در باره قصه کنیزک و خاتون
محمدامین مروتی
قصه کنیزک و خاتون -که به تعبیری، پورنوگرافیک ترین قصه مثنوی است- غالباً مورد بحث و گفتگو بوده است و این نقد به مولانا وارد شده که چرا یک انسان عارف باید از چنین زبانی استفاده کند که حتی تعلیم و تشریح آن در محافل و مجالس ممکن نباشد.
نکته مهم این است که احتمالاً زبان پورنوی مولانا انعکاس گفتمان روزگار اوست و شاید این زبان، به اندازه روزگار ما قباحت نداشته. شواهد متعددی در آثار گذشتگان مثل سعدی و عبید زاکانی، این موضوع را موکد می سازد. گو این که نسل های جدید خودمان نیز ابایی از به کارگیری این زبان ندارند.
نکته دوم آن که مراد مولانا تقبیح شهوت رانی نفسانیت با زبانی تاثیرگذار است. او نفسانیت را همان نره خری می داند که ما زیرش خوابیده ایم و با این تمثیل قبیح، می خواهد قباحت همراهی با نفس را با شدت تمام توی روی ما و بر سر ما بزند. خر همان نفس ماست و اگر به راه او برویم مثل خاتون می شویم:
۱۳۹۲ دان که این نَفسِ بَهیمی نَرخَر است زیرِ او بودن از آن نَنگینتر است
۱۳۹۳ در رَهِ نَفْس اَر بمیری در مَنی تو حقیقت دان که مثلِ او زنی
آموزه سوم این قصه تاکید بر لزوم تعلیم گرفتن از استادان و دانایان و تکیه نکردن بر عقل ناقص و جزئی خود است. می گوید:
اگر در باره دیگ و آتش چیزی نمی دانی هوس آشپزی مکن. باید آب و دانش آشپزی داشته باشی، تا هم آب به جوش آید و هم دیگ سالم بماند. اگر آهنگری بلد نباشی، ریش و مویت را می سوزانی:
۱۳۷۹ عِلمِ دیگ و آتش اَر نَبْوَد تو را از شَرَر نه دیگ مانَد نه اَبا[1]
۱۳۸۰ آبْ حاضر باید و فرهنگ نیز تا پَزَد آن دیگْ سالِم در اَزیز[2]
۱۳۸۱ چون ندانی دانشِ آهنگری ریش و مو سوزد چو آنجا بُگْذَری
۱۴۲۷ آخِر از استادْ باقی را بپرس یا حریصان جمله کورانَنْد و خُرْس[3]؟
مولانا در همین دفتر پنجم ذیل بیت زیر از حکیم سنایی:
بیتِ من بیت نیست اِقْلیم است هَزْلِ من هَزلْ نیست تَعْلیم است
چنین می گوید:
قصد خنداندن و تمسخر کسی را ندارم، مقصودم تعلیم است و اگر کسی ایراد کند که چرا به این زبان نامودبانه، می گویم در بیان حقایق دینی و عرفانی حیا جایز نیست و می توان از مثال های مختلف استفاده کرد، کما اینکه خدا هم می فرماید: "خدا ابايى ندارد كه به پشه و كمتر از آن مثل بزند. آنان كه ايمان آوردهاند مىدانند كه آن مثل درست و از جانب پروردگار آنهاست. و امّا كافران مىگويند كه خدا از اين مثل چه مىخواسته است؟ بسيارى را بدان گمراه مىكند و بسيارى را هدايت. امّا تنها فاسقان را گمراه مى كند." (بقره/26)
اگر در این داستان تامل کنی از نتایج والایش بهره من می شوی. پس به این زبان و بیان و امثله ایراد نگیرید و مضمون را بگیرید و این خود ملاکی برای تفکیک اهل دل از بددلان است.
22 اسفند 1404
[1] ابا: آش
[2] ازیز: جوشیدن
[3] خرس: جمع اخرس به معنی لال