عقلانیت و خیر

محمدامین مروتی

حسن و قبح، عقلی است؛ زیرا اخلاق فرع بر عقل است. تا عقل نباشد اخلاق نیست. دین هم فرع بر عقل است. تا عقل نباشد، دین هم نیست و دین بر انسان عاقل عرضه می شود.

اما این بدان معنا نیست که اخلاق، امری ذاتی و مطلق است.

هفتادهزار سال پیش به برکت یک جهش ژنتیکی، اجداد ما اندیشه ورز شدند و گوی سبقت از همگنان انسان و حیوان خود ربودند و کره خاکی را در سیطره خود گرفتند. همین اندیشه ورزی، زمینه ساز اخلاقی بودن انسان شد. تعقل حکم به زندگی جمعی و همراهی و همکاری برای بقا می کرد. لذا اخلاق کم کم در وجود انسان نهادینه شد. اما این نهادینگی یک تمهید بقایی و تکاملی بود و به معنای ذاتی بودن اخلاق نیست. اخلاقی زیستن نیاز و ضرورتی برای بقای نسل بشر بود و این نیاز به قدری قوی و عمیق بود که نسل اندر نسل در ژنوم او تثبیت و به قولی نهادینه گشت و در واقع توسط طبیعت، انتخاب شد.

6 شهریور 1405