درس های بهار
درس های بهار
محمدامین مروتی
نادر ابراهيمي می گوید:
"بهار بيش از آن كه حادثه اي در طبيعت باشد، حادثه ايست در قلب آدمي… در بهاران اين گل نيست كه باز ميشود، گرههاي روح انسان است."
هر چه هست، نوعی هماهنگی و همذات پنداری بین باز شدن غنچه ها و گره های روح آدمی هست.
"بهار كه ميآيد، شكوفهها زبان باز ميكنند. شكوفه، بوسه ي بهار است." 1 ماهم زبان به تهنیت و آرزوهای خوب برای یکدیگر می کنیم و بر روی یکدیگر بوسه می زنیم. "به سان پرنده که با بهار سخن می گوید."2
درس های بهار بیش از این هاست. بهار شروعی دوباره است. می گویند با یک گل بهار نمیشود، اما مگر بهار با یک گل شروع نمی شود؟
بهار به ما درس فروتنی و خاکی بودن می دهد. از خاک نرم گل و سبزه می رویاند و سنگ سخت و سفت را محروم می گذارد:
از بهاران كي شـــود سرسبز، سنگ
خاك شو تا گل بــرويي رنگ رنگ
سالها تو سنگ بــودي دل خـراش
آزمــون را يك زمــاني خاك باش3
بهار به ما درس مقاومت و عبور از موانع می دهد.گیاهی که در زیر سنگ مدفون شده، می تواند سنگ را دور بزند و بروید:
"سرم را به سنگ كوبيدم و سنگ نعره زد و خنديد. اما روزي خنده سنگ، مثل يك شكلك زشت بر لبش ماسيد. از آن سوي سنگ سردرآورده بودم. بهار جوانه اين گونه آغاز شد." 4
بهار به ما درس زندگی و مقابله با مرگ می دهد:
من تشنه اين هواي جان بخشم
ديوانه اين بهار و پائيزم
تا مرگ نيامده است برخيزم
در دامن زندگي بياويزم5
خاك جان يافته است
تو چرا سنگ شدي؟
تو چرا اين همه دل تنگ شدي؟
باز كن پنجرهها را…
و بهاران را باور كن! 6
.........................................
1. ايرج قنبري
2 شاملو
3 مولانا
4پوران حجت انصاري
5 فريدون مشيري
6 فريدون مشيري
با آرزوی روزها و سال های بهتر برای هم میهنانم و با آرزوی برقراری صلح و آزادی در سراسر جهان