تقدیر و تدبیر
تقدیر و تدبیر
یکی از صفات خدا "قدیر" است. هم به معنی مقتدر و هم به معنی کسی که برای هر چیزی و هر امری قدر و اندازه ای قرار داده است . در واقع اقتدار خدا، مانند دیکتاتورها نه از مسیر میل و هوا و هوس بلکه از کانال قانون و نظام علی و علمی جاری می شود . چرا که دموکراسی همان دیکتاتوری قانون است. مشیت الهی و سنن خداوند هم از طریق نظام موجود در کائنات جریان می یابد. کائنات هندسة منظم و حساب و کتاب دقیقی دارند و قدرت خدا از طریق سنن و قوانین او جاری و ساری می شود. نادیده گرفتن معنای دوم قدیر، به فهم درست قرآن لطمه زده است. در جای جای قرآن بر اعمال اراده و قدرت خداوند از کانال نظام مندی تاکید شده : "انا کل شیء خلقناه بقدرٍ" "کل شی ء عندهْ بمقدار"، در مورد حرکت اجرام آسمانی می فرماید :"والقمر قدرناه بمنازل "در مورد رشد جنین از تعبیر "بقدر معلوم" استفاده می شود. تعابیری نظیر "فقدره تقدیرا "و تعابیر دیگری از این دست، همه و همه بر نحوة اعمال تقدیر قانونمند الهی تاکید می کنند.
در واقع تقدیر الهی این نیست که سرنوشت شما را از شکم مادر رقم زده باشد و شقی و سعید بودن انسان از بطن مادر مشخص شده باشد. تقدیر خداوند تنظیم مناسبات جهان بر اساس اسباب و مسببات علّی و علمی است. اما حلقه آخر این نظام علی، اختیار و تدبیر بشر است که آیا با این نظام، آگاهانه و همدلانه برخورد می کند یا نه؟ اگر انسان مناسبات علمی و علی را بشناسد ، طبیعت و اجتماع را طبق قوانین حاکم بر آن ها به خوبی تدبیر و تمشیت می کند. یعنی وقتی تدبیر انسان در مسیر تقدیر الهی قرار گرفت، می تواند اعمال اختیار نماید ولی اگر از این نظامات سر در نیاورد یا خواست خلاف آن ها عمل کند، دچار بن بست و مشکل خواهد شد. به این ترتیب بحث جبر و اختیار هم در جای خود خواهد نشست . اختیار بشر، زمانی معنا خواهد داشت که هماهنگ با نظام علی و علمی کائنات اعمال شود. خداوند عالم را مقدر به اقدار معین آفریده و آگاهی انسان از این اقدار و هماهنگی با آن ها که دایرة اختیار او را گسترش می دهد.
در واقع اختیار تدبیری است که در طول تقدیر الهی قرار گیرد نه در عرض آن و کمال انسان ان است که در طول و مسیر رودخانه نظامات الهی شنا کند نه خلاف آن و نه در عرض آن. 7/5/92