رزا لوگزامبورگ (۱۸۷۰ –۱۹۱۹)
رزا لوگزامبورگ (۱۸۷۰ –۱۹۱۹)
رزا لوکزامبورگ انقلابی یهودی و کمونیست لهستانیتبار بود. او از اصلیترین بنیانگذاران اتحادیه اسپارتاکیست (بعدها:حزب کمونیست آلمان ۱۹۱۸) بود.
در سال ۱۹۱۹ در پی خیزش ژانویه، توسط دولت آلمان دستگیر و به همراه دیگر رهبران حزب کمونیست آلمان از جمله کارل لیبکنِشْت، تیرباران شد.
رزا در دانشگاه زوریخ، با بسیاری از سوسیال دموکراتهای روسی و شخصیتهایی چون گئورگی پلخانف و پاول آکسلرد آشنا شد.
رزا با حق تعیین سرنوشت ملل، به این علت که این امر جنبش بینالمللی سوسیالیستی را تضعیف میکند، مخالف بود و به خاطر همین اختلاف، از حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه و حزب سوسیالیست لهستان جدا شد.
در سال ۱۸۹۸ با پایاننامهای با عنوان «توسعهٔ صنعتی لهستان» مدرک دکترای خود را دریافت کرد. در همین سال بود که او به آلمان مهاجرت کرد و با ازدواج با یک کارگر آلمانی، گوستاو لوبک، ملیت این کشور را به دست آورد و به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوست.
در این دوران او یکی از کتابهای معروفش «اصلاح یا انقلاب» را نوشت. در این کتاب رزا علیه جنبش تجدیدنظرطلبی که توسط ادوارد برنشتاین رهبری میشد، به پا خاست و با همکاری کسانی چون کارل کائوتسکی، مانع از تسلط خط برنشتاین بر حزب شد.
در حین انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، لوکزامبورگ علیه احزاب منشویک و سوسیالیست انقلابی، از حزب بلشویک، حمایت میکرد.
در سال ۱۹۰۶، رزا نظریهٔ «اعتصاب عمومی» را پیریزی کرد و از به عنوان «مهمترین سلاح انقلابی پرولتاریا» نام برد. این نظریه دعواهای جدی را در حزب سوسیال دموکرات آلمان ایجاد کرد و آگوست ببل و کارل کائوتسکی را به مخالفت با رزا واداشت. او به آلمان بازگشت و یکی از آثار معروفش «انباشت سرمایه» (۱۹۱۳) را در همین سالها نوشت. این کتاب توصیفی است از حرکت سرمایهداری به سمت امپریالیسم.
در گیر و دار وقوع جنگ جهانی اول، او به همراه یک سوسیالیست آلمانی، کارل لیبکنشت، فراکسیونی با تمایلات انقلابی در حزب سوسیال دموکرات آلمان ایجاد کردند و آن را «اسپارتاکیست» نام نهادند.
علت ایجاد این فراکسیون، اختلاف نظر «اسپارتاکیستها» با موضع حزب سوسیال دموکرات که از حملهٔ آلمان و الحاق سایر ممالک به وسیلهٔ آن حمایت میکرد، بود. لوگزامبورگ، این سیاست حزب سوسیال دموکرات آلمان را «سوسیال شووینیستی» میخواند. اتحادیهٔ اسپارتاکوس، خود را انترناسیونالیست نامید و علیه سیاست «ناسیونال شووینستی» حزب سوسیال دموکرات به پا خاست و به تبلیغ این ایده میپرداخت که سربازان آلمانی باید سلاحهایشان را به سمت دولت آلمان برگردانند و آن را سرنگون کنند.
به خاطر مخالفت آشکار و علنی او با جنگ، رزا، دوباره، و ایندفعه به همراه لیبکنشت، زندانی شد. لوکزامبورگ در زندان، «جزوه یونیوس» و «انقلاب روسیه» که شاید مشهورترین کتابهای او هستند را نوشت. در «جزوهٔ یونیوس» لوکزامبورگ از بنیادهای نظری اسپارتاکیستها میگوید و در «انقلاب روسیه» نگاهی اجمالی به روسیه و قدرتگیری حزب بلشویک دارد. در سال ۱۹۱۸، دولت آلمان، پس از پایان جنگ، لوکزامبورگ را آزاد کرد و رزا بلافاصله شروع به ادامهٔ فعالیتهای خود کرد.
چند ماه بعد از آنکه رزا به همراه کارل لیبکنشت، حزب کمونیست آلمان را تشکیل دادند، در نوامبر ۱۹۱۸ با مشارکت و همکاری او، خیابانهای برلین صحنهٔ درگیریهای مسلحانه اتحادیهٔ اسپارتاکوس (همان فراکسیون اسپارتاکیستها) میشود.
دولت سوسیالیست آلمان به ریاست جمهوری فریدریش ابرت، برای سرکوب شورش اسپارتاکیستها با ارتش آلمان به توافق رسید. همزمان اطلاعیههایی برای ترغیب مردم به افشای محل اختفای رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت بر دیوارهای برلین نقش میبندد:
"اگر میخواهید صلح، کار و نان داشته باشید رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت را بکشید".
بالاخره روز پانزدهم ژانویه ۱۹۱۹ محل اختفای آنها لو رفت. پس از دشنام، یک سرباز با ضربات قنداق تفنگ بر سر او میزند و یک ستوان نیز با اسلحه خود به شقیقه او شلیک میکند و جسد رزا لوکزامبورگ در کانالی در برلین انداخته میشود. پیش از او، کارل لیبکنشت نیز در همین شرایط کشته شد.
لوکزامبورگ، در سرزمینی به دنیا آمده بود که خود جزئی از امپراتوری عظیم روسیه بهشمار میآمد. پس از به قدرت رسیدن نیز از بلشویکها حمایت کرد و آنها را «وفاداران همیشگی به سوسیالیسم بینالمللی» نامید. البته بعد از قدرتگیری «دیکتاتورمابانهی» (به زعم او) حزب بلشویک، رزا اختلافاتی با لنین و یارانش پیدا کرد.
مهمترین کتاب رزا در مورد روسیه، که تقریباً مشهورترین اثر او نیز هست، «انقلاب روسیه» بود. در این کتاب او علیرغم سمپاتی به بلشویکها، به قدرتگیری دیکتاتور مابانهٔ حزب بلشویک هشدار میدهد و آن را خارج از موازین دیکتاتوری پرولتاریا، مفهومی که توسط کارل مارکس ایجاد شده بود، میدانست. رزا در مورد دیکتاتوری پرولتاریا میگوید:
«بله دیکتاتوری! اما این دیکتاتوری شامل نحوهٔ کاربرد دموکراسی و نه نابودسازی آن است. این دیکتاتوری شامل حملات جانانه و قاطع بر حقوق و روابط اقتصادی خوب محافظت شدهٔ جامعهٔ بورژوایی است که بدون یک تحول سوسیالیستی ناممکن است. اما این دیکتاتوری کار یک طبقهاست نه یک اقلیت پیشاهنگ که به نام طبقه عمل میکند، بدین معنا که این دیکتاتوری میباید گام به گام از طریف مشارکت فعالانهٔ تودهها به پیش رود و زیر نفوذ مستقیم آنها و تحت کنترل فعالیت عمومی باشد. چنین دیکتاتوری میبایست برخاسته از آموزش سیاسی رشد یابندهٔ تودههای مردم باشد.»
رزا با تلاشهای دولت تازه تأسیس شوروی برای برقراری صلح در تمام جبههها و امضای قرارداد برست-لیتوسک (با آلمان) به مخالفت برخاست. او این مخالفت را در کتاب «تراژدی روسی» ابراز کردهاست.
کتابشناسی:
برخی از مهمترین کتابهای رزا لوکزامبورگ به شرح زیر اند:
توسعه صنعتی لهستان، ۱۸۹۸.
اصلاح یا انقلاب، ۱۹۰۰.
بحران سوسیالیستی در فرانسه، ۱۹۰۱.
اعتصاب عمومی (کتاب)، ۱۹۰۶.
مسئلهٔ ملی، ۱۹۰۹.
نظریه و عمل (پلمیکی در برابر نظریهٔ اعتصاب عمومی رفیق کائوتسکی)، ۱۹۱۰.
انباشت سرمایه، ۱۹۱۳.
انباشت سرمایه: یک ضد-نقد، ۱۹۱۵.
انقلاب روسیه، ۱۹۱۸.
آثار ترجمه شده به فارسی
اصلاح یا انقلاب؟ - رزا لوکزامبورگ – ترجمه:اسدالله کشاورزی- نشر آزادمهر
منبع: ویکی پدیا