آفت جاه طلبی

محمدامین مروتی

مولانا در دفتر پنجم می گوید لغزش انسان از شکم و زیر شکم است و لغزش ابلیس از جاه طلبی و غرور. به همین دلیل آدم فوراً استغفار کرد و شیطان توبه نکرد:

۵۲۰ زَلَّتِ[1] آدم زِ اِشْکَم بود و باه[2] وانِ اِبْلیس از تکَبُّر بود و جاه

۵۲۱ لاجَرَم او زود اِسْتِغْفار کرد وآن لَعین از توبه اِسْتِکبار کرد

الملک عقیم:

صد نفر می توانند بر سر یک سفره بنشینند و بخورند ولی دو نفر نمی توانند هر دو، رئیس باشند و پسر، از بیم تقسیم تاج و تخت، پدر خود را، می کشد:

۵۲۶ صد خورَنده گُنجَد اَنْدَر گِردِ خوان دو ریاست‌جو نگُنجَد در جهان

۵۲۷ آن نخواهد کین بُوَد بر پُشتِ خاک تا مَلِک بُکْشَد پدر را زِ اشْتِراک

به همین دلیل گفته اند حکومت عقیم است چرا که از ترس، فرزندان و تخم و ترکه خود را هم می کشد:

۵۲۸ آن شنیدستی که اَلْمُلْکُ عَقیم؟ قَطْعِ خویشی کرد مُلْکَت‌جو زِ بیم

پادشاهان با فرزندشان هم پیوندی ندارند، مثل آتش که به دلیل سوزانندگی نمی تواند با کسی پیوند داشته باشد:

۵۲۹ که عَقیم است و وِرا فرزند نیست هَمچو آتش با کَسَش پیوند نیست

آتش همه چیز را و در آخر خودش را می خورد چون تاب شراکت با کسی را ندارد:

۵۳۰ هر چه یابد او بِسوزَد بَر دَرَد چون نَیابَد هیچ خود را می‌خورَد

مولانا می گوید پس هیچ باش تا طعمه حرص نشوی که دلش مانند سندان آهنگران، از آهن است:

۵۳۱ هیچ شو وا رَهْ تو از دَندانِ او رَحْم کَم جو از دلِ سِندانِ او

وقتی از نفسانیت خالی شوی، از سنگدلان مترس و هر روزی که از خواب برمی خیزی، احساس فقر و هیچ بودن کن:

۵۳۲ چون که گشتی هیچ، از سِندان مَتَرس هر صَباح از فَقرِ مُطْلَق گیر دَرس

3 آبان 1404


[1] زلت: لغزش

[2] باه: شهوت جنسی