آزادی و کار
آزادی و کار
محمدامین مروتی
دغدغه سیمون وی در کتاب "آزادی و سرکوب"، انسان آزاد است. انسانی که نه مثل گذشته برده طبیعت باشد و نه مثل امروز برده جامعه. در انسان دو گرایش متناقض وجود دارد: عشق به آزادی برای خود و عشق به سلطه بر دیگران.
سیمون وی می گوید بزرگ ترین فاجعه زندگی بشر اشتباه گرفتن هدف با وسیله است. تولید هدف نیست، وسیله است. افزایش بی مهار تولید انسان را به کرامت انسانی نمی رساند.
در سِفر پیدایش، آدم و حوا به گناه نافرمانی به زمین تبعید می شودند و خداوند نفرین شان می کند که من بعد باید با کد یمین و عرق جبین کار کنید تا زنده بمانید، در حالی که در بهشت روزی بی رنج و کوشش داشتید. بنابراین روایت، کار یک شر بنیادین و نفرین باستانی تلقی می شد. اما سیمون وی می گوید انسان باید با همین کار خود را بسازد و این نفرین را به خیر اعلی تبدیل کند. کار مایه ی شرف انسان و بلکه و جه تمایز او با حیوان است.
در زمان شکار و ماهیگیری، انسان برده ی شکمش بود. در دوران برده داری، برده ی شلاق و در دوران سرمایه داری برده ی کار و بوروکراسی.
کار در شکل کنونی آن چیزی در ردیف اعمال شاقه و بردگی است در حالی که وضع مطلوب آن است که کار و دانش بر تخت شاهی بنشینند و کار کردن به یک فرهنگ مفرح و شادی آور تبدیل شود. کار انسان را بسازد و کامل تر سازد. این دغدغه مارکس هم بود اما مارکس از قدرت دیوانسالاری در تباه کردن این آرمان و ممانعت از تحقق آن غافل بود. انسان امروز بازیچه بوروکراسی و قدرت و ثروت بی مهار است.
سیمون وی می گوید آزادی به معنی بیکارگی و تن آسانی نیست. آزادی فقدان قانون نیست. همچنین فقدان مشکل و مسئله نیست بلکه حل معقول و آزادانه مسائل است و معنای زندگی در همین تلاش نهفته است که انسان در بدترین شرایط انتخاب کند و پیش رود.
12/3/1404