سیّد ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی (۱۱۵۸–۱۲۱۴ ه‍.ش)

محمدامین مروتی

ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی زیر نظر پدر دانشمند خود تربیت یافت و در آغاز جوانی علوم متداول را آموخت.

در سال ۱۲۰۰ هجری خورشیدی پدرش میرزا بزرگ قائم‌مقام درگذشت و میرزا ابوالقاسم به امر فتحعلی‌شاه به جانشینی پدر با تمام امتیازات او نائل آمد.

قائم‌مقام که ذاتاً مردی عاقل و در عین حال مغرور بود با بعضی از کارهای ولیعهد مخالفت می‌کرد، پس از یک سال وزارت در اثر تلقین بدخواهان به اتهام دوستی با روس‌ها از کار برکنار شد.

اما پس از سه سال معزولی و خانه‌نشینی، دوباره به وزارت نایب‌السلطنه منصوب شد. فتحعلی‌شاه به آذربایجان رفت تا دربارهٔ صلح یا ادامهٔ جنگ با روس‌ها، با رجال و اعیان و روحانیون و سرداران و سران ایلات و عشایر به مشورت پردازند. در این مجلس تقریباً عقیدهٔ عموم به ادامهٔ جنگ بود. اما قائم‌مقام برخلاف عقیدهٔ همه با مقایسهٔ نیروی مالی و نظامی طرفین، اظهار داشت که ناچار باید با روس‌ها از در صلح درآمد. این نظر، که صحت آن بعدها بر همه ثابت شد، در آن روز همهمه‌ای در مجلس انداخت و جمعی بر وی تاختند و او را به داشتن روابط نهانی با روس‌ها متهم کردند.

پس دوباره از کار برکنار و به خراسان اعزام شد. جنگ با روس‌ها ادامه یافت و به شکست ایران انجامید. شاه، از قائم‌مقام دلجویی کرد و با اختیار نامهٔ عقد صلح به نام ولیعهد، به تبریز روانه نمود.

عهدنامهٔ ترکمانچای در ۱ اسفند ۱۲۰۶ (۲۱ فوریهٔ ۱۸۲۸ میلادی) به خط قائم‌مقام تنظیم و امضا شد.

بار دیگر در اوایل سال ۱۲۱۲ هجری خورشیدی عباس میرزا برای دفع فتنهٔ یاغیان افغان، عازم هرات شد و قائم‌مقام را نیز همراه برد. هرات در محاصره بود که عباس میرزا درگذشت و قائم‌مقام، که جنگ را صلاح نمی‌دانست، با یارمحمدخان افغانی عهدنامهٔ صلح بست و به تهران بازگشت.

زمانی که فتحعلی‌شاه در آبان ۱۲۱۳ در اصفهان درگذشت. این خبر به آذربایجان رسید و محمدشاه قصد عزیمت به پایتخت را کرد. قائم‌مقام، جهانگیر میرزا و خسرو میرزا، دو برادر شاه که در قلعهٔ اردبیل زندانی بودند را نابینا کرد تا وسایل جلوس او را فراهم آورد.

سخت‌گیری‌های قائم مقام در رابطه با انگلستان که به دنبال ایجاد تجارتخانه و گرفتن امتیاز از دولت ایران بود، باعث دشمنی آن‌ها با وی گردید. میرزا ابوالحسن خان ایلچی که حقوق‌بگیر انگلیس بود، اقدام به بدبین کردن شاه و القای این‌که قائم‌مقام با روس‌ها سَر و سِر دارد و به دنبال سرنگونی شاه است کرد.

شاه در سال دوم سلطنت خود (۱۸۳۵ میلادی) دستور داد او را در باغ نگارستان، محل ییلاقی خانوادهٔ سلطنتی، زندانی و پس از چند روز خفه کردند.

قائم‌مقام نثر فارسی را که در آن زمان پر از مبالغه و تملق و عبارت‌پردازی‌های عربیِ مسجع، پیچیده و دور از ذهن بود و روز به روز در فرمان‌ها و مراسلات رو به انحطاط می‌رفت به نثر فصیح و روان برگردانید و پس از او بسیاری از منشیان دورهٔ قاجار از سبک او پیروی کردند و به روش او به نگارش پرداختند. او در شعر نیز استعداد شگفت‌آور داشت اما اثر جاویدانش منشآت اوست.

شعر ذیل منسوب به قائم‌مقام مربوط به دوران پس از عزل وی از مقام صدارت عظمایی است:

روزگار است این که گه عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد

مهر اگر آرد بسی بیجا و بی‌هنگام آرد

قهر اگر آرد بسی ناساز و ناهنجار دارد

خوشنویسی

او در خط شکسته‌نستعلیق اصلاحاتی کرد که دیگران از وی پیروی کردند و اصول خط شکسته را به نستعلیق نزدیک‌تر کرد تا خواناتر گردد.

10 مرداد 1405

منبع:

از صبا تا نیما، جلد دوم، یحیی آرین پور، نشر زوار