محمد الغزالی مصری (1917-1996 م)

محمدامین مروتی

الغزالی از سنت سید جمال و محمدشلتوت و حسن البنا می آید.

قائل به تساوی دیه زن و مرد و مسلم و غیر مسلم است. (انفس بالنفس: مائده/45)

دیدگاه های غزالی از سلفی گری فاصله زیادی دارد. مثلاً برخلاف سلفیون معتقد است حکمت در قرآن همان سنت نبوی نیست زیرا خداوند می فرماید به سایر پیامبران و لقمان هم حکمت بخشیده است.

اما کماکان قائل به نسخ زمانمند احکام نیست و قائل به فرازمانی بودن آیات مربوط به احکام دارد. اما در مورد نحوه اجرای عملی احکام، قائل به انعطاف و آسانگیری برحسب مخاطب است و ظاهراً مبنایش بر اقناع است. او نیز قائل به حرکت اصلاحی و گام به گام و به تاخیر انداختن آن هاست. چنان که در مورد آیات شراب اعمال شده است. او می گوید برای این کار می توانیم از فتواهای ملایم تر مثل فتواهای ابوحنیفه استفاده کنیم. ابوحنیفه بیش از سایر فقهای ثلاثه دیگر به زمان پیامبر نزدیک است و احکامش انعطاف بیشتری دارد. در مورد حرمت شراب بر حسب میزان سکرآوری آن، ملاحظاتی دارد. حق بله گفتن در ازدواج را به زن می دهد، در حالی که سایر فقها ایجاب در عقد را به ولی دختر وامی گذارند و دوشیزه را به زور شوهر می دهند. مسلمانی را که غیر مسلمانی را به قتل رسانده مستحق قصاص می داند. از نظر او زن حق دارد شوهرش را خُلع کند و همچنین حق دارد منصب قضاوت داشته باشد.

او اجل و زمان را نوعی سنت الهی می داند و از قول قرآن می گوید برای هر امتی زمانی(یونس/49) و نیز برای هر کتابی زمانی است(رعد/38). بنابراین برای رسیدن به هر هدفی، باید زمان لازم را برای اقناع و فراگیر شدنش داد و در اجرای احکام تعجیل نکرد.

الغزالی معتقد است که قرآن کتاب علمی نیست بلکه کتاب هدایت است. اما با دستاوردهای علمی ناسازگار نیست.

او ضمن تکریم ابن تیمیه، انکار او نسبت به وجود مجاز در قرآن را رد می کند که منجر به انحرافی دیگر او می شود یعنی سکوت در مقابل جسمانیت خداوند.

خبر واحد را در عقاید نامعتبر و در احکام عملی معتبر می داند.

در نقد حدیث، احراز سند را کافی نمی داند و قائل به نقد متن و مطابقه آن با قرآن است.

موسیقی را به شیوه امام محمد غزالی به نیک و بد تقسیم می کند، همچنان که سخن نیز بدو نیک دارد و هیچیک از احایث مرتبط با حرمت آن را صحیح نمی داند. اما رقص را حرام می داند. و اصولاً بر مبنای آیه 29 سوره بقره می گوید همه چیز روی زمین برای انسان مباح است مگر اینکه خلافش از نص ثابت شود.

حجاب را شامل دست و صورت نمی داند.

به استثنای حکومت، منعی برای زنان شایسته برای همه مناصب نمی بیند و از گلدامایر ایندیرا گاندی و تاچر و ملکه انگلیس به عنوان کسانی که به کشوهرایشان خدمت کرده اند سخن می گوید.

نقدها:

نقد بزرگ به الغزالی آن است که مهمترین علت انحراف را سکولار شدن حکومت و بیرون شدن کار از دست دینداران می داند و به نوعی به اسلام سیاسی از نوع اخوانی آن تاکید دارد. (ص 248) و می گوید حکومت اسلامی به معنی اختناق نیست و حتی از موسیقی به عنوان وسیله استفاده می کند ولی اجازه نمی دهد از آن برای لهو لعب و تمجید شراب استفاده شود.

الغزالی نسبت به زبان عربی را زبان وحی می داند و فکر می کند وحی به زبان دیگری نمی توانست نازل شود و حتی می گوید این وحی به زبان دیگری قابل ترجمه نیست. حتی علوم تجربی و پزشکی نباید به زبان غیر عربی باشد که این توطئه استعماری است و الخ. در حالی که خداوند می فرماید برای هر قومی، به زبان خودش پیامبر فرستادیم و زبان عربی هم مستثنی نیست و وحی به صورت ناگزیر باید به زبان قوم باشد تا ان را بفهمند.

منبع:

نگرشی نو به فهم قرآن، محمد الغزالی، ترجمه داود نارویی، نشر احسان