آیه هفته: اعمال بر اساس نیات ارزیابی می شوند: سوره أحزاب آيه 5:‏ ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏: ‏..... هر گاه اشتباهی كرديد گناهي بر شما نيست . ولي آنچه را كه دلتان مي‌خواهد ( يعني از روي عمد و اختيار مي‌گوئيد ، گناه است و كيفر دارد ) . به هر حال ، پيوسته خدا آمرزگار و مهربان بوده و هست.‏ شعر هفته: خرد بهتر از هرچه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای خرد چشم جان است چون بنگری تو بی‌چشم، شادان جهان نسپری فردوسی کلام هفته: اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاورید،در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است. ابن سینا داستانک: حدود چهل سال پیش که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم روزی امتحان تاریخ داشتیم ، استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت. "مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟" از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمی دانست. همگی دو ساعت نوشتیم از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی: ازشجاعت او - از مهارت در شمشیر زنی، تیراندازی و اسب سواریِ او- از تقوا ، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او ! خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم ! استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت . چند روز بعد موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ، در تابلو ، مقابل اسامی همه نوشته شده بود: مردود ‼️ برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم . استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری. گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟ پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: "در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است . پاسخ صحیح "نمی دانم بود ". همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد:" نمی دانم ." طنز هفته: زشت رویی در آیینه می‌نگرست و می‌گفت: سپاس خدای را؛ که مرا صورتی نیکو بداد! غلامش ایستاده بود و این سخن می‌شنید. چون او بدر آمد، کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید. گفت: در خانه نشسته و بر خدا دروغ می‌بندد... عبیدزاکانی