اهمیت مارکس
اهمیت مارکس
محمدامین مروتی
در بارة اهمیت مارکس، اقوالی گویا از بزرگان منقول است.
مارکس تنها فیلسوفی است که نمی توان بی تفاوت از کنار او گذشت .
اگر در جوانی مارکسیست نبوده ای ابلهی ولی اگر در میانسالی مارکسیست مانده ای، ابله تری.
اقبال لاهوری هم به عنوان یک متفکر مسلمان و مذهبی قلب او را مومن می دانست و نوعی تعلق خاطر بدو داشت:
صاحب سرمایه از نسل خلیل
یعنی آن پیغمبرِ بی جبرئیل
زان که حق در باطل او مُضمر است
قلب او مؤمن، دماغش کافر است
مارکس تاریخ قرن 19 و 20 را تحت تاثیر قرار داده و هیچ فیلسوفی به اندازة او از چنین نفوذی برخوردار نبوده است. بنابراین هیچ متفکر جدی، نمی تواند او را جدی نگیرد.
مارکس دانش جامعه شناسی را وارد مرحلة جدیدی کرد. بزرگترین جامعه شناسان تاریخ بشر از دورکیم تا هابرماس تئوری های طبقاتی و اقتصادی او متاثر بوده اند ولو این که گرایش لیبرال و غیرسوسیالیستی داشته اند.
مارکس اندیشة انتقادی عدالت محور را وارد فاز جدیدی کرد. تاکید بر مسئلة از خود بیگانگی به عنوان آسیب مهم جامعة معاصر، اعتراض به بی عدالتی و تبعیض، در زمان معاصر ریشه های قوی مارکسیستی دارد. آسیب شناسی قوی مارکس از جامعة سرمایه داری مجالی برای اصلاح این نظام فراهم اورد که عمدتا در سهیم کردن کارگران در ارزش اضافیِ نظام سرمایه داری متجلی شد. نظام رفاه و تامین اجتماعی، کاهش ساعات کار، ایجاد حق اعتصاب، بیمه بیکاری و بهداشتی اشکال مختلف این تسهیم بوده اند.
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و احزاب لنینیستی، این مجال فراهم شد که به مارکس به مثابة یک متفکر و نه یک پیامبر مقدس یا یک ملحدِ خرابکار، پرداخته شود. متفکری که نقاط قوت و ضعف فراوان دارد.