از خود بیگانگی
از خود بیگانگی
محمدامین مروتی
زندگی کردن در شرایط نهان روشی و بی صداقتی و ریاکاری و استبداد، منجر به "از خود بیگانگی" انسان می شود.
انسانی که در ابتدا، به هر دلیلی، به اختیار و آگاهی، خود را سانسور می کند، کم کم کارش به جایی می رسد که خودش را گم می کند. نه تنها دیگران انسان را نمی شناسند و به حقیقت وجودش دسترسی ندارند، بلکه خودش هم از خودش بی خبر است. پرده ای از پندار و بی خبری بر ذهن و اندیشه بشر کشیده شده است. پنهانکاری و دروغ و ریا، چنان پیچیدگی و اعوجاجی به ساختار روانی بشر می دهد، که به یک کلاف سردرگم و شلوغ تبدیل می شود.
اینچنین انسانی حتی نمی داند واقعاً چه می خواهد؟ احساسات خود را هم نمی شناسد. خواسته ها و علائق واقعی و طبیعی اش، به دلیل سرکوب و انکار و سانسور، گم شده است. خودش را هم گم کرده است.
در جوامع باز، انسان ها شفاف ترند و اشراف مستقیم تری به احساسات و علائق و سلائق خود دارند و راحت تر آن را بیان می کنند و با بیانش گره های روانی شان را باز می کنند، اما این بدان معنی نیست که آنان نیز مشکلات روحی و روانی خودشان را نداشته باشند. محیط نامناسب یک عامل تشدید کننده است.
کار روانکاو یا درمانگر یا کتاب های خودشناسی، این است که با یافتن سرنخ، این کلاف سر در گم را باز کند و پیش چشم درمانجو بگذارد تا وی خود گم کرده اش را پیدا کند و با آن آشنا گردد.
11 مرداد 1402