پروین اعتصامی (1285-1320 ش)
پروین اعتصامی (1285-1320 ش)
محمدامین مروتی
زندگی:
رخشنده اعتصامی که بعدا نامش را به پروین تغییر داد، دختر پدری دانشمند به نام میرزا یوسف خان آشتیانی ملقب به اعتصام الملک بود. پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت.
در سال ۱۳۱۵، مدال درجه سهٔ لیاقت به پروین داده شد ولی او این مدال را قبول نکرد و پیشنهاد رضاشاه را برای تدریس ملکه و ولیعهد نپذیرفت.
ازدواج ناکامش در 1313 با پسرعموی ادب ندان و آداب ندانش منجر به متارکه می شود:
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟...
همسر پروین رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. پروین پس از دو ماه زندگی با همسرش به خانهٔ پدرش بازگشت. ابوالفتح اعتصامی، برادر پروین، علت جدایی را «ناسازگاری روحیهٔ نظامی همسر با روح لطیف و آزاد پروین» دانسته است.
پس از جدایی مدّتی در کتابخانهٔ دانشسرای عالی تهران به کتابداری مشغول شد.
اولین سروده ها:
نخستین شعرهای پروین اعتصامی در هفتسالگی بوده است و برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی (۱۱ تا ۱۴سالگی) او هستند. مثل شعرهای «گوهر و اشک» و «دو قطره خون» شعرهای گوهر و سنگ، ای مرغک، اشک یتیم، کودک آرزومند، صاعقه ما ستم اغنیاست، سعی و عمل و اندوه فقر.
۶۵ قطعه بهصورت مناظره است. مثل مناظره «سیر و پیاز»:
سیر یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چهقدر بدبویی
گفت: از عیبِ خویش بیخبری زان ره، از خلق عیب میجویی
مضامین:
بسیاری از اشعار پروین با الهام از سرودههای شاعران آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی مانند هراشیو اسمیت، لافونتن، آرتور بریزبان و ازوپ است که بهوسیلهٔ یوسف اعتصامی ترجمه میشدند و در در مجلهٔ بهار چاپ میشدند. پروین با اقتباس از بینوایان ویکتور هوگو، اشعار تیرهبخت و بیچاره طفل و با اثرپذیری از شعر قطرات سهگانه تریللو، شاعر ایتالیایی، مناظره و قطره اشک را سرود.
مضامین اشعار او رنج بینوایان، ستم بر زنان و کودکان و اخلاقیات است.
قالب غالب آثارش قطعه است و بعد از شاعرانی چون ناصرخسرو و ابن یمین، رونق مجددی به قطعه سرایی داده است. دیوانش با حدود پنج هزار بیت و ۶۰۶ شعر در قالبهای مثنوی، قطعه و قصیده است که با مقدمه بهار در سال 1314 به چاپ رسید و پس از آن چاپ های بیشمار داشته است.
زبانش شیرین و روان و سلیس و مضامینش دوست داشتنی و دلچسب و سرشار از خلوص و صفا است و از همین رو به راحتی به میان مردم رفته است. پروین، مولوی گونه قصص اخلاقی را در قالب مناظره اشیا و سبزی ها و درخت ها و....بیان می کند.
"لطف حق" از زیباترین و دوست داشتنی ترین مثنوی های اوست که در باره موسی و مادرش سروده شده است و شبیه اشعار مثنوی است:
مادر موسی چو موسی را به نیل
در فکند از گفته رب جلیل...
کودکان فقیر و یتیم سهم فراوانی در شعر پروین دارند:
دی کودکی به دامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی به من کسی نظر نداشت...یا
بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
یعنی گوهر ثروتمندان حاصل اشک یتیمان است.
پروین متاثر از روشنفکری زمانه اش در دو قلمرو حقوق زنان و رنجبران، ورود بسیار کرده است. به خصوص که خود نیز قربانی ستم بر زنان بود و راه حل رفع این ستم را آموختن سواد و دانش می داند:
پستی نسوان ایران جمله از بی دانشی است
مرد یا زن، برتری و رتبت از دانستنی است
به هر دختر بداند قدر علم آموختن
تا نگوید کس پسر هشیار و دختر کودن است
پس از کشف حجاب در زمان رضاشاه چنین می سراید:
زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
در قصیده ای 26 بیتی به همین مناسبت گفته است:
چشمِ دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادرِ پوسیده بنیادِ مسلمانی نبود
خسروا دستِ توانایِ تو آسان کرد کار
ورنه در این کارِ سخت امّیدِ آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریایِ طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشمِ عقل دید
مهرِ رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
قطعات "ستم اغنیا" و "رنجبر" به وضح مضامین سوسیالیستی دارد. در "ستم اغنیا" گفتگو بین پدر و پسری است که صاعقه بر خرمنشان زده و هستی شان نابود شده و پدر از جور فلک می نالد. اما پسر در می آید که "صاعقه ما ستم اغنیاست" و....
پروین توانگران غم مسکین نمی خورند
بیهوده اش مکوب که سرد است این حدید
نظرات:
بهار «اوج بلاغت و سخندانی پروین» را قطعههای او میداند اما قزوینی قصیدههای پروین را «اوج فصاحت و متانت او» میداند. ملکالشعرای بهار دیوان او را «گلدستهای از ازهار نوشکفته» توصیف میکند. محمد قزوینی پروین را «رابعهٔ دهر» و «ملکهالنسا الشواعر» توصیف میکند و قصاید او را با قصاید ناصر خسرو برابر میداند. محمدعلی جمالزاده، شعر او را از لحاظ استقلال و اصالت از حافظ و صائب تبریزی بهتر میداند. محمدعلی اسلامی ندوشن نیز پروین را بزرگترین شاعر زن در ادبیات فارسی میداند.
محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، در کتاب با چراغ و آینه، پروین را شاعری با شیوهٔ خاص خود و او را «مستقلترین شاعر دورهٔ شعر فارسی پس از مشروطیت» میداند. او همچنین معنی و مضمون شعرهای پروین را دارای تازگی و شعر او را «شعر خرد و عاطفه» میداند.
بعضی از منتقدان، شعر او را شعر «سیاست و اخلاق» نامیدهاند. البته باید توجه داشت که این اشعار در زمان استبداد رضاشاه با شاعران آزادیخواه، سروده شدهاند.
مرگ:
پروین در سی و پنج سالگی به بیماری حصبه درگذشت. یکی از بهترین قطعاتش را برای سنگ مزارش سروده که ورد خاص و عام شده است:
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقتبین است
هر که باشی و به هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
برای مرگ پدرش هم قطعه مشهور«در تعزیت پدر» را سروده است:
پدر آن تیشه که بر خاکِ تو زد دستِ اَجل
تیشهای بود که شد باعثِ ویرانیِ من
یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
مرگ، گرگِ تو شد، ای یوسفِ کنعانیِ من
مهِ گردونِ ادب بودی و در خاک شدی
خاک، زندانِ تو گشت، ای مهِ زندانیِ من
منبع:
از صبا تا نیما یحیی آرین پور جلد سوم، نشر زوار
ویکی پدیا
13 دی 1404