فرار از خویشتن
فرار از خویشتن
محمدامین مروتی
بعضاً خود را به شدت مشغول می کنیم تا کسل نشویم. نمی توانیم یک لحظه بیکار بمانیم تا حس تنهایی و انزوا پیدا نکنیم. تا هیچوقت با خودمان تنها نمانیم. اما لازم است گاهی تنها باشیم با خودمان و به صدایی غیر از صدای دیگران گوش دهیم. برقراری تعادل بین مشغول بودن و هیچ کاری نکردن، نیز از جمله هنرهای زیستن است. تعادل بین خلوت و جلوت. جمع و تنهایی. اینکه بتوانی در جمع باشی و تنها. در میان جمع باشی و کار خود را بکنی.
زندگی روزمره نوعی مشغول شدن به دنیاست که می تواند موجب غفلت از خود بشود. لذا باید زمانی برای "خود" بگذاریم تا مشغولیت دنیای مان هم معنا پیدا کند و ما را با خود نبرد. مولانا می گوید مردم برای غفلت کردن از زندگی، خود را به مسکرات و لهو و لعب و حتی کار زیاد مشغول می کنند تا دمی با خود روبرو نشوند:
تا دمی از هوشیاری وا رهند
ننگ خمر و زَمر بر خود مینهند
میگریزند از خودی در بیخودی
یا به مستی یا به شغل، ای مهتدی
7 آذر 1403