حقیقت و روش
حقیقت و روش
محمدامین مروتی
در باب رابطه حقیقت و روش چهار منظر وجود دارد:
1. حقیقت یکی بیش نیست. روش رسیدن بدان نیز یک راه بیشتر نیست. این دیدگاه از طرفی سنتی است و از طرفی بنیادگرایانه و ایدئولوژیک. این دیدگاه به مطلق گرایی پیوند می خورد.
2. حقیقت یکی است، اما راه های رسیدن بدان مختلفند. مثل را های مختلفی که ما را به قله کوه می رسانند. این دیدگاه از طرفی مدرن و از طرفی عارفانه است. در عرفان هم گفته می شود طرق رسیدن به خدا به عدد مردمان است. این دیدگاه به نوعی نسبی گرایی معتدل و نسبی راه می برد.
3. حقیقت متکثر است و راه های رسیدن نیز گوناگونند. هر کسی حقیقت خود را دارد که مهر تاریخ و جغرافیا و تیپ شخصیتی افراد بر آن حقیقت خورده است. این دیدگاه، پست مدرنیستی است. این دیدگاه به نسبی گرایی مطلق راه دارد.
4. شاید بتوان منظر چهارمی را تصویر کرد که یک قله برای عروج وجود نداشته باشد و هر کسی بتواند قله خود را فتح کند بی آن که دغدغه فتح قله دیگری را داشته باشد. اگر قلل متعددی برای صعود وجود داشته باشند، صعود من و صعود تو به مجموعه صعودها و پیشرفت های عالم کمک می کنند و من و تو دیگر دشمن هم نیستیم و اگر رفیق هم نباشیم، حداکثر رقیب یکدیگریم. این دیدگاه تلفیقی از دیدگاه دوم و سوم است.
تقریری دیگر از این دیدگاه آن است که بگوییم قله ای برای رسیدن وجود ندارد یا قله به حدی مرتفع است که هرگز نمی توان بدان رسید، ولی می شود بالا و بالاتر رفت. در این تشبیه، قله استعاره از حقیقت مطلق است که وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد، نمی توان بدان رسید. اما پیشرفت، وجود دارد. در این پیشرفت، نهایتاً ادم ها از طرق مختلف به هم نزدیک تر می شوند ولی چون قله ای وجود ندارد، هرگز به هم نمی رسند.
18 اردیبهشت 1402