اضطراب و هنر

اضطراب و اختلال:

اضطراب کارکرد طبیعی روان ما برای احتراز از خطراتی است که ممکن است تهدیدکننده باشند. اما همین اضطراب اگر از حدی بگذرد، می تواند به اختلال و تروما تبدیل شود. به این معنی که روند عادی زندگی فرد را مختل کند.

در زندگی هر انسانی خاطرات بدی وجود دارد که می تواند تبدیل به ترومایی روانی گردد. به این معنی که تاثیری منفی و کلی بر روند زندگی او بگذارد.

انواع اضطراب:

این تروماها می توانند حاد یا مزمن و همچنین فردی یا جمعی باشند. تروماهای حاد طی حوادث ناگهانی به وجود می آیند مثل ترومای ناشی از سوء استفاده جنسی یا کتک خوردن شدید در کودکی.

تروماهای مزمن در طی زمان ایجاد می شوند. مثل ترومای ناشی از زندگی در یک محیط متشنج خانوادگی که علاوه بر کودکان بی گناه و بی تقصیر، خود والدین را هم درگیر می کند. کودکان از همه جهت از بزرگسالان آسیب پذیرترند چرا که توقع دارند بزرگترها و به خصوص والدین، پشت و پناه شان باشند نه عامل اذیت و آزارشان.

تروماهای سیاسی هم جمعی اند و هم مزمن. این تروما ناشی از زندگی تحقیر آمیز تحت دیکتاتوری ها هستند که با اعمال زور فرد و جامعه را تحقیر می کنند یا اختلال ناشی از زندانی بودن و زیر حکم های سنگین بودن که سالها بعد از آزادی هم در خواب و بیداری، دست از سر انسان برنمی دارد. یا ترومای ناشی از جنگ های طولانی که با از دست دادن نزدیکان و تخریب خانه و اموال همراه باشد.

از دیگر اختلالات سیاسی و اجتماعی، زیستن در کشورهایی با نرخ بیکاری و فقر بالاست که زندگی را از همان دوران نوجوانی تحت تاثیر قرار می دهد. بدترین نتیجه روحی زندگی در یک دیکتاتوری، احساس زورگیری و تحقیر شدن و بی پناهی است. مثل کودکی که گرفتار یک بزرگسال دیوانه و قلدر افتاده و می ترسد و می لرزد و تنها دشنام می دهد. در واقع خشم و عصبیت آن سوی سکه ترس و ناامنی است. انسان نسبت به چیزی که از آن می ترسد، خشم می گیرد.

ترس از جمع و ترس از دیده شدن و قضاوت شدن، هم اختلالی است که هم در کودکان و هم در بزرگسالان وجود دارد. راه چاره اش مواجهه با جمع و شکستن تابوی آن است.

تروماهای فردی ناشی از حوادث هم مدتها در زندگی انسان نقش بازی می کنند. مثل ترومای ناشی از تصادف سخت رانندگی یا حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله.

تحقیر بچه توسط همسن و سالان، ترومایی است که سال های طولانی و تا بزرگسالی در روح و روان او می ماند.

اضطراب شدید در کودکان معمولا به شکل شب ادراری و در بزرگسالان به شکل بی خوابی و بدخوابی و خودخوری تظاهر می کند.

هنردرمانی:

سخن گفتن و درد دل کردن می تواند به آرامش و کاهش اضطراب کمک کند ولی کودکان که قدرت بیان کمتری دارند، معمولا با نقاشی یا مجسمه سازی یعنی هنرهای غیر کلامی خود را بیان می کنند. بزرگترها با مراجعه با روانشناس و سخن گفتن می توانند آرام شوند. به علاوه با قرار گرفتن در محیط های سالم هنری و فرهنگی و اجتماعی و خانوادگی و مشارکت در انجمن ها و ان جی او ها می توانند بر اضطراب خود فائق آیند.

هنردرمانی از طریق خواندن رمان و دیدن فیلم، می تواند به کسانی که در بیان خود ضعیفند کمک کند تا با افراد قصه و فیلم همذات پنداری کنند و حرف دلشان را از زبان نویسنده بشنوند و بزنند. مولانا این ویژگی هنردرمانی را چنین بیان کرده است:

بهتر آن باشد که سر دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

یعنی تو در سرگذشت شخصیت های قصه و فیلم خودت را پیدا و بیان می کنی.

هنر می تواند به بیمار کمک کند خود را بیان کند. با محیط ارتباط برقرار نماید. ذهنش را از دردی که در آن لانه کرده تخلیه و تصفیه و والایش و پالایش نماید و اعتماد به نفسش را تقویت کند.

منبع:

هنردرمانی در درمان اضطراب و تروما/ یلدا زندگندمی/ نشر منظومه خردپژوهان

7 شهریور 1404