سخن گفتن به زبان های مختلف

محمدامین مروتی

مولانا در دفتر چهارم از نحوه تعامل سلیمان با موجودات مختلفی سخن می گوید که با هر یک به فراخور فهم و شخصیت او برخورد کرد.

ای سلیمانی که زبان مرغان را می دانی! با هر مرغی به زبان خودش سخن بگو. با اهل جبر با منطق جبر سخن بگو و با دل شکستگان و بیماران از فضیلت تحمل و صبر بگو:

۸۵۰ مَنْطِقُ‌الطَّیْرِ سُلَیمانی بیا بانگِ هر مُرغی که آید، می‌سَرا

۸۵۱ چون به مُرغانَت فرستاده‌ست حَق لَحْنِ هر مُرغی بِدادَسْتَت سَبَق[1]

۸۵۲ مُرغِ جَبْری را زبانِ جَبْرگو مُرغِ پَراِشْکَسته را از صَبر گو[2]

به مرغ صبور دلخوشی ده و به مرغ اهل دل از کوه قاف بگو:

۸۵۳ مُرغِ صابِر را تو خوش دار و مُعاف مُرغِ عَنْقا[3] را بِخوان اَوْصاف قاف

به کبوتر بگو مواظب باز باشد و به باز بگو مراعات کبوتر را بکند:

۸۵۴ مَر کبوتر را حَذَر فرما زِ باز باز را از حِلْم گو و اِحْتِراز

با خفاش از فواید روشنایی بگو و به کبک جنگجو، صلح و صفا بیاموز و با خروسان از نشانه های صبح بگو و به همین ترتیب سایر پرندگان را نیز، موافق احوالشان راهنمایی کن:

۸۵۵ وان خُفاشی را که مانْد او بی‌نَوا می‌کُنَش با نورْ جُفت و آشنا

۸۵۶ کَبْکِ جنگی را بیاموزان تو صُلْح مَر خُروسان را نِما اَشْراطِ صُبح[4]

۸۵۷ هم‌چُنان می‌رو زِ هُدْهُد تا عُقاب رَهْ نِما وَاللهُ اَعْلَمْ بِالصَّواب

18 خرداد 1404


[1] سبق دادن یعنی آموختن و درس دادن

[2] مولانا در فیه ما فیه، می گوید: «احوال انبیا همچون مدرسه ای است که در او فقها باشند که هر فقیهی را مدّرس بر حسبِ استعداد او جامگی می دهد. یکی را ده، یکی را بیست و یکی را سی. ما نیز سخن را به قدرِ هرکس و استعداد او می گوییم.»

[3] عنقا: سیمرغ

[4] اَشراطِ صبح، یعنی نشانه های صبح