موضوع تغییر خط فارسی

محمدامین مروتی

در ایران نخستین بار آخوندزاده خواستار تغییر خط فارسی در 1274 ق (1857 م) شد و سه نوع خط برای این کار ابداع کرد.

نخستین ابداع او یک الفبای بی نقطه با حروف متصل بود.

ملکم خان هم موافق اصلاح خط بود ولی پذیرش خط لاتین را پیشنهاد نمی کرد.

مستشارالدوله و طالبوف نیز از موافقان تغییر خط بودند.

در دهه های بعدی، سعید نفیسی و رشید یاسمی از هواداران جدی این تغییر بودند و حتی رشیدیاسمی شعری به مطلع:

گذشت از بیست سالم زندگانی

ندانم چون تلف کردم جوانی

در این باره سرود.

تقی زاده در ابتدا موافق تغییر خط بود ولی بعدها از آن استغفار کرد. احمد کسروی هم موافق تغییر خط بود ولی قائل به فراهم کردن شرایطی برای این تغییر بود.

یکی از موافقان این تغییر دکتر رحمت مصطفوی مدیر مجله روشنفکر بود در این مجله نوشت درست است که خطوط سه گانه نستعلیق و شکسته و نسخ، فقط خط نیستند بلکه هنر و نقاشی اند و در زیبایی در جهان همتا ندارند. ولی این خط وقتی در کتاب و روزنامه درج می شود یا در کتابت مردم نوشته می شود، دیگر زیبایی هنری ندارد.

او می گوید برای ادای 25 صوت، مجبوریم 123 علامت به کار ببریم چون الفبای فارسی 123 حرف دارد.

خبرنگار اطلاعات از یک آزمایش تجربی در قدیمی ترین و بزرگترین دانشگاهی در استکهلم سوئد سخن می گوید که دو دسته بچه پنج ساله ی خارجی انتخاب می شوند و به یک دسته الفبای لاتین و به دسته دیگر الفبای فارسی می آموزند و متوجه می شوند بچه های دسته لاتین، نصف مدتی که بچه های گروه فارسی صرف کرده اند، الفبای لاتین را یاد گرفته اند. همچنین دسته لاتین نود درصد کلمات لاتین را به درستی تلفظ کرده اند، در حالی که بچه های دسته فارسی فقط 2 درصد کلمات جدید را به صورت صحیح تلفظ کرده اند. (اطلاعات 30 مهر و اول آبان 1337)

در اتحاد شوروی، تغییر خط در جمهوری هایی که از خط عربی استفاده می کردند در 1304 در کنگره ای در شهر باکو تصویب شد.

در ترکیه تحت تاثیر این رویداد در 1307 تغییر خط به لاتین در مجلس تصویب شد.

دلایل موافقان تغییر:

مدعای اصلی منتقدان خط فارسی این است که این خط موجب عقب ماندگی ایرانیان و اعراب شده است.

مهمترین اشکالی که به این خط گرفته اند این است که برای بیش از 120 صوت از 24 حرف استفاده می کند و این موجب تاخیر در یادگیری چه برای بچه ها و چه برای خارجی ها می شود و به همین دلیل رغبتی به آموختن آن نشان نمی دهند و پتانسیل گسترش و پذیرش ندارد.

مثلاً کلمه "بردم" را می توان به 36 شکل خواند مگر اینکه اعراب داشته باشند.

شکل تعداد زیادی از حروف مثل ب و پ و ص و ظ مثل هم است و اگر در کتاب نقطه ای پس و پیش شود، خوانش دچار مشکل می شود و این یکی از دلایل مشکل در تصحیح متون قدیمی است. مثلا جابه جا شدن دلیل و ذلیل یا حرّ و خر یا محرم و مجرم و...

بعضی از حروف خوانده می شوند و نوشته نمی شوند مثل رحمن و اسمعیل. بعضی هم نوشته می شوند و خوانده نمی شوند مثل خواهر و خواهش.

بعضی از حروف مانند "واو"، تلفظ های مختلفی دارند مثل نو و آوا و او.

خط کنونی فارسی از عربی گرفته شده و خود عربی هم از دو قوم نبطی و سریانی گرفته شده. بنابراین ما خط ملی نداریم. هیچ خطی اختراع یک ملت نیست و ملیت به خط قائم نیست. به علاوه همین خط فارسی بارها عوض شده و امروز هم می تواند تغییر کند.

دلایل مخالفان تغییر:

البته این مشکلات در زبان های دیگر مثل انگلیسی و فرانسه هم کمابیش وجود دارد مثل همصدایی C و Sیا Z و Sو .... ولی مدعای منتقدان این است که مشکلات خط لاتین به مراتب کمتر است.

مهمترین دلیل مخالفان تغییر خط این است که این تغییر، رابطه ملت را با گنجینه فرهنگ و ادبیات فرهنگی خود قطع می کند.

راهکارها:

باید بین انواع ز و ض و ذ، یک صورت را نگه داشت و سایر صور را حذف کرد.

منبع:

جلد سوم از صبا تا نیما، یحیی آرین پور

25 دی 1404