نیمه تاریک وجود

محمدامین مروتی

ما یک نیمه تاریک در وجودمان داریم که تمایلی به پذیرش و اذعان بدان نداریم. یونگ به این قسمت وجود می گوید"سایه". ما به جای انکار این قسمت، باید با آن کنار بیاییم. یک نیمه گمشده که بدون آن ناقص هستیم و به صرف انکار آن از دستش خلاص نمی شویم. ما باید توانایی دیدن ابعاد منفی وجود خود را داشته باشیم و بدون شرمزدگی بدان اذعان کنیم. این کاری است که در مورد دیگران به آسانی انجام می دهیم. زمانی با سایه خود کنار می آییم که بتوانیم همین کار را درمورد خود نیز انجام دهیم. یعنی همانطور که نقاط ضعف دیگران را می توانیم بی طرفانه ببینیم، بتوانیم نقاط منفی وجود خود را هم از منظر سوم شخص یعنی شخص بی طرف ببینیم.

ما عموماً نقاط تاریک دیگران را خوب تشخیص می دهیم ولی زیر بار نقاط تاریک خود نمی رویم. در حالی که ما به نحوی تمام نقاط ضعف و قوت همدیگر را داریم. به همین دلیل این نقاط را در دیگران هم تشخیص می دهیم. این بدان معناست که ما کم یا بیش، تمام ضعف های دیگران را در خود داریم. هم داریم و اگر نداریم هم، می توانیم داشته باشیم. مثلاً من تو را احمق می نامم در حالی که خودم هم کارهای احمقانه بسیاری کرده ام و می کنم و خواهم کرد. فرافکنی، دقیقا آن مکانیسمی است که من عیب خود را به تو نسبت می دهم.

نتیجه این بینش باید این باشد که به جای داوری سخت و تند دیگران، آن ها را درک کنیم و این درک، با همدلی میسر می شود. همدلی به جای داوری.

چرا؟ زیرا دیگران هم ما هستند که در موقعیتی متفاوت قرار گرفته اند. من توام که در شرایط متفاوتی قرار گرفته ام. این همان سخن لاکان است که انسان عبارت از دیگری است. ما عبارت از دیگری هستیم. فقط جایمان با هم عوض شده است. پس ما آینه یکدیگریم. من خودم را در آینه تو پیدا می کنم. این نکته مهم ما را به همدلی به جای داوری هدایت می کند. اگر هم قرار است داوری کنیم، به جای داوری شخص، عمل او را داوری کنیم بی آن که آن را به شخصیت او مرتبط سازیم. آن هم با ملایم ترین عبارات و کلمات.

منبع:

نیمه تاریک وجود/دبی فورد/ ترجمه نغمه رحمانی/ نشر محراب دانش 1392

15 شهریور 1403