فردیت پدیده ای اجتماعی است

نوشته: آنِت فان در اِلتست

ذهنِ خودت چیزی عمیقاً شخصی به نظر می‌رسد، اما چنین نیست. «هر من، از یک ما پدید می‌آید.»

فیلسوف فرانسوی امیل دورکیم (۱۸۵۸–۱۹۱۷)، بنیان‌گذار جامعه‌شناسی مدرن، نیز این پرسش را مطرح کرد که همبستگی و انسجام اجتماعی چگونه ممکن می‌شود. از نظر او، این موضوع را مدیون «روح جمعی» هستیم.

روح جمعی مجموعه‌ای است از باورها، احساسات و نمادهایی که فراتر از فرد قرار دارند، اما هم‌زمان فرد را نیز شکل می‌دهند. روح جمعی را می‌توان همچون کلیتی فراگیر دید که در نظام حقوقی، فرهنگ، ارزش‌های بنیادین، زبان، تاریخ مشترک و آیین‌ها و باورهای مشترک درباره سبک زندگی نمود پیدا می‌کند.

زبان یک واقعیت اجتماعی است، همان‌طور که شیوه‌های فرهنگی سلام و خداحافظی چنین‌اند. حتی برداشت‌های پیچیده‌تر درباره رابطۀ زن و مرد نیز واقعیت اجتماعی محسوب می‌شوند. دورکیم می‌گوید واقعیت اجتماعی «شیوۀ خاصی از اندیشیدن، عمل کردن و احساس کردن را تحمیل می‌کند.»

برخی واقعیت‌های اجتماعی در قالب قانون رسمی شده‌اند و عدم رعایتشان مجازات دارد.

اما حتی بیرون از قانون نیز نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

اگر همسایه‌ات را سلام نکنی، بی‌ادب شمرده می‌شوی.

روح جمعی دوگانه است: هم محدود می‌کند و هم تعالی می‌بخشد؛ از بیرون می‌آید اما در درون عمل می‌کند. درواقع بدون آن هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. این روح سبب می‌شود در جهان احساس خانه‌بودن داشته باشیم و خود را بشناسیم. درست همان‌طور که یک زن فرانسوی با بوسۀ سبک بر گونه همکارش در آغاز روز احساس طبیعی بودن می‌کند، و همتای هلندی‌اش با گفتن «سلام» و «صبح‌به‌خیر».

بنیاد «خود» ما توسط دیگران ساخته شده است و این را اغلب فراموش می‌کنیم. ما به فشار اجتماعی نیاز داریم تا آزاد شویم.

به زبان ساده فشار اجتماعی تو را وادار کرده صحبت کردن بیاموزی، و اکنون می‌توانی خود را بیان کنی.

دورکیم حتی فراتر می‌رود و می‌گوید همین که ما خود را «فرد» تجربه می‌کنیم، نتیجه آگاهی جمعی است.

بسیاری گمان می‌کنند باید فشار اجتماعی را از میان برداشت تا آزادتر شویم؛ اما این یک سوءتفاهم است. ما برای آزاد شدن، نیازمند فشار اجتماعی هستیم.