بدیع الزمان فروزانفر(1276-1349 ش)
بدیع الزمان فروزانفر(1276-1349 ش)
زندگی:
عبدالجلیل ضیا بشرویه ای، ملقب به بدیع الزمان و فروزانفر(ترجمه ضیا) در حوالی طبس به دنیا آمد. لقب بدیع الزمان را احمد قوام به واسطه قصیدهاش در وصف بهار بدو داد.
ادب و منطق را نزد ادیب نیشابوری و ادیب پیشاوری و فلسفه را نزد مهدی آشتیانی آموخت.
در سال ۱۳۱۴ هیئت ممیزهٔ دانشگاه تهران، مرکب از نصرالله تقوی، علیاکبر دهخدا و ولیالله نصر، تألیف ارزندهٔ او به نام تحقیق در زندگانی مولانا جلالالدین بلخی را ارزیابی و به او گواهینامهٔ دکتری اعطا کرد و به استناد این مدرک، استاد ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و سپس رئیس دانشکده معقول و منقول شد. یک دوره نماینده مجلس سنا و یک دوره هم نماینده مجلس شورا بود.
غرقه در مثنوی مولانا بود و تفسیر آن را شروع کرد که عمرش جز به قسمت بیشتر جلد اول وفا نکرد.
فروزانفر گاهی از سر تفنن هم شعر هم می گفت.
شاگردان:
فروزانفر استادِ استادان برجستهٔ ادب پارسی بود. از جمله: پرویز ناتل خانلری، ذبیحالله صفا، مهدی حمیدی شیرازی، عبدالحسین زرینکوب، غلامحسین یوسفی، محمدامین ریاحی، قدمعلی سرامی، سید محمد دبیرسیاقی، احمد مهدوی دامغانی، سید جعفر شهیدی، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیمین دانشور، محمود نشاط، ضیاءالدین سجادی، جلال متینی، سید صادق گوهرین، منوچهر ستوده، منوچهر مرتضوی، محمود مقتدایی، مهدی محقق و بسیاری دیگر.
آثار:
سخن و سخنوران (۱۳۰۸–۱۳۱۲) دریچهای نو به نقد شعر فارسی بود و کسانی چون محمد قزوینی، محمدعلی فروغی و مینورسکی جزو اولین کسانی بودند که کار او را ستودند. تاریخ ادبیات در ایران، تألیف ذبیحالله صفا از کتاب سخن و سخنوران تأثیر پذیرفتهاست.
اما آنچه نام فروزانفر را بر تارک تحقیقات ادبی و عرفانی نشاند، شیفتگی او به نبوغ ادبی شگرف مولوی جلالالدین محمد بلخی و تلاش ۴۰ سالهٔ او در کار تحقیق پیرامون آثار و اندیشهٔ مولوی بود.
رساله در احوال مولانا (۱۳۰۵ ش) طلیعهای از مطالعات فروزانفر دربارهٔ مولوی بود که طی چهل سال با تألیف کتابهای مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، احادیث مثنوی، تصحیح دیوان کبیر (کلیات شمس) و شرح مثنوی شریف ادامه یافت. همچنین رساله در شرح احوال عطار، تصحیح فیه مافیه، تصحیح معارف بهاء ولد، معارف برهانالدین محقق و ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه را گامهای جنبیِ او در راه شناخت افراد و آثار مؤثر بر تکوین شخصیت و آثار مولوی دانستهاند. مقالات شمس را هم ظاهراً از روی چند نسخهٔ عکسی که در اختیار داشت مقابله کرد، اما مجال طبع و تصحیح نهائی آن را نیافت.
نظرات:
عبدالحسین زرینکوب، از بزرگان ادب فارسی، دربارهٔ فروزانفر گفته است:
«فروزانفر نه فقط در زمینهٔ مثنوی و مولانا، بلکه در تمام قلمرو فرهنگ اسلامی ایران محققی بیبدیل بود.»
قدمعلی سرامی که از شاگردان برجستهٔ اوست دربارهٔ فروزانفر گفته است: «نگاه آدمها در قبال او متناقض بود. یک عده میگفتند فروزانفر اهل دیانت و این مسائل نیست و عدهای دیگر معتقد بودند که او از دهها مجتهد، بیشتر وارد است. فروزانفر یک رندی ویژه داشت، من که بشخصه هم خیلی چیزها از او یادگرفتم و هم الان که از او یاد میکنم، مفتخرم که ایشان استاد من بود.»
هدیهٔ نوروز یا در ستایش دکتر محمد مصدق:
ای مصدّق ثنا سزاست ترا
هّمت اندر خور ثناست ترا
زانکه زاین سرزمین بحول الله
دست بیگانه از تو شد کوتاه
نفت خواران حیله آورپست
رشتهٔ چارهشان زتو بگسست
راستی را که مرد مرد تویی
زانکه با دیو در نبرد تویی
گرچه انگیخت او به حیله سپاه
یک سر مو دلت نگشت از راه
بخرد در زمانه مشهوری
از هوی پاک و از طمع دوری
سخنی مختصر بگویم من
در دلت نیست جزکه مهر وطن
عید نوروز بر تو فرّخ باد
هر چه پرسی ز بخت پاسخ باد
منبع:
از صبا تا نیما یحیی آرین پور جلد سوم، نشر زوار
ویکی پدیا
13 دی 1404