فقه سیاسی در میانة حق و تکلیف
فقه سیاسی در میانة حق و تکلیف
محمدامین مروتی
سروش فقه سنتی را تکلیف مدار می داند و می گوید از آنجا که دوران ما دوران حق محوری است، این فقه نمی تواند جوابگوی نیازهای عصر ما باشد.
کدیور به عنوان شاگرد آیت الله منتظری،معتقد است که دین همزمان حق محور و تکلیف مدار است و می توان از دل فقه سنتی هم؛ نوعی فقه معاصر بیرون کشید. فقه سنتی به اندازه کافی قواعدی برای به روز کردن اجتهادات دارد. چنانکه آخوند خراسانی و علامه نایینی، فقه سنتی را با مشروطیت وفق دادند. سایر شاگردان منتظری نظیر عمادالدین باقی و مرحوم احمد قابل نیز بر همین نهجند. آیت الله طالقانی نیز همین رویه را داشت. مراجعی مانند صانعی نیز کمابیش بر همین نهجند.
داود فیرحی- به عنوان روحانی و محققی مستقل- نیز به خلاف سروش معتقد است در فقه حق بر تکلیف غلبه دارد و می توان نوعی "فقه دموکراتیک" بر پایة "قرارداد" از دل بخش "معاملات شرعی" بیرون آورد که متکی بر رضایت طرفین است. مهدی حائری یزدی هم در کتاب "حکمت و حکومت" معتقد به نوعی" وکالت شرعی" است که در بین شهروندان، جا را برای حکومت عرفی در دوران غیبت فراهم می کند.