زبان من

محمدامین مروتی

حالا که نگاه می کنم، می بینم قلم و زبانم از متون و اشخاص متعددی تاثیر پذیرفته است. به جهت فلسفی از نثر "منوچهر بزرگمهر" که قدمایی و پر از واژگان عربی است. به جهت دینی ، از سروش و به خصوص از ترمینولوژی او و همچنین از الهی قمشه ای، به جهت خودشناسی هم، از زبان محمدجعفر مصفا متاثر بوده ام. از فصاحت زبان سروش و روانی زبان الهی لذت می برم.

نکته ای را که در دکتر عبدالحسین زرین کوب می پسندم و با او احساس همدلی می کنم، هنر تبدیل معارف سنگین فکری به زبان مخاطب عادی است. این هنر زرین کوب را همواره ستوده ام.  زرین کوب به مثابة واسطه ای بین ادبیات فکری و ادبی قدیم و مخاطب عادی روزگار ما عمل می کند. شیوة او برای همه فهم کردن این ادبیات، "روایی" است. هنری که به نوع دیگر الهی قمشه ای از آن برخوردار است. ایشان هم با تکیه بر امثال و حکایات شیرین و طنز گونه و نوعی از براعت استهلال شیرین، راه را برای ارتباط موثر با مخاطب عام باز می کند. شیوه ای که استاد آن در گذشته های دورتر مولانا بوده است.

بنده هم در نوشته هایم درجهت تبدیل و تسهیل این معارف به زبان ساده کوشیده ام. خلاصه گویی و ایجاز یک هنر است اما می دانم که در مورد من این خلاصه گویی بعضا مخلّ معناست.

به قول الهی قمشه ای، کار ما به مثابه کار دکانداری است که اجناس دیگران از سعدی و حافظ و مولانا را عرضه و پخش می کند و چیزی از خود ندارد. به تعبیر ایشان کوپن های تحویل این اجناس را به ما داده اند تا بین مردم پخش کنیم.