درک ما از اقتصاد، خودکفایی و تقسیم کار بین المللی

محمدامین مروتی

سیاسی شدن اقتصاد و خارج شدنش از حیطة علم و تخصص، آن را عامیانه و ملعبة سیاستمداران می کند. به یاد آوریم زمانی را که می گفتیم چرا گاز و نفت را به آمریکا و شوروی بفروشیم، بلکه باید آن ها را داخل کشور به صنعت و تولید تبدیل کنیم. یا پول نفتی را که باید برای هر نفر بر سر سفره هایمان بیاید حساب می کردیم و جمع می زدیم یا درکمان از مفهوم استقلال شعار خود کفایی و عدم وابستگی به محصولات خارجی بود.

محمدحسین شریعتمدار، مشاور عالی وزیر جهاد کشاورزی می گوید نود درصد آب کشور صرف کشاورزی می شود. در ایران در هر هکتار از مزارع آبی، سه تن گندم برداشت می‌شود که اصلا صرفه اقتصادی ندارد؛ چراکه با این میزان برداشت، می‌توان گفت به ازای هر متر مکعب مصرف آب به‌طور متوسط 500 گرم گندم تولید می‌شود، در حالی که میانگین تولید گندم در جهان به‌ازای مصرف یک مترمکعب آب 930 گرم است. (دنیای اقتصاد-16 شهریور 1393) آب مورد نیاز برای تولید یک کیلوگرم برنج در ایران ۳۴۰۰ لیتر و برای تولید یک کیلوگرم گندم ۱۳۰۰ لیتر می باشد و این در حالی است که ما با خطری به نام بحران کم آبی مواجهیم.

سیاسی کردن اقتصاد جنبة علمی آن را تحت الشعاع قرار می دهد و با منطق تقسیم کار تعارض دارد. تقسیم کار پروسه ای تاریخی بوده است که باعث شده هر کس در تولید یک کالا تخصص پیدا کند و گرنه باید به سیاق گذشته های دور، هر کس همة نیاز های معیشتی خود را تامین کند. برای خود بکارد و خودش هم بخورد. هم کشاورز باشد و هم کفاش و هم خیاط و هم..... اما بشر متوجه شد که در نتیجة تقسیم کار می توان کالایی را هم ارزان تر و هم با کیفیت بهتری تولید نماید. اگر منطق تقسیم کار که در محدودة یک جامعه کاملا پذیرفتنی است، در سطح بین المللی هم صدق می کند. منطق اقتصادی حکم می کند که هر کشوری به دنبال تولید محصولی باشد که می تواند آن را ارزان تر تولید کند و به اصطلاح تولید آن مزیت اقتصادی یا مزیت نسبی comprative advantage داشته باشد.

تفکر خود کفایی دنبالة تفکر تولید و مصرف همة کالاها توسط خانواده است که دورانش مدت هاست که سپری شده است.