی گوش کنیم. گوش دادن یکی از بهترین و مفیدترین اشکال مهربانی است.

چنین انسانی از هنری به نام "شاد بودن" و از آن مهمتر "شاد کردن" برخوردار است. او در شاد کردن دیگران، خودش بیش از همه شاد می شود و احساس خوبی پیدا می کند.

به قول روانشناسان "رفتار متقابل" به "وضعیت آخر" می رسد که در گزاره "من خوبم، تو خوبی"، بیان می شود.

حاصل همه این سیر و سلوک ها و مراقبه ها، سکینه و متانت و آرامش درونی است.

و اما نکته آخر:

برای قدم برداشتن در این طریق، باید بدانیم و توجه کنیم که اگر حال مان بد باشد، قدم از قدم نمی توانیم برداریم. کل توسعه فردی منوط و مشروط به این است که حال خودت تا حدودی خوب باشد تا بتوانی حال دیگران را خوب کنی و آن گاه دیگران هم بر این احوال نیک، هم افزایی کنند.

12 مرداد 1404