آیه هفته:

لَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ: نه بر چیزی که از دست رفت اندوهگین باش و نه به آنچه داری مغرور شو. (حدید/۲۳)

شعر هفته:

بر درگه خلق، بندگی ما را کُشت

هر سو پیِ نان دوندگی ما را کُشت

فارغ نشویم یک‌دم از فکرِ معاش

ای مرگ بیا که زندگی ما را کُشت! (واعظ قزوینی)

کلام هفته:

فراموشی، بزرگ‌ترین شکل خشونت است.»

«آن‌که گذشته‌اش را نشناسد، آینده‌اش را تکرار می‌کند.» (بهرام بیضایی)

داستانک:

صبح شد و مرد با انرژی و حس خوب مطابق هر روز سوار بر اتومبیل‌اش شد و به سمت محل کارش حرکت کرد. در جاده‌ی دو طرفه، ماشینی را دید که از روبرو می‌آمد و راننده آن، خانم جوانی بود. وقتی این دو به هم نزدیک شدند، خانم در یک لحظه سر خود را از ماشین بیرون آورد و به مرد فریاد زد: «حیووووووووون!»

مرد متعجب شد اما بلافاصله در جواب داد زد: «میمووووووون»

هر دو به راه خودشون ادامه دادند. مرد به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه‌ای که نشون داده بود خشنود و خوشحال بود و در ذهنش داشت به کلمات بیشتری که می‌تونست تو اون لحظه بار اون خانم کنه فکر می‌کرد و از کلماتی که به ذهنش می‌رسید خنده‌اش می‌گرفت.

اما چند ثانیه بعد سر پیچ که رسید یه خوک وحشی با شدت خورد توی شیشه‌ی جلوی ماشین و اتومبیل مرد به سمت درختان جنگل منحرف شد.اونجا بود که فهمید حرف اون زن هشدار بوده نه فحش!

طنز هفته:

روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می‌رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد.

زن شروع به فحش دادن کرد و بی‌وقفه بد وبیراه گفت !

بعد از مدتی که از فحاشی زن گذشت، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت: مادمازل من لئو تولستوی هستم.

زن که بسیار شرمگین شده بود عذر خواهی کرد و گفت: چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید...!