سوگ امام حسین ع در شعر فارسی
سوگ امام حسین ع در شعر فارسی
محبت امام حسین و گریه بر او در فرهنگ ایرانی ریشه دوانیده. برای ایرانیان این مظلومیت یادآور ستم مشابهی بود که بر سیاوش پسر کاووس رفته بود. تو گویی ایرانیان زمینه برگزاری چنین سوگ بزرگی و تبدیل آن به یک سوگ تاریخی را داشتند. تاریخ ردپایش را بر هنر و فرهنگ می نهد و یکی از دلایل غمین بودن موسیقی ایرانی را رد پای مصائب تاریخی ای می دانند که بر این ملت و این کشور گذشته است.
محبت حسین در اشعار شاعرانی که چندان وجهه مذهبی نداشته اند هم، رسوخ کرده است. یکی از آنان ابوالقاسم لاهوتی است که بعدها کمونیست قهاری شد و در رثای واقعة کربلا چنین می سراید:
بیا در کربلا، محشر ببین،کین گستری بنگر
نظر کن در حریم کبریا، غارتگری بنگر
فروشنده حسین و، جنس: هستی، مشتری: یزدان
بیا کالا ببین، بایع نگه کن، مشتری بنگر...
دیگری یغمای جندقی است که سراینده این بیت است:
ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی
مدارا گر به این کافر نمیکردم چه میکردم؟
هم او سراینده مرثیه معروف "نوجوان اکبر من" است با این مطلع:
می رسد خشک لب از شط فرات اکبر من
نوجوان اکبر من
سَیَلانی بکن ای چشمه ی چشم تر من
نوجوان اکبر من....
یکی دیگر ایرج میرزای مشهور است که برای شهیدان کربلا چنین سروده است:
رسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت ِ آن داغ دیده را
یک دوست زیر بازوی ِ او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشکِ دیده را
...القصّه هر کَسی به طریقی ز روی ِ مِهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رَسیده را
آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟
چون دید نعشِ اکبرِ در خون تپیده را
بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را
7 مرداد 1405