معرفی رمان تصرف عدوانی

محمدامین مروتی

تصرف عدوانی، نوشته لنا آندرشون و ترجمه سعید مقدم، ناشر: انتشارات مرکز، رمانی است سوئدی با مضمون عاشقانه و فلسفی.

هوگو یک چپ ساختارگرای رفتارگرای جوهرگرای فوکویی است و استر یک پدیدار شناس.

هوگو به عنوان یک هنرمند چپ، منتقد قدرت در هر شکل آن است و مدافع مردم است و همه انحرافات اخلاقی مردم را به قدرت ها نسبت می دهد. نوعی نقد آنارشیک دولت.

هوگو ساختارگرایی خود را چنین توصیف می کند:

راهِ یافتنِ دانش، چه در علم چه در هنر، این است که آدم خودش را مجبور کند چیزها را از نو ببیند، صورت‌ها را پس بزند و به بُن‌مایهٔ آن‌ها نگاه کند و هرگز آن‌ها و ظاهرِ آشکارشان را به‌منزلهٔ پدیده‌های بدیهی نپذیرید. اگر می‌خواهید حرکاتِ انسان را ببینید، به اسکلتش نگاه کنید. اگر می‌خواهید ستم را ببینید، روش‌های ستم‌کردن را بیابید. تنوع‌ها برای این‌اند که نگاه را منحرف کنند. الگو برای همه یکسان است و آغازگاهِ همه پدیده‌ای است کهن؛ چه برای انسان، چه برای چیزها.

و اگر به نتیجه مطلوب هم نرسد، سررسید وعده را تمدید می کند:

نگاهِ هوگو سرگردان شده بود. گفت: «وقتی نزدیک به دویست سال پس از انقلابِ فرانسه، از چوئن لای پرسیدند این انقلاب چه نتایجی داشته؟ می‌دانی چه جواب داده؟ “هنوز خیلی زود است که بگویم چه نتایجی داشته.” فوق‌العاده نیست؟… ”خیلی زود است که درباره‌اش صحبت کنیم.”» و خندید.

خنده‌اش استر را به خنده نینداخت. استر گفت: «با چشم‌اندازی چنین طولانی، به‌گفتهٔ تو، همه مُرده‌ایم.»

اما استر مردم را هم دارای ایراد و اشکلات فراوان می یابد از جمله خود هوگو را. اما چنان شیفته اوست که اعتقادات و اشکالات او مانع عشق او نمی شود. او عشق را چنین تعریف می کند:

وقتی آدم عاشق است و عشقش پذیرفته شده، تنش احساسِ راحتی می‌کند. برعکس، وقتی عشق بی‌پاسخ می‌مانَد، تن احساس می‌کند وَزنَش سه‌برابر شده است.

عنوان کتاب برای استر این معنا را دارد که در عالم عشق هم بی اعتنایی به معشوق نوعی تصرف عدوانی است ولی تبعاتی برای معشوق ندارد:

هر کس… به‌شکلِ غیرِقانونی، مالی را از تصرفِ دیگری بی‌رضایتِ او خارج یا به‌هر نحوِ دیگر آن را حیف و میل کند، به اتهامِ تصرفِ عُدوانی محاکمه خواهد شد…

استر قضاوت های قاطع امثال هوگو را چنین نقد می کند:

«فکر می‌کنم مشکلِ اساسی این است که ما کُنش‌های دیگران را رفتارباورانه تفسیر می‌کنیم، از بیرون و عینی. امّا کُنش‌های خودمان را پدیدارشناسانه، از درونِ آگاهیمان می‌فهمیم. این مُعضلِ بشر است. برای همین ما برای فهمِ رفتارِ خودمان، چنین گشوده و فراخ‌دلیم، امّا برای فهمِ دیگران، چنین بسته و تنگ‌نظر…»

چند جمله از متن:

عشق به کلمه نیاز دارد. عشق بی کلام دوام ندارد. خوراکش ارتباط و چشم در چشم بودن است. (تصرف عدوانی، لنا آندرشون)

هر قلبی برای خود داستانی دارد.

کسی‌که درموردِ چیزهای کوچک دروغ می‌گوید، به‌سرعت درموردِ همه‌چیز و همهٔ زندگی‌اش هم دروغ می‌گوید و مجبور می‌شود پشتِ پرده زندگی کند.

تقلیدِ طبیعی‌بودن دشوارترین کارست. در طبیعی‌بودن، نوعی بی‌خیالی تقلیدنکردنی هست.

پاریس‌رفتن به او کمک نکرد. آدم وقتی دردش را همراه خودش می‌بَرَد، هیچ‌چیز به او کمک نمی‌کند.

6 بهمن 1404