شجاعت دانستن و ندانستن

محمد امین مروتی

برتراندراسل می گوید: انسان ها نادان به دنیا می آیند نه احمق! احمق شدن، نیاز به آموزش دارد.

این بدان جهت است که میل به حقیقت جویی در نهاد همة ما قرار دارد. تحمیق و القا، نوعی هیپنوتیزم و شستشوی مغزی برای به کار نگرفتن عقل اس ت. همة ما عقل داریم ولی به دلایل تربیتی و اجتماعی و خودباخته بار آمدن،مایل به استفاده از آن نیستیم. از این رو قرآن وقتی می فرماید الذین لایعقلون، مرادش کسانی نیست که عقل ندارند، بلکه کسانی است که عقل خدادادی دارند ولی تقلید و عادت و دنباله روی و از همه مهمتر ترس، مانع استفاده از آن می شود. از این رو کانت می گفت شعار عصر روشنگری این است که: "شجاعت دانستن داشته باش."

در کنار شجاعت دانستن باید شجاعت ندانستن هم داشت و در مورد اموری که از آن ها علم نداریم خاموش بمانیم. چنان که قرآن در آیه 36  سوره اسرا می فرماید: لا تقف ما لیس لک به علم: از چیزی که بدان علم نداری تبعیت مکن. در بارة خیام گفته بودم شجاعت ندانستن داشت و پاسخ های تکراری و مقلدانه به پرسش از هستی نمی داد. این هم داستانی در این باب:

حدود چهل سال پیش  که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم روزی  امتحان تاریخ داشتیم ، استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت. "مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟"

از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمی دانست. همگی دو ساعت نوشتیم  از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی: ازشجاعت او - از مهارت در شمشیر زنی،  تیراندازی و اسب سواریِ او-   از  تقوا ، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او !  خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم !

استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت . چند روز بعد موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ،  در تابلو ، مقابل اسامی همه نوشته شده بود: مردود ‼️

برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم  . استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری. گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟

پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: "در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است .  پاسخ صحیح  "نمی دانم بود ".

همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد:" نمی دانم ."