نگرانی و آرامش
نگرانی و آرامش
محمدامین مروتی
می توان به دوگونه به زندگی نگریست و روی کرد:
کار غلط کردن و نگران شدن بابت خرابکاری های مان.
درست زیستن و نگران نبودن بابت خطاهای مان.
ما در طول زندگی کارهای فراوانی می کنیم که می دانیم اشتباه است ولی به دلایل مختلف و سبک زندگی برگزیده مان، انجام شان می دهیم و بعد نگران عواقب آن ها می شویم.
در حالی که می توانیم به قدر وسع و توان سعی کنیم کاری را که می دانیم درست است انجام دهیم و نگران نتایج کار نباشیم. چون اصل را بر درست زیستن و خطاکار نبودن گذاشته ایم.
حاصل نوع اول زیستن، نگرانی و اضطراب و ناآرامی و تشویش و دویدن و شتابناکی و وقت کشی است. شتابزدگی و کمیت زدگی. دویدن و نرسیدن.
حاصل نوع دوم زیستن، آرامش و وجدان راحتی است که سر به بالش راحتی دارد. حتی مرگ و بیماری هم او را وحشت زده نمی کند. در حد وسع و توان با بیماری و مرگ هم واقع بینانه برخورد می کند و خود را بخشی از قوانین هستی می داند نه استثنا و تافته ای جدابافته از عالم. مهم این است که با مسائل و چالش هایش واقع بینانه و مسئولانه برخورد کرده است. مهم این است که فرصتی رایگان برای زندگی کردن به دلخواه خود در اختیارش گذاشته اند. مهم این است درست زیسته نه اینکه چقدر زیسته:
گر بدین سان زیست باید پَست
من چه بی شرم ام اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچۀ بن بست
گر بدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاک ام اگر نَنْشانم از ایمانِ خود، چون کوه
یادگاریْ جاودانه، بر ترازِ بی بقایِ خاک (شاملو)
22 اردیبهشت 1404