مولوی و رهبانیت
مولوی و رهبانیت
مولانا با رهبانیت مسیحی مخالف است و آنان را نکوهش می کند که با خصیاندن و اخته کردن خود شهوت جنسی را در خود می کشند در حالی که تکامل زمانی دست می دهد که اختیار بین نیک و بد کماکان وجود داشته باشد و بدون شهوت، عفت معنی ندارد*و چنان ننگ آور است که اگر ادامه ی نسل آن را ضرور نمی گرداند، جا داشت که آدم خود را خصی نماید:
گـرنـه بهر نـسل بـودی ای وصی آدم از ننگش بکردی خــود خصی
و این مخالف آیات قرآن است که خداوند حب همسر را در دل انسان زینت داده و بین زن و مرد محبت و مودّت قرار داده است و در واقع جای پای رهبانیت مسیحی در این اندیشه کماکان دیده می شود. کما این که در آیین کاتولیک نیز ازدواج فقط برای ابقای نسل است که توجیه می یباد و به همین دلیل از طلاق به شدت نهی شده است.
* هیـن مکن خود را خصی رهبان مشو زان کـه عـفـت، هـست شهوت را گـرو