لیبرالیسم، لیبرتاریانیسم و نئولیبرالیسم
لیبرالیسم، لیبرتاریانیسم و نئولیبرالیسم
محمدامین مروتی
تفاوت اصلی لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم در میزان نقش دولت است.
در لیبرالیسم دولت تنظیم گر است نه سلطهگر.
خدمات عمومی مانند آموزش، بهداشت، بیمه اجتماعی را تامین می کند و از حقوق اقلیتها دفاع می کند.
در عین حال موظف به دفاع از اقتصاد بازار و آزادی های فردی و گروهی است.
در لیبرتاریانیسم نقش دولت حداقلی (مینارشیسم) است و فقط عهده دار امنیت، پلیس، دادگستری و ارتش است.
از بازار آزاد در اقتصاد دفاع می کند و باور قوی به خودتنظیمگری بازار و عدم نیاز به دخالت دولت دارد.
لیبرالیسم ریشه در اندیشه های لاک، هیوم، میل و اسمیت(قرن 17 و 18) دارد. در قرن معاصر جان رالز و آمارتیا سن و کارل پوپر برایش نظریه پردازی کردند.
اما لیبرتاریانیسم واکنشی بود به رشد دولتهای رفاهی و مداخلهگر دردر نیمه دوم قرن بیستم.
ایده اصلی آن بازگشت به لیبرالیسم کلاسیک، کاهش نقش دولت بود.
اندیشمندان اصلی عبارتند از:
لودویک فون میزس، رابرت نوزیک، ماری راثبارد که حتی دولت حداقلی را قبول نداشت (آنارکو-کاپیتالیسم)، فریدریش هایک و میلتون فریدمن. هایک و فریدمن به خلاف نوزیک و میزس و روتبارد به حداقلی از دخالت دولت باور داشتند.
اما نئولیبرالیسم عمدتاً وجهه اقتصادی دارد نه فلسفی همان لیبرتاریانیسم است که روی اقتصاد تمرکز دارد نه فلسفه.
نئولیبرالیسم اصطلاحی است که چپ ها برای این رویکرد برساخته اند. خود طرفداران این طرز فکر، خود را لیبرالیسم خالص و بازگشت به لیبرالیسم اولیه می دانند که به ایده دولت رفاه آلوده نشده بود.
سیاستمدارانی چون ریگان (آمریکا) و تاچر (بریتانیا) نماد این دسته اند.
در واقع، نئولیبرالیسم دولت کوچک نمیخواهد؛ بلکه دولت کارآمد و بازارساز میخواهد و در برنامه اش علاوه بر خصوصیسازی گسترده؛ حذف بیمه اجتماعی و دولت رفاه، حذف حداقل دستمزد، حذف مالیات، حذف قوانین کار،کاهش مقررات، استقلال بانک مرکزی، کاهش هزینههای دولت و باور به پول خصوصی (ایدههای راثبارد) وجود دارد.
تفاوت لیبرتارین ها با آنارشیست ها این است که لیبرتارینها مینارشیست هستند و معتقدند یک دولت مرکزی حداقلی لازم است، حال آن که آنارشیستها پیشنهاد میدهند دولت به کل حذف شود.
20 آذر 1404