سیاست و اخلاق

محمدامین مروتی

اینکه می گویند سیاست بی پدر و مادر است، مبتنی بر تجربه طولانی نسل هاست. بی رحمی سیاست، انگیزه ای برای سیاست گریزی شده هست. انگیزه دیگر این است بسیاری دیگر نیز معتقدند گردش چرخ سیاست مبتنی است بر توطئه های دقیق و برنامه ریزی شده است که بعضا ده ها سال رویشان کار شده است و دخالت در سیاست به مثابه آلت دستِ سیاستمداران سیاس و مکار شدن است. عده ای هم می گویند سیاست علم تسخیر و حفظ قدرت است و به محض آن که مزة قدرت زیر دندان کسی رفت، از اخلاق و اصول اخلاقی فارغ می شود.

می بینیم که دلایل زیادی برای گریز از سیاست هست. پس چرا کماکان انسان ها به سیاست متمایلند و ساعتهای متمادی، اخبار سیاسی را دنبال می کنند و بدان واکنش نشان می دهند؟

قطعا در کنار دلایل گریز از سیاست، دلایلی هم برای ناگریزی و ناگزیری از سیاسی بودن هست و مهمترینش این که انسان به معنای ارسطویی اش، بالطبع موجودی اجتماعی و سیاسی است و نمی تواند به سرنوشت خود بی تفاوت بماند و می کوشد به قدر وسع خویش از بی پدر و مادر بودن سیاست بکاهد و آن را در جهت اخلاق و خلق جهانی بهترسوق دهد. چرا که نه؟