دفاع خوب از طریق نقد

محمدامین مروتی

پوپر به درستی می گفت که رشد یک نظریه و فکر، حاصل جستجوی نقاط ضعف آن و برطرف کردن شان است. جستجوی نقاط قوت، جز درجا زدن و ایستادن، نتیجه ای ندارد.

یک چپ واقعی خودش قبل از دیگران باید دنبال نقاط ضعفش برود و به بازخوانی متون چپ بپردازد. همینطور یک دین دار واقعی، یک ملی گرای واقعی، یک مشروطه خواه واقعی یا جمهوری خواه واقعی و الخ. در حالی که در میان ما عکس موضوع جریان دارد. به دنبال نقاط قوت تفکر منتسب به خود و نقاط ضعف تفکر منتسب به دیگری می رویم. پیداست که این راه به ترکستان است و ما هرگز به هم نمی رسیم و این به معنی تنازع بی پایان است و این تنازع به معنی حل نشدن مسئله ایران.

یک چپ دموکرات باید حسابش را از استالین جدا کند تا دیگران بفهمند چپ دموکرات هم وجود دارد و اتفاقاً در این مسیر باید پیگیر تر از راست باشد.

همچنان که یک متدین دموکرات باید حسابش را از داعش و طالبان جدا کند و در این مسیر مصرتر باشد تا همگان بدانند می توان دیندار بود و دموکرات باقی ماند.

این موضوع در مورد ملی گرایان هم صادق است. آنان باید مشتاق تر و پی گیرتر از هر کس دیگری ملی گرایانی چون هیتلر را نقد کنند.

تمام هم و غم من این بوده و این هست که بگویم در همه گروه های فکری، طیف های خوب و بد، دموکرات و مستبد، ایدئولوژیک و غیر ایدئولوژیک وجود دارد و همه را نباید به یک چوب راند.

بنابراین این تفکر که نقد چپ استالینی به ضعف چپ می انجامد اندیشه ای به غایت خطرناک است. همچنان که نقد دین ایدئولوژیک و نقد ناسیونالیسم فاشیست. برای اعاده حیثیت از چپ دموکرات باید تفکر استالینی را بیرحمانه نقد کرد و در این کار باید از راست سبقت گرفت. برای اعاده حیثیت از دین باید تفکر داعشی را بیرحمانه نقد کرد و از بی دینان سبقت گرفت و برای اعاده حیثیت از ملی گرایی معتدل باید نازیسم و فاشیسم و شوینیسم را نقد کرد و از چپ ها و انترناسیونالیستها پیشی گرفت.

8 اسفند 1403