تناقض های دل

محمدامین مروتی

سوره انشراح بیان تلاطم های روحی پیامبر است. می فرماید ما به تو شرح صدر دادیم "أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ؟" تا بار گران رسالت را بر دوش بکشی. باری که احساس می کردی دارد پشتت را می شکند "الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ". اما این بار گران را با گشودن صدرت یعنی با بزرگ کردن قلبت، از دوشت برداشتیم وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و از عسرت و سختی به آسانی و میسرت رساندیم. "فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً".

حضرت موسی هم زمانی که به نزد فرعون فرستاده می شود از خدا می خواهد که بدو شرح صدر دهد تا صبور باشد و از کوره در نرود: رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی: پروردگارا سینه‏ ى مرا گشاده دار. كار مرا بر من آسان گردان. و گره از زبانم بگشا تا سخنان مرا بفهمند. (طه-25 تا28)

مولانا نیز تلاطم ها و زیر و زبر شدن های روحی مشابهی را تجربه کرده. آنجا که می گوید:

از تناقض های دل پشتم شکست

بر سرم جانا بیا می مال دست

سایه ات را از سر من برندار

بیقرارم، بیقرارم، بیقرار

16 اسفند 1404